مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • توصیه های ارزشمند درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش دخترانه
  • راهکارهای تجربه شده درباره آرایش (آپدیت شده✅)
  • ☑️ تکنیک های طلایی و ضروری درباره میکاپ
  • ✅ توصیه های آرایش دخترانه و زنانه
  • هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها توجه کرد
  • تکنیک های اساسی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های آرایش دخترانه و زنانه
  • روش های سريع و آسان درباره میکاپ که باید در نظر بگیرید
  • ⛔ هشدار : ترفندهایی که درباره آرایش برای دختران حتما باید به آنها دقت کرد
نگارش پایان نامه درباره :مقایسه روش های انعقاد، فیلتراسیون غشایی و جاذب ها ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

۴-۳-۳-۱۱ مروری بر تحقیقات صورت گرفته درزمینه­ی سیستم­های غشایی
از اواخر قرن گذشته بسیاری از محققین علاقه‌ی خود را با انجام پروژه­ های تحقیقاتی در زمینه ­های مختلف سیستم­های فیلتراسیون غشایی نشان داده­اند. اگر به روند تاریخی این تحقیقات نگاه کنیم، به اقبال عمومی پژوهشگران از سیستم­های اسمز معکوس و نانوفیلتراسیون طی چند سال اخیر پی خواهیم برد. به همین منظور در این قسمت، خلاصه‌ای از نتایج به‌دست‌آمده توسط سایر محققین از غشاهای RO و NF ارائه می­گردد.
در سال­های قبل به طور سنتی از روش­های ترسیب برای حذف فلزات سنگین به‌ویژه آهن استفاده ‌شده­است. علی­رغم استفاده‌ی متعدد از این روش به دلیل سادگی نسبی، هزینه‌ی پایین و تنظیم ساده‌ی pH، اما این روش ایرادهایی هم دارد. Fenglian و همکاران این مشکلات را این چنین ذکر کردند: الف) ترسیب هیدروکسیدی حجم بالایی لجن کم دانسیته تولید می‌کند که مشکل آبگیری و دفع لجن ایجاد می کند. ب) بعضی هیدروکسیدهای فلزی آمفوتری هستند و ترکیب فلزات برای ترسیب هیدروکسیدی مشکل­زاست، چون pH ایده­آل برای یک فلز ممکن است برای بقیه‌ی فلزات مناسب نباشد. ج) وقتی عامل­های پیچیده در فاضلاب هستند، ترسیب هیدروکسیدی فلزات را مختل می­ کنند. لازم به ذکر است که ترسیب سولفیدی مشکلات به‌مراتب کمتری نسبت به ترسیب هیدروکسیدی دارد[۵۷].
پایان نامه - مقاله
Feng و همکاران در سال ۲۰۱۱ با ادغام روش­های wet land، اولترافیلتراسیون و اسمز معکوس اقدام به تصفیه‌ی فاضلاب حاصل از کارخانه‌ی فولاد نمودند. در این تحقیق ابتدا فاضلاب از سیستم wet land عبور داده می­شد (پیش‌تصفیه) و سپس به ترتیب وارد سیستم­های UF و RO می­گردید. عمده فلزات تشکیل‌دهنده‌ی این فاضلاب شامل آهن و منگنز می‌باشد. آن‌ها با بهره گرفتن از این سیستم پیش‌تصفیه توانستند غلظت آلاینده­های مختلف را تا حد قابل‌قبولی کاهش دهند. پساب خروجی از سیستم RO، حذف ۱۰۰% فلزات سنگین را تجربه کرده­است[۵۸].
همچنین Rombardo و همکاران اقدام به حذف آلاینده­های آب زیرزمینی (به‌ویژه فلزات سنگین) با روش نانوفیلتراسیون کردند. همانطورکه در نمونه­های گرفته‌شده از چاه­های ۱،۲ و ۳ دیده می‌شود، غلظت فلزات سنگین بسیار کم می‌باشد و روش نانوفیلتراسیون قادر به حذف این آلاینده­ها به طور مناسبی (بیش از ۸۰%) می‌باشد[۵۹]. داده ­های آب اولیه ی آن‌ها در جدول ۴-۱۴ ارائه گشته ­است.
علاوه بر آن در سال ۲۰۰۷، Bartels و همکاران اقدام به استفاده از غشای نانوفیلتراسیون جدیدی برای حذف آلاینده­ها از آب زیرزمینی کردند. آن‌ها نیز درصدهای حذف بیش از ۸۰% را تجربه کردند. خلاصه داده ­های آب زیرزمینی آن‌ها نیز در جدول ۴-۱۴ آمده است [۵۶]. همانطورکه از نتایج این تحقیق می­توان فهمید، غالباً حذف فلزات سنگین، به‌ویژه آهن و منگنز در غلظت­های کم صورت گرفته­است.
در سال ۱۹۹۶، Schoeman و همکاران اقدام به تصفیه‌ی فاضلاب کارخانه‌ی فولاد با روش اسمز معکوس کردند. آن‌ها بیشترین درصد­های حذف را برای عناصر چند ظرفیتی معرفی کردند که منطبق با نتایج سایر محققین می‌باشد. غالباً درصدهای حذف بالای ۹۰% گزارش شدند. لازم به ذکر است که در این تحقیق نیز غلظت فلزات سنگین بسیار کم بوده است [۳۰].
علاوه بر حذف فلزات سنگین از فیلتراسیون غشایی برای حذف آلاینده­های فاضلاب کارخانه لبنیات هم استفاده ‌شده­است[۳۱]. در این تحقیق از روش­های RO و NF برای حذف آلاینده­ها استفاده گردید و کارایی آن‌ها مقایسه گردید. همانطورکه می­توان حدس زد، عملکرد غشای RO بهتر از NF در حذف آلاینده­ها می‌باشد که دلیل آن رفتار متفاوت دو غشا، فشار اسمزی و اندازه‌ی منافذ می‌باشد. خلاصه‌ی این مقایسه در جدول ۴-۱۴ آمده­است.
همانطورکه ذکر گردید صنایع مختلف ازجمله صنایع نفتی از روش اسمز معکوس برای حذف آلاینده­ها استفاده کرده ­اند. در سال ۲۰۰۸، Al-Jeshi و همکاران از دو غشای RO مختلف برای مقایسه‌ی راندمان‌های حذف استفاده کردند. طبق نتایج به‌دست‌آمده‌ی آن‌ها، راندمان‌های حذف TOC بیش از ۹۹% توسط هر دو غشا می‌باشد[۶۰]. خلاصه‌ی تحقیق در جدول ۴-۱۴ موجود است.
در سال ۲۰۱۰، محققان عربستانی اقدام به حذف فلزات سنگین از فاضلاب­های عربستان جهت آبیاری اراضی کردند. در این تحقیق، راندمان حذف فلزات سنگین در دو روش RO و جذب به وسیله‌ی رس عربستان مقایسه شده­است. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، رس عربستان جاذبی مناسب و قابل رقابت با سیستم غشایی RO معرفی گردیده است[۶۰]. خلاصه‌ی نتایج این تحقیق در جدول ۴-۱۴ آمده­است.
در سال ۲۰۱۳ نیز Al-Rashdi و همکاران اقدام به بررسی راندمان حذف فلزات سنگین مختلف با غلظت­های بالا توسط NF نمودند. این تحقیق همچنین در مورد نحوه‌ی گرفتگی غشا پس از عملیات تصفیه نکاتی را ذکر می‌کند[۶۰]. این محققین گزارش کردند وقتی pH کمتر از نقطه‌ی ایزوالکتریک است، حذف افزایش می‌یابد. درصد حذف در pH اسیدی و فشار ۴ بار برای کادمیوم، منگنز و سرب به ترتیب برابر ۹۹%، ۸۹% و ۷۴% است. گرفتگی فلاکس به دلیل رسوبات یون‌های فلزی به ترتیب مقابل می‌باشد:
Cu2+ > Cd2+ = Mn ۲+ > Pb2+ = As3+
در سال ۲۰۱۰، محققان هندی نمونه­هایی از شیرابه­های مراکز دفن تهیه و اقدام به تصفیه‌ی آن‌ها به‌وسیله‌ی نانوفیلتراسیون نمودند. شیرابه­های مراکز دفن مقدار زیادی مواد آلی، رنگ و فلزات سنگین دارند. اطلاعات فاضلاب خام بدین شرح است:
COD = 67719 mg/lit, BOD = 22418 mg/lit, Cl- = ۳۸۴۷ mg/lit, SO42- = ۹۰۹ mg/lit.
بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، با افزایش فشار راندمان حذف افزایش‌ یافته­است. ترتیب حذف فلزات سنگین نیز به شرح مقابل است: Cr3+ > Ni2+ > Zn2+ > Cu2+ > Cd2+
این ترتیب متناسب با عکس ترتیب ضریب پخش این عناصر می‌باشد. برای کل یون‌های این تحقیق غالباً درصد­های حذف بالاتر از۶۰% گزارش گردیده­است[۶۱].
سال ۱۳۹۲، محقق (دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیرالدین طوسی) از غشاهای نانو و اسمز معکوس برای حذف آلاینده­های کارخانه­های آنتی­بیوتیک­سازی استفاده کرد. بر اساس آزمایش­های ایشان درصد سفیکسیم از فاضلاب توسط غشای نانو ۹۳% و توسط غشای اسمز معکوس ۹۸% گزارش گردید. این آزمایش­ها در فشار بهینه‌ی ۱۱ و ۱۵ بار به ترتیب برای NF و RO در pH برابر ۴ بوده است[۵۸].
جدول ۴-۱۴خلاصه‌ای از تحقیقات پیشین در مورد سیستم­های غشایی]۵۶[

 

شماره‌ی مرجع
پارامتر
TU (NTU)
EC (μs/cm)
COD (mg/lit)
آمونیوم (mg/lit)
سولفات (mg/lit)
سدیم (mg/lit)
آهن
(mg/lit)
منگنز (mg/lit)

 

[۵۸]
غلظت
۲۰/۸۰
۱۲۵۷
۲۵/۸۸
۱/۷۳
۱۰۶/۴۳
۱۰۹/۳۷
۱/۵۹
۰/۵۳

 

درصد حذف
۱۰۰%
۹۸/۳%
۷۹%
۹۴%
۱۰۰%
۹۸/۴%
۱۰۰%
۱۰۰%

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه با موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی گرایش بیمه- ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

همانگونه که گفته شد، به منظور تأیید و بررسی متغییرهای مدل و شاخص های تشکیل دهنده آن ها و ارائه مدل نهایی تحقیق در خصوص روابط بین سبک های رهبری و مدیریت دانش از نرم افزار PLS استفاده گردید. مطابق با شکل ۵-۴ مقادیر موجود روی ارتباطات مدل سنجش (ارتباط شاخص ها با ابعاد) بیانگر بار عاملی و مقادیر موجود روی ارتباطات مدل ساختاری (ارتباط بین ابعاد) بیانگر ضرایب مسیر[۲۵۷]می باشند.
شکل ۵-۴: بارهای عاملی و ضرایب مسیر متغییرها و شاخص های تشکیل دهنده مدل
مقدار بار عاملی باید بزرگ تر از ۶/۰ باشد، مقدار بار عاملی کوچک تر از ۴/۰ کوچک محسوب شده و باید از مجموعه شاخص ها حذف گردد. با توجه به نتایج تحلیل، بار عاملی شاخص های تشکیل دهنده مدیریت دانش که عبارتند از تعیین اهداف دانشی، شناسایی و کسب دانش، توسعه و تسهیم دانش، نگهداری و استفاده از دانش و ارزیابی و بازخور به ترتیب برابر با ۹۰۵/۰، ۹۴/۰، ۸۹۸/۰، ۹۰۹/۰و ۹۳۸/۰ و از حداقل قابل قبول یعنی ۴/۰ بیشتر بوده است، بنابراین نقش هر پنج عامل به عنوان عوامل تشکیل دهنده مدیریت دانش مورد تأیید قرار گرفت.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بار عاملی مربوط به شاخص های متغییر مدیریت دانش شکل ۶-۴:
شاخص های تشکیل دهنده رهبری تحول آفرین شامل رفتارهای آرمانی، ویژگی های آرمانی، انگیزش الهام بخش، ترغیب دهنی و ملاحظات فردی هستند که با توجه به اینکه بار عاملی مربوط به این شاخص ها به ترتیب برابر با ۸۴۲/۰، ۸۶۳/۰، ۹۲۶/۰، ۹۱/۰، ۸۵۹/۰ بوده است، لذا می توانیم این متغییرها را به عنوان شاخص های تشکیل دهنده بعد رهبری تحول آفرین بدانیم.
بار عاملی مربوط به شاخص های متغییر رهبری تحول آفرین شکل ۷-۴:
با توجه به ادبیات موضوع تحقیق، متغییرهای پاداش مشروط، مدیریت بر مبنای استثناء فعال و مدیریت بر مبنای استثناء منفعل به عنوان شاخص های تشکیل دهنده بعد رهبری تبادلی معرفی شدند که نتایج تحلیل نشان داد، بار عاملی مربوط به این شاخص به ترتیب برابر با ۹۱۲/۰ ، ۸۱۴/۰ و ۲۶۳/۰ بوده است. همانگونه که قبلاً نیز بیان گردید، از آنجا که بار عاملی متغییرهای پاداش مشروط و مدیریت بر مبنای استثناء فعال بزرگ تر از حداقل قابل قبول یعنی ۴/۰ است، لذا این دو متغییر به عنوان شاخص های تشکیل دهنده رهبری تبادلی مورد تأیید قرار می گیرند اما در مورد مدیریت بر مبنای استثناء منفعل، با توجه به اینکه بار عاملی آن کمتر از حداقل قابل قبول است، بنابراین این متغییر از مدل حذف می گردد.
بار عاملی مربوط به شاخص های متغییر رهبری تبادلی شکل۸-۴:
۲-۷-۴ مدل مفهومی تحقیق در قالب مدل سازی معادلات ساختاری
با توجه به تحلیل های صورت گرفته در قسمت قبل، تعیین اهداف دانشی، شناسایی و کسب دانش، توسعه و تسهیم دانش، استفاده و نگهداری از دانش و ارزیابی و بازخور به عنوان پنج شاخص مربوط به بعد مدیریت دانش مورد تأیید قرار گرفتند. همچنین نتایج تحلیل ها در مورد رهبری تحول آفرین نشان داد که پنج شاخص ویژگی های آرمانی، رفتارهای آرمانی، انگیزش الهام بخش، ترغیب ذهنی و ملاحظات فردی به عنوان عوامل تشکیل دهنده این بعد محسوب می شوند که بیشترین بارعاملی را دارا می باشند. بعد دیگر رهبری تبادلی است که دو شاخص تشکیل دهنده ی آن شامل پاداش مشروط و مدیریت بر مبنای استثناء فعال مورد تأیید قرار گرفتند، اما مدیریت بر مبنای استثناء منفعل به دلیل بار عاملی پایین مورد تأیید قرار نگرفت و از جریان تحلیل حذف گردید. و همچنین از میان متغییرهای مکنون مدل، سبک رهبری عدم مداخله گر به دلیل اینکه معناداری رابطه آن با مدیریت دانش مورد تأیید قرار نگرفت از مدل حذف می گردد و در نهایت بر اساس این نتایج و با توجه به فرضیات تحقیق مدل مفهومی نهایی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری در قالب شکل ۹-۴ ارائه گردید.
انگیزش الهام بخش
ترغیب ذهنی
ملاحظات فردی
ویژگی های آرمانی
رفتارهای آرمانی
تعیین اهداف دانشی
شناسایی و کسب دانش
توسعه و تسهیم
ارزیابی و بازخور
استفاده و نگهداری
پاداش مشروط
مدیریت بر مبنای استثناء فعال
شکل ۹-۴: مدل مفهومی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری
۳-۷-۴ نمودار مسیر و آزمون فرضیات با بهره گرفتن از مدل سازی معادلات ساختاری
بر اساس مدل مفهومی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری که در قسمت قبل ارائه گردید، ضرایب مسیر و آماره t مربوط به هر یک از فرضیات فرعی و رابطه هر یک از انواع سبک رهبری با مدیریت دانش مورد بررسی قرار گرفت. اندازه ضرایب مسیر، نشان دهنده قدرت و قوت رابطه بین دو متغییر مکنون است. ضرایب مسیر مثبت نشان دهنده اثرات مثبت (روابط مستقیم بین دو متغییر) یک متغییر بر متغییر دیگر است. در صورتی که علامت منفی نشان دهنده اثرات منفی (روابط معکوس) یک متغییر بر متغییر دیگر است. ضرایب مسیر مربوط به مدل در جدول ۶-۴ ارائه گردیده است.
جدول ۶-۴: ضرایب مسیر متغییر های مکنون مدل

 

ضرایب مسیر ابعاد
۲۵۳/۰ مدیریت دانش رهبری تحول آفرین
۵۵۳/۰ مدیریت دانش رهبری تبادلی
۱۲۵/۰- مدیریت دانش رهبری عدم مداخله گر

به منظور بررسی آماره های t مربوط به هر کدام از ارتباطات موجود در مدل سنجش (روابط بین ابعاد)، از قابلیت Bootstrapping نرم افزار PLS استفاده گردید. برای تأیید یک فرضیه در سطح معنادار ۹۵/۰ باید حداقل t آماری معادل ۹۶/۱ باشد. شکل ۱۰-۴ مقدار آماره t مربوط به متغییرهای مکنون مدل را نشان می دهد.
شکل ۱۰-۴: مقدار آماره t مربوط به متغییرهای مکنون مدل
اولین فرضیه فرعی تحقیق به شرح زیر می باشد:
« بین سبک رهبری تحول آفرین و اقدامات مدیریت دانش در صندوق ضمانت صادرات ایران رابطه معنا داری وجود دارد.»
به منظور بررسی این فرضیه ضریب مسیر مربوطه، در نرم افزار حداقل مربعات جزئی محاسبه گردید که معادل ۲۵۳/۰ می باشد. این ضریب نشان دهنده رابطه مثبت و معنی دار میان رهبری تحول آفرین و مدیریت دانش می باشد و نتایج تحلیل رگرسیون صورت گرفته به وسیله نرم افزار spss را تأیید می نماید. همچنین مقدار آماره t در مورد رابطه میان رهبری تحول آفرین و اقدامات مدیریت دانش برابر با ۲۲۳/۳ می باشد که با توجه به اینکه بالاتر از مقدار آستانه ای ۹۶/۱ است، مؤید معنی داری رابطه میان این دو متغییر می باشد.

نظر دهید »
مطالب پژوهشی درباره مدل جدید تراوایی برای غشاهای ماتریس آمیخته ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در اصل برای هدایت الکتریکی کامپوزیت ها و برای مقادیر کم تا متوسط بارگذاری پرکن ها ارائه شد (
پایان نامه - مقاله - پروژه
اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات در نظر گرفته نشده است .
یک رابطه صریح را بیان می کند که به راحتی قابل حل می باشد .

 

 

 

مکسول

 

 

 

در ابتدا برای محاسبه ثابت دی الکتریک ذرات کامپوزیت ارائه شد با این حال رنج تغییرات گسترده ای را برای نسبت به مکسول پوشش می دهد . اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات در نظر گرفته نشده است .
یک رابطه ضمنی است که باید به روش عددی حل شود .

 

 

 

بروگمن

 

 

 

در ابتدا برای مدول الاستیک ذرات ارائه شد .رنج تغییرات گسترده ای را برای پوشش می دهد .
اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات با در نظر گرفتن بیان شده است .
یک رابطه صریح را بیان می کند که به راحتی قابل حل می باشد.

 

 

 

لوییس ، نلسن

 

 

 

در ابتدا برای انتقال حرارت در کامپوزیت ها ارائه شد .رنج تغییرات گسترده ای را برای پوشش می دهد .
اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات با در نظر گرفتن بیان شده است .
یک رابطه ضمنی است که باید به روش عددی حل شود

 

 

 

پال

 

 

 

همانند مکسول است که فاز میانی سطح پرکن ها و ماتریس را در نظر می گیرد .
اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات با در نظر گرفتن بیان شده است .
اما همان محدودیت بارگذاری پرکن ها را دارد.

 

 

 

مکسول اصلاح شده

 

 

 

در ابتدا برای انتقال حرارت در کامپوزیت ها ارائه شد . که فاز میانی سطح پرکن ها و ماتریس را در نظر می گیرد اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات با در نظر گرفتن بیان شده است .
اما همان محدودیت بارگذاری پرکن ها را دارد .

 

 

 

فلسک

 

 

 

مانند مدل فلسک است که فاز میانی سطح پرکن ها و ماتریس را در نظر می گیرد اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات با در نظر گرفتن بیان شده است .
اما همان محدودیت های فلسک را دارد .

 

 

 

فلسک اصلاح شده

 

 

 

مانند مدل پال است . با سه فازی در نظر گرفتن غشای ماتریس آمیخته میانی سطح پرکن ها و ماتریس را در نظر می گیرد اثرات مربوط به توزیع ذرات،شکل ذرات،اندازه ذرات و تجمع ذرات را در نظر می گیرد همانند پال برای مقادیر کم تا زیاد داری جواب است . در مورد ساختار تراوا پیش بینی خوبی ندارد

 

 

 

پال اصلاح شده

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده در رابطه با نقد ساختارگرایانۀ فیلمنامه های علی حاتمی- فایل ۱۰
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

حبیب: دل من پیش توئه.
فروغالزمان: میگن پس چرا پا پیش نمیگذاره
حبیب: بگو یه برادر علیل داره، همه رفتن سی زندگی خودشون، بگو میمونه حبیب، حبیب هم باید قوم و خویش و یار و غار و کس و کار اون باشه، اونه که بیکسه.
فروغالزمان: اگه تو بخوای، من به خوبی تو و بدی اون میسازم، تر و خشکش میکنم، اگه بخواد سرشم میجورم، تو که یار بیکسونی، حبیب عالم، من از همه بیکسترم.
حبیب: تنهایی تو و اون توفیر داره، مثل تنهایی من و خدا، خدام تنهاست.» (مرکز:۵۸۰-۵۸۱)
* «فروغالزمان و حبیب در حیاط مشغول قدم زدن و صحبت هستند.
فروغ: خواستم تو خونه ببریمون گردش، بیحجاب، شونه به شونه، انگار زن و شوهرا، آخرین مد جورناله، برای شما برم کردم، …» (مرکز:۶۰۴)
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. «فروغالزمان» شخصیتی است صبور، آنقدر که به امید ازدواج با «حبیب» ده، چهارده سال در آن خانه مقیم میشود؛ «مهمان چند روزه، چند ساله شد.»

 

    1. او در برابر سرنوشت تسلیم است؛ این را علاوه بر امید و انتظار چندین سالهاش به وصال، از انس و اعتقاد فراوانش به تفال زدن از دیوان خواجهی شیراز درمییابیم. او مانند همهی انسانهای ناامید و بیدستاویز، از سر ناچاری به تفال پناه میبرد و به دنبال سخنی درخور و دلخواه از زبان »حافظ»، کتاب را میگشاید:

 

* «فروغ: قسم میدم، گذشتههامون که گذشته، طالع حالمونو بنما.» (مرکز:۵۷۸)
و مانند همهی انسانهای ناتوان در تصمیمگیری، که برای انجام یا عدم انجام کاری یا تصمیمی، نظر «عالم غیب» را شرط میدانند، رفتار میکند.
* «فروغ: …امروز که پا شدم، دست کردم حافظو از سر بخاری ورداشتم، فال گرفتم، این غزل اومد:
ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
حافظ دروغوم نمیگه، همشهریمه، همدردومه، از وقتی قدوم به سر طاقچه رسید، سر طاقچه یه قرآن دیدم، یه حافظ…» (مرکز:۶۰۵)
از نکات قابل اهمیت در مورد این شخصیت، که سبب شده آن را در ردهی شخصیتهای فرعی درجه اول به شمار آوریم، این است که با کمک آن، به شناخت کاملتر و بهتر شخصیت اصلی داستان، «حبیب» نائل میشویم. ما از گفتگوهای میان «حبیب» و «فروغالزمان» به نکاتی در مورد گذشتهی «حبیب» پی میبریم و از احساسات گذشته و حال او آگاه میشویم. هنگامی که «فروغالزمان» در مقابل «حبیب» قرار میگیرد، مدام برایش از احساسات خود و اعتراف به داشتن احساسات قوی او میگوید و جملاتی را که احساسات «حبیب» را تحریک کند، ادا میکند:
* «اتاق حبیب.
حبیب در رختخواب خود دراز کشیده. فروغالزمان با یک سینی پارچ و آب و لیوان وارد اتاق میشود و به سوی حبیب میرود.
حبیب: آب نطلبیده مراده.
فروغ: مراد که خودتونید حبیب عالم. جاتون راحته، سر شب که میام جاتونو پهن کنم، درارو میبندم، پردهها رو میندازم، میام زیر لحافتون، اما تنهایی جونوم یخ میکنه، جون زنا تابستونام خنکه، اما جون مردا زمستونام داغه. کوچیک که بودم، دم صبح میرفتم تو جای آقام، میسریدم زیر لحافشون، جاشون انگار سربینهی حموم، آتیش میبارید. حالا نه تنها دم صبح، از سر شب، سرما سرمام میشه. (مرکز:۵۷۸)
ولی در مقابل، نه تنها احساسات «حبیب» تحریک نمیشود، بلکه در برابر جملات احساسی «فروغالزمان»، پاسخی منطقی تحویل میدهد:
* «حبیب: هوا سرده، یه چیزی تنت کن.»
پی بردن به شخصیت منطقی و محکم «حبیب» و ایمان آوردن به اینکه او به خاطر تمایلات عاطفی شخصی و لذات طبیعی از تعهد و مسئولیتی که پذیرفته، یعنی سرپرستی «مجید» شانه خالی نمیکند، از طریق شخصیت «فروغالزمان» و دیالوگهایش به حصول میپیوندد. پس نویسنده از طریق قرار دادن شخصیتی احساسی در برابر شخصیت «حبیب»، قصد دارد او را فردی متعهد و مسئولیتپذیر معرفی نماید؛ این شیوه، همان معرفی یک ضد توسط ضدش است.
اهمیت دیگر شخصیت «فروغالزمان» در حادثهسازی او است. هنگامی که قصد عزیمت به مشهد مقدس را دارد، «مجید» از سر علاقه و همدردی با او به دنبالش میرود و برای منصرف کردن او از رفتن، مجبور میشود راز ازدواج خود را به او بگوید تا خیال او را از این بابت که دیگر «خار راه» وصال او و «حبیب» نمیشود، آسوده گرداند.
«فروغالزمان» خبر ازدواج «مجید» را به «حبیب» میدهد و به دلیل حدس اشتباه او مبنی بر اینکه همسر «مجید» «دختر سرایدار گاوداریه»، «حبیب» از اقدام برادرش استقبال میکند:
* «حبیب: بهبه، شاه داماد، شکر، آرزو به دل نشدی، اگه دیدی نمیخواستم اقدسو بگیری، اما این دختره که گرفتی، حقیقتا عقل کردی، یه دختر چشم و گوش بسته، اهل خونه، ولی اقدس، حکایتش چیز دیگهای بود.
مجید حالش منقلب میشود؛
یه زنه، مثل اونا که تو ناحیهان، با پول با این و اون میرن.» (مجموعه آثار علی حاتمی:۶۰۸)
به این ترتیب، «حبیب» بر اساس حدس بیپایهی «فروغالزمان» ناخواسته راز گذشتهی «اقدس» را برای برادرش فاش میکند.
از لحاظ نوع شخصیت، «فروغالزمان» را میتوان شخصیتی ساده و همچنین ایستا معرفی کرد. ساده به این دلیل که پبچیدگی و دشواری قابل توجهی در شخصیت و اعمال او دیده نمیشود و ایستا به این دلیل که در شخصیتش تحول و تغییر قابل توجهی حاصل نمیشود و حتی تصمیم به ترک تهران و عزیمتش به مشهد را نمیتوان دلیلی بر پویایی شخصیتی او دانست، زیرا این تصمیم همان رضایت به داده و تسلیم در برابر سرنوشت است که از ویژگیهای ایستای شخصیتی او به شمار میرود.

 

    1. اقدس

 

«اقدس»، همسر «مجید»، از شخصیتهای فرعی است که به دلیل حضور و نقش عمدهاش در داستان، در ردهی شخصیتهای فرعی درجه یک قرار میگیرد.
زندگی «اقدس» را میتوان از دو منظر مورد بررسی قرار داد:

 

    1. زمان پیش از آشناییاش با «مجید»: در این زمان، «اقدس» با انجام کارهای ناشایست روزگار میگذراند و از جملهی زنانی به شمار میرود که باجخوری موسوم به «دکتر»، به منظور دلالی و امرار معاش به نزد مردان میفرستد. «اقدس» در این زمان، زندگی مادیاش از موقعیت خوب و رضایتبخشی بر خوردار است، زیرا به دلیل زیبایی و جوانیاش، همواره مورد علاقه و طلب قرار میگیرد. ولی با این اوصاف، «اقدس» هیچ گونه مالکیتی نسبت به لوازم آسایش و رفاه خود ندارد و همهی آنها عاریتی و به شرط همکاری مسالمتآمیز او با «دکتر» است.

 

    1. زمان پس از آشنایی با «مجید»: در این زمان «اقدس» از کردار پیشینش دلزده و پشیمان است و برای جبران گذشتهی ناپسندش، ازدواج و زندگی کردن با «مجید»، جوان ناقص عقل و تیمارداری از او را انتخاب میکند تا با سختی این زندگی، رفاه ناپاک پیشین را از وجودش بزداید و پاکی این رابطه را جایگزین ناپاکی فریبندهی گذشتهاش کند.

 

از نظر شخصیتی نیز، شخصیت «اقدس» در جریان این انقلاب به کلی تغییر میکند. ما در داستان میبینیم که از زبان آرام و خونسرد، با آن عشوهگریهای کودکانه و اشتیاقش به همکاری با «مجید» در کودکی نمودن، چگونه در برخورد با «دکتر» کلمات رکیک و لوندانه جاری میشود. «اقدس» در مقابل «مجید» همچون دخترکی مطیع و بازیگوش است.
* «مجید: اق… اق… اق… اقدس، تو قصهی، تو قصهی دختر زرگر و پسر پادشاهو بلتی، دختر زرگر، ستارههای آسمون چندینه؟
اقدس: پسر پادشاه، برگ درختون چندینه؟ ستارههای آسمونم همچینه.
مجید: چند سالته؟
اقدس:دور و بر بیست
مجید: شوهر داری؟
اقدس: نه
مجید: شوهر کردی؟
اقدس: نه
مجید: شوهر میکنی؟
اقدس: آره
مجید: زن من میشی؟
اقدس: نه، اگه زنت بشم، منو با چی میزنی؟

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در رابطه با بررسی و تحلیل دو نظریه انسان دینی و دین ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۱-۲-۲-۱-): نگاه بیرون دینی:
اندیشمندان اسلامی، اعم از شیعه و سنی، در حوزه ضرورت بعثت پیامبران، که تعیین قلمرو دین از ثمرات مهم این بحث به شمار می آید، از دیدگاه و رهیافت یکسانی برخوردار نیستند. و در یک تقسیم بندی می توان نظرات آنها را در پنج محور عمده بدست آورد.[۱۳۴]
۲-۱-۲-۲-۱-۱-): رهیافت کلامی؛ (اصل حکمت و لطف):
این رهیافت در سده‏های پیشین، از سوی متکلّمان مطرح بوده است. در آن، وجود خداوند و صفات کمالی آن مانند؛ حکمت، لطف، علم، قدرت و خیرخواهی پیش فرض گرفته می‏شود. بر این اساس، خداوند، ذات واجب الوجودی است که صفات پیشگفته را به صورت بی‏نهایت دارد. یکی از این صفات، صفت حکمت است، که همه اعمال الهی از جمله آفرینش عالم امکان و انسان را حکیمانه و غایتمند می‏داند. در جای خود اثبات شده که فلسفه آفرینش انسان، رهیابی به کمال هدایت و سعادت حقیقی یعنی وصل به عالم مجرّدات و تقرّب به مقام الوهی است.
در صفحات آینده اثبات خواهد شد که پیمودن راه سعادت، برای انسانی که قوّه عقل وی با دام‏های گوناگونی مواجه است، به تنهایی میسور نیست؛ بلکه به مرشد و راهنمایی نیاز دارد تا انسان را در مقام شناخت و عمل مدد رساند. به دیگر سخن، برانگیختن پیامبران و سفیران آسمانی، شرط هدایت و کامیابی انسان است و بدون آن، انسان به غایت و مقصد آفرینش خود دست نخواهد یافت.
پایان نامه - مقاله
بر این اساس، صفات حکمت و خیرخواهی (قاعده لطف)، مقتضی است که خداوند برای نیل آفریده خود به مقصد خویش، ابزار و مقدّمات آن را در اختیار انسان قرار دهد و در صورت عدم آن، یعنی عدم ارسال سفیران آسمانی، انسان به غایت آفرینش دست نمی‏یابد و آفرینش وی از سوی خداوند، عمل غیر حکیمانه و به تعبیری عبث خواهد بود و با صفت حکمت الهی ناسازگار است.
همچنین نفرستادن پیامبران، با صفت خیرخواهی و لطف الهی در تعارض است؛ چرا که صفت پیشین مقتضی است، خداوند برای تأمین سعادت انسان و جلوگیری از گمراهی وی، پیامبرانی را ارسال کند که در صورت عدم آن، صفت خیرخواهی و اصل لطف مخدوش می‏شود؛ امّا این فرض که خداوند، حکیم و خیرخواه است، ولی نمی‏داند که بعثت پیامبران با وجود عقل، لطف و هادی و موصل انسان‏ها به سعادت است، یا این که می‏داند، امّا بر آن قدرت ندارد، خلاف صفت علم و قدرت لایتناهی الوهی است. بر این اساس، متکلّمان طرفدار اصل حُسن و قُبح عقلی، یعنی امامیّه و معتزله از اصل بعثت، به اصل وجوب لطف یاد می‏کنند.
شیخ مفید؛ که از متکلّمان و متفکّران نامدار شیعی است، در پاسخ به این پرسش که «بر وجوب نصب انبیا و رسل، چه دلیلی وجود دارد؟ می‏نویسد: دلیل ما لطف است که بر حق تعالی وجوب دارد.
او درباره وجوب لطف الهی می‏گوید: «غرض حق تعالی (که هدایت انسانها باشد) به آن توقف دارد. و درباره لطف می گوید: «اللطف هو ما یقرّب المکلّف معه من الطاعه و یبعّد عن المعصیه و لا حظّ له فی التمکین و لم‏یبلغ الإلجاءَ»[۱۳۵]
«لطف آن چیزی است که مکلف را به طاعت نزدیک می کند و از مصیت دور می کند ولی به حد اجبار نرسد».
در جای دیگری باعنوان «القول فی أنّ العقل لاینفکّ عن سمع» می‏نویسد:
امامیه بر این مطلب اتّفاق نظر دارند، که عقل در علم و نتایج علمی به سمع و شریعت نیازمند است و از آن انفکاکی ندارد؛ زیرا شریعت، عاقل را در کیفیّت استدلال آگاه می‏سازد.[۱۳۶] با این توضیح روشن می‏شود که نه ‏تنها در نزدیکی مکلّف به طاعت و دوری از معصیت به دین و شریعت نیازمندیم، بلکه در کیفیّت استدلال عقل و نتایج عقلی در شریعت، به متون دین نیاز داریم .البتّه از آن رو که مسئله انتظار بشر از دین و قلمرو شریعت، مورد پرسش روزگار شیخ مفید نبوده، از گستره مذهب به تفصیل سخن به میان نیامده است
سیّد مرتضی؛ از متکلّمان برجسته شیعی، با بهره گرفتن از قاعده لطف، به ضرورت بعثت انبیا می‏پردازد. در این زمینه می گوید:
«در میان افعال انسانها، افعال و رفتاری یافت می‏شود که اگر آنها را برگزیند، فعل واجب عقلی را مرتکب خواهد شد یا از قبیح عقلی پرهیز خواهد کرد و همچنین افعالی یافت می‏شود که انتخاب آنها، مستلزم انجام فعل قبیح یا اخلال به واجب می‏شود. حال اگر حق تعالی چنین مطلبی را بداند، بر او لازم است تا به بندگان اعلام کند تا به انجام فعل واجب و پرهیز از فعل قبیح دعوت شوند؛ بنابراین، بعثت اعلام‏کننده، یعنی پیامبران واجب است».[۱۳۷]
و در جای دیگر می افزاید:
«اعلم أنّه لا طریق من جهه العقل إلی القطع بفضل مکلّف علی آخر، لأنّ الفضل المراعی فی هذا الباب هو زیاده استحقاق الثواب، و لا سبیل إلی معرفه مقادیر الثواب من ظواهر فعل الطاعات، لأنّ الطاعتین قد تتساوی فی ظاهر الأمر حالهما و إن زاد ثواب واحده علی الأخری زیاده عظیمه و إذا لم‏یکن للعقل فی ذلک مجال فالمرجع فیها الی السمع، فإن دلّ سمع مقطوع به من ذلک علی شی‏ء عُوّل علیه وإلاّ کان الواجب التوقّف عنه و الشکّ فیه»[۱۳۸]
«مجالی برای عقل در درک ثواب و عقاب نیست و یگانه مرجع، سمع و شرع است. شریعت تنها در امور حیاتی و مربوط به سعادت و شقاوت انسان که از قلمرو عقل خارج است، به داوری می‏پردازد».
محقّق طوسی؛ نخست به دلیل فواید بعثت، آن را «حسن» بر می‏شمارد و به دلیل اشتمال آن بر لطف در انجام تکالیف، آن را واجب ذکر می‏کند:
«البعثه حسنه لاشتمالها علی فواید … و واجبه لاشتمالها علی اللطف فی التکالیف العقلیه».[۱۳۹]
«بعثت پیامبران نیکو است چون شامل فوائدی است . . . و بعثت واجب است به دلیل اشتمال آن بر لطف نسبت به تکالیف عقلیه».
ابن میثم؛ نیز می‏نویسد:
«وجود النبی ضروری فی بقاء نوع الانسان و اصلاح احواله فی معاشه و معاده و کل ما کان ضروریا فی ذلک فهو واجب فی الحکمه الاهیه فوجود النبی واجب فی الحکمه الالهیه»[۱۴۰]
«وجود پیامبر در بقاء نوع انسانی و و اصلاح احوالش در معاش و معاد ضروری است، و هر چه که اینگونه ضروری باشد پس در حکمت خداوند واجب می شود، پس وجود نبی در حکمت خداوند واجب است».
نکته قابل ذکر درباره ارزش معرفتی و قلمرو رهیافت پیشین این که فقط به مسأله ضرورت وحی آسمانی پرداخته است و ارزش آن نیز به آن محدود می‏شود؛ امّا این که آیا انسان نیز به چنین دینی نیازمند است و باید به آن ملتزم شود، پاسخ آن از دلیل پیشین بر نمی‏آید و در واقع، تفاوت دو مقوله فلسفه نیاز به دین و ضرورت آن در این جا روشن می‏شود؛ امّا در چهار دلیل پسین هر دو مقوله جمع شده است؛ یعنی هم آن ادّله، نیاز انسان به وحی را ثابت می‏کند و هم به تبع آن نوعی ضرورت و وجوب کلامی وحی را به خداوند ظاهر و کشف می‏کند.[۱۴۱]
۲-۱-۲-۲-۱-۲-): رهیافت عقلائی؛ (کرانمندی عقل):
دلیل پیشین، اعتبار خود را از بالا و به تعبیری علّت فاعلی یعنی صفات کمالی أخذ می‏کرد؛ امّا با قطع نظر از آن و توجّه به خود انسان و نیازها و محدودیّت‏هایش، می‏توان ضرورت بعثت را اثبات کرد. یکی از این راهکارها توجّه به کرانمندی عقل در شناخت مبدأ و معاد و تشخیص مصالح و مفاسد است که در عرصه‏های ذیل بدان توجّه می‏شود:
۱-): امداد عقل در شناخت مبدأ: هر چند خداوند در سرشت بهترین آفریده خود یعنی انسان، قوّه عاقله و فطرت در شناخت آفریدگار را نهادینه کرده است، قوّه عاقله چه بسا با لایه‏ها و حجاب‏های معرفتی مثل استدلال‏های به ظاهر عقلی در تشکیک وجود خداوند یا جزم به عدم آن، رو به افول و خاموشی می‏گذارد و فطرت و سرشت پاک انسانی با غرایز و هوس‏های مادّی و تبلیغات مسموم اغفال می‏شود.
بر این اساس، انسان برای شناخت خداوند نیازمند ندای بیرونی است و ندای عقل و فطرت، در بیش‏تر انسان‏ها به تنهایی کارساز نخواهد شد. به تقریر دیگر، شناخت و معرفت خداوند، واجب عقلی است و متکلّمان فصلی را به این بحث اختصاص داده و ادّله گوناگونی را برای آن مانند شکر منعم و رفع خوف از تصرّف غاصبانه در ملک الهی، اقامه کرده‏اند. از سوی دیگر، معرفت‏بدون پیامبران امکان ندارد؛ بدین سبب ایمان به نبوّت از باب مقدّمه واجب، واجب است.[۱۴۲]
۲-): شناسایی صفات خداوند: دلیل پیشین شناسایی وجود خداوند از راه بعثت را اثبات می‏کرد که بیش‏تر انسان‏ها بدان نیازمند بوده‏اند و هستند.
۳-): شناسایی معاد: شناخت معاد و فرجام هستی، به ویژه احوال و جزئیات آن، از قلمرو عقل و فلسفه خارج است؛ برای مثال، عالم برزخ، شفاعت، مدّت عذاب و معاد جسمانی از آموزه‏هایی هستند که شناسایی و اثبات آن‏ها از عهده عقل و فلسفه بر نمی‏آید، پس مردم و فیلسوفان باید برای شناخت معاد و امور غیبیه به پیامبران دست نیاز دراز کنند.
غزالی؛ در روش‏شناسی فهم دینی به روش و طریقه اهل سنّت روی آورد و راه جمودگرایان، حشویّه، فلاسفه و غلات از معتزله را ناکام و برای شریعت مضر دانست. وی در مقام نیاز به پیامبران می گوید:
«فطرت آدمیان از هرگونه دانشی خالی بوده و حق تعالی در آغاز حیات برای ادراک انسان به او حواس داد تا جهان محسوسات را درک کند و در سن هفت سالگی، قوّه تمییز به او بخشید و در مرحله بالاتر، عقل را به او عطا کرد تا حقایقی را که در مراحل قبلی نمی‏توانست بیابد، درک کند، ولی برتر از مرحله عقل، مرحله دیگری از کمال وجود دارد و آن بصیرتی است که انسان با آن، امور غیبی را درک می‏کند؛ مانند: رؤیای صادقه‏ای که در خواب می‏بیند؛ پس نبوّت، عبارت است از مرحله‏ای از کمال که با آن دیدی همراه است که با نور آن، مسائل غیب و اموری که عقل از ادراک آن ناتوان است، ادراک می‏شود و دلیل وجود چنین مقامی، وجود معارفی است که هرگز با عقل قابل دستیابی نبوده؛ مثل دانش پزشکی و ستاره‏شناسی این امور، با تجربه و تحقیق به دست نمی‏آید و انسان در شناخت آنها به الهام و یا توفیق الهی نیازمند است».[۱۴۳]
۴-): امداد عقل در تشخیص مصالح: یکی دیگر از عرصه‏های نیاز به نبوّت، قلمرو امور دنیایی است. عقل انسانی توانایی شناخت بعض مصالح و مفاسد دنیایی خود را دارد؛ امّا به دلیل غریزه خودخواهی و جلب منافع به سوی خویش و همچنین محدودیّت اصل علم بشری، از شناخت کامل و تمام همه مصالح و مفاسد فردی و اجتماعی ناتوان است؛ بدین سبب در شناخت مصالح و مفاسد امور تکوینی و اعتباری ، به وحی نیاز دارد.
محقق طوسی؛ در کتاب«تمهید الاصول»در این رابطه (امداد عقل) می گوید:
«دلیلی که خوبی برانگیخته شدن پیامبران را می‏رساند، این است که آنان پیامهایی به ما می‏رسانند که نیکی و مهربانی به ما می‏باشد؛ زیرا می‏شود که خداوند برتر از همه چیز، بداند مردم که برابر با خِرَدشان باید کارهایی را انجام بدهند و از کارهایی باید دست بازدارند، پاره‏ای از کارهای دیگر هست که اگر آنها را به جا آورند، به انجام دادن آنچه خِرَد، آنها را به آن وادار می‏کند، می‏کشاند و یا آنان را از کارهایی که خردشان بد می‏داند، روگردان می‏کند یا کارهای دیگری هست که با انجام دادن آنها به سر زدن کار بد یا کوتاهی کردن در کاری که باید انجام بدهند، می‏کشاند؛ پس خداوند که به اینها آگاه است، باید مردم را از آن کارها آگاه گرداند؛ زیرا آگاهی دادن از کارهای نخست، مهربانی به آنان است و انجام شدن کارهای دوم، آنان را به نابودی می‏کشاند و آگاه نبودن از آن کارها بنا بر آنچه در گذشته آشکار کردیم، نارساییهایی در کار آنان است که خداوند برتر از همه چیز، باید مهربانی کند و نارساییهایی را که هست، باید از میان بردارد و نمی‏شود خداوند؛ این نارساییها را به آنان بیاگاهاند، جز آنکه پیامبری برانگیزاند که او مردم را از آن نارساییها آگاه گرداند و این را از آن رو گفتیم که با نشانیهای عقل نمی‏توان به این نارساییها پی برد و اگر خداوند، دانشی آشکار به این نارساییها در آنان بیافریند، خوب نیست؛ زیرا اگر مردم، خودبه‏خود، از همه چیز آگاه باشند، نارسایی در کارشان نخواهد بود و دیگر کاری نباید انجام بدهند یا از کاری نباید دست بازدارند و پس از این سخنان راهی نمی‏ماند، جز آنکه باید، پیامبران برانگیخته شوند تا آن کارهایی را که باید مردم انجام بدهند، یا از آن دست بازدارند، به آنان بشناسانند و همین سخن، دلیل بر آن است که می‏گوییم، چون برانگیخته شدن پیامبران خوب است، باید برانگیخته شوند و خوب بودنش، از اینکه باید انجام گردد، جدا نمی‏شود»[۱۴۴]
در جای دیگر می گوید:
«رواست خداوند برتر از همه چیز، پیامبری برانگیزاند تا او آنچه را در خردها هست، استوارتر گرداند؛ هرچند فرمانهایی با او نباشد و برانگیخته شدن او از این راه که خرد برای دانا بودن به آنها بس است، بیهوده نخواهد بود؛ زیرا می‏شود خود برانگیخته شدن آن پیامبری که به همان چیزهایی که خرد مردم، از آن آگاه است، می‏خواند، برای انجام دادن کارهایی که باید انجام گردد، یا باید انجام داده نشود، مهربانی باشد؛ پس با کمک برانگیخته شدن چنین پیامبرانی، کسانی که اگر به وسیله آنان به آنچه در عقل هست، خوانده نمی‏شدند، نمی‏گرویدند، بدان خواهند گروید.»[۱۴۵]
در تحلیل این وجه از نیاز عقل به دین و نبوّت، باید به این نکته اشاره کرد. اگر مقصود فقط مصالح و مفاسد مادّی و دنیایی و قطع نظر از نیازهای معنوی انسان باشد، باید گفت:
هر چند ادّعای فوق یعنی عدم شناخت کامل عقل از مصالح و مفاسد خود ادّعای درستی است، امّا پاسخ دین و وحی به این نیازها، به خدمات و فواید دین بر می‏گردد و آن را نمی‏توان دلیل ضرورت نبوت وصف کرد.
۲-۱-۲-۲-۱-۳-): رهیافت عرفانی؛ (تکامل و تحصیل غایت آفرینش):
در تقریر مباحث گذشته گفته شد که غرض از آفرینش انسان، صرف زندگانی چندین ساله در دنیای مادّی و سرانجام، عدم نیست؛ بلکه آفرینش انسان در جایگاه گل سر سبد خلقت، هدف والا و فراتر از عالم مادّه دارد و آن تحصیل سعادت آخرتی و وصل به مقام الوهی است. به دیگر سخن، حیات انسان صرف حیات مادّی نیست؛ بلکه انسان دو حیات مادّی و معقول دارد که چگونگی حیات معقول و راه‏کارهای وصل دوباره انسان به عالم قدسی از قلمرو عقل انسانی، خارج است. عقل انسانی نمی‏داند که با کدام برنامه و اندیشه می‏تواند روح خود را تعالی داده، رضایت آفریدگار را جلب کند و به غایت عظما نایل آید؛ بنابراین نیازمند است تا برنامه را از خود آفریدگار دریابد و با عمل به آن، به غایت آفرینش دست یازد. در صورت استغنای عقل از برنامه آسمانی، چه بسا عقل دچار انحراف شده و مسیر سعادت را به خطا رفته، از غایت آفرینش دور افتد. و معلوم است که ابلاغ برنامه و پیام آسمانی به صورت مستقیم برای همه انسان‏ها ممکن نیست وباید انسان‏های تکامل یافته و صلاحیّت‏دار متکفّل این کار شوند که همان پیامبران هستند.
باری، اگر حیات انسانی به همین حیات مادّی منحصر می‏شد، می‏توان ادّعا کرد که عقل بشری خود در تدبیر آن از دین و نبوّت استغنا دارد و بدان نیازمند نیست؛ امّا چون حیات انسان از حیات مادّی فراتر است، اوّلاً در شناخت آن و جزئیاتش به نبوّت نیاز دارد و ثانیا این که راه آن را چگونه بپیماید، به برنامه آسمانی باید دست نیاز بگشاید؛ کسی که حیات دیگر و غایت فراتر از این جهان برای انسان تعبیه کرده است، اوّلاً می‏تواند اصل و جزئیّات آن را به تصویر کشد و ثانیا چگونگی وصول به آن را تبیین کند.
رهیافت دیگری که در مساله گستره شناسی دین بدان پرداخته اند رهیافت عارفان مسلمان است، آنها در این بحث به شیوه های گوناگونی به این مبحث نظر داشته اند، مثلا در بحث علم است که دانستن آن را نیاز به شریعت می دانند یا در بحث نبوت مطلقه و نبوت مقیده که نیاز بشر را به دین و نبی بررسی کرده اند.[۱۴۶]یکی دیگر از نگرش آنان به بحث نیاز به دین و نبی، رهیافت انسان کامل است، انسان کامل کَوْن جامعی است که بر مراحل دو گانه فیض مقدّس (عالم ارواح، عالم مثال، عالم اجسام) و فیض اقدس (تعیّن اوّل و تعیّن دوم) مشتمل است. انسان کامل نزد اهل معرفت از جهت حق در دایره حضرت عمائیه یافت می‏شود و جامع بین مظهریّت مطلقه و مظهریّت اسما، صفات و افعال است؛ چنان‏که جامع بین حقایق وجوبیّه و امکانیّه و نِسَب اسمای الاهیّه و صفات خلقیّه شمرده می‏شود. انسان کامل مقامی دارد که هیچ موجودی از موجودات جهانِ امکان، هم وزن او نیست و هیچ امری از کائنات در ردیف او قرار ندارد؛ به طور کلّی، انسان کامل، نسخه جامعی است از آن‏چه در عالم کبیر و حضرت الهی وجود دارد؛ بنابراین هم حادث و هم قدیم، هم حق و هم خلق، و کَوْن جامع و اکمل مجالی خداوند و مظهرِ اسم اعظم است؛ البته به لحاظ بدن عنصری از بسیاری موجودات و جمیع انبیا متأخّر است؛ امّا به لحاظ وجود کلّی سِعی و انبساطی‏اش بر همه مقدّم بوده، همه انبیا در شریعت و ولایت خود وارث اویند. انسان کامل، خلیفه حق است که تمام حقایق در او ظهور می‏کنند؛ به همین دلیل، عین ثابت او، نخستین ظهور در نشئه اعیان ثابته است.
عارفان، مبحث انسان کامل را در عرفان نظری و در بحث انواع مظاهر و ظهورات و مبحث اسماء و تجلّی و اعیان ثابته و حضرات خمس پیگیری کرده؛ همان‏گونه که در عرفان عملی نیز بدان پرداخته‏اند. اهل معرفت در عرفان نظری، نیازمندی بشر و عالم تکوین به انسان کامل را تکوینی دانسته‏اند؛ زیرا تجلّی و ظهور حقیقتِ وجود مطلق، ضرورت دارد و تجلّیّات نیز بر اساس استعدادهای موجودات در اعیان ثابته متفاوت، و به صورت مراتب تشکیکی تحقّق می‏یابند و برای تکمیل حلقات این سلسله، حلقه و مرتبه انسان کامل که عبارت از جمع جمیع مراتب الاهیّه و کونیّه اعمّ از عقول، نفوس کلّیّه، جزئیّه و مراتب طبیعیّه است، ضرورت دارد؛ پس نه تنها دیگر انسان‏ها، بلکه تمام مراتب تجلّیّات هستی، نیاز تکوینی به انسان کامل دارند.
در عرفان عملی نیز نیازمندی انسان‏های سالک به انسان کامل مشهود است؛ زیرا انسان برای حرکت به سوی کمال باید مراحل و منازل و مقاماتی را بپیماید و در این سیر و سلوک، به ابزار و راهنمایان و مددکارانی نیاز دارد که انسان کامل، مرتبه اعلای این راهنمایان است؛ چنان‏که دانستن قطب‏الاقطاب و ختم ولایت و انسان کامل، از مهم‏ترین وظایف اهل سلوک شمرده می‏شود.[۱۴۷]بنابراین یکی دیگر از نیازمندی‏های بشر به دین در اثر نیاز انسان‏ها به انسان کامل که از ارکان دین است، روشن می‏شود. بنابراین وجود انبیا و بعثت آن‏ها در عالم کُون ضرورت دارد تا نقش تربیتی انسان‏ها را به عهده گیرند. تکفّل تربیت انسان با دو راهکار انجام می‏گیرد: راهکار اوّل، ارائه شیوه و برنامه است که به آموزش و مقام تعلیم مربوط می‏شود، و راهکار دوم به مقام عمل ارتباط می‏یابد. پیامبران در این مقام، نخست با پیمودن راه سعادت، خود الگو و اسوه مقرّبان می‏شوند و از نزدیک و در عمل ارشاد و هدایت مردم را با تحمّل شداید و گرفتاری‏های گوناگون به عهده می‏گیرند و به اصطلاح فقط به نظریّه‏پردازی و ارائه برنامه بسنده نمی‏کنند.
طریق دیگری که خواجه طوسی برای اثبات نبوّت به کار می‏گیرد، و می توان از آن، در این رهیافت بهره برد، این شیوه او می باشد، که از مبادی علم‏النفس فلسفی و عقول اربعه هیولانی، بالملکه، بالفعل و مستفاد در انسان و عقل فعّال در عالم کبیر بهره می‏جوید.
وی در این تقریر می‏نویسد:
«خروج عقول هیولانی انسان از قوّه به فعل فقط به وسیله عقل بالفعل ضرورت می‏یابد؛ زیرا خروج به وسیله نیرویی مثل و مانند آنها یا خروج ذاتی آنها ممکن نیست.سزاوار نیست که خروج عقول هیولانی انسان به وسیله عقل فعّال که مدبّر فلک قمر است و واهب صور نام دارد، صورت پذیرد. بنابراین، عقول بالفعلی به نام انبیا ضرورت وجودی می‏یابند».[۱۴۸]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 18
  • 19
  • 20
  • ...
  • 21
  • ...
  • 22
  • 23
  • 24
  • ...
  • 25
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 163
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 رام کردن عروس هلندی ترسیده
 ساخت اپلیکیشن هوش مصنوعی درآمدزا
 فروش دوره‌های آنلاین آموزشی
 سئو ویدئو در گوگل
 آموزش Copilot حرفه‌ای
 ساخت ویدیو آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد از کسب‌وکارهای کوچک
 پادکست درآمدزا
 بازاریابی ایمیلی سایت
 بلوغ گربه ها
 انتخاب اسباب بازی گربه
 درآمد از تبلیغات سایت
 تبلیغات درون اپلیکیشنی
 افزایش فروش فایل آموزشی
 حقایق طوطی کاسکو
 تاثیر روابط زناشویی سالم
 نشانه های عشق مردان
 رفع سوءتفاهم رابطه
 بهینه سازی عکس فروشگاه
 تدریس مهارت دیجیتال
 جلوگیری از افسردگی رابطه
 درآمد از هنر دستی
 خصوصیات سگ ساموید
 سرلاک پرنده مناسب
 خصوصیات سگ گرگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • دنیای دانش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان