مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • توصیه های ارزشمند درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش دخترانه
  • راهکارهای تجربه شده درباره آرایش (آپدیت شده✅)
  • ☑️ تکنیک های طلایی و ضروری درباره میکاپ
  • ✅ توصیه های آرایش دخترانه و زنانه
  • هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها توجه کرد
  • تکنیک های اساسی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های آرایش دخترانه و زنانه
  • روش های سريع و آسان درباره میکاپ که باید در نظر بگیرید
  • ⛔ هشدار : ترفندهایی که درباره آرایش برای دختران حتما باید به آنها دقت کرد
دانلود پروژه های پژوهشی درباره امر به معروف و نهی از منکر در حوزه حجاب، ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جدول(۴-۷)توزیع اثر بخشی امر به معروف و نهی از منکر را بر وضعیت پوشش و رفتار نشان می دهد.دامنه پاسخ های پرسشنامه در این بخش به طیفی ۶قسمتی تقسیم می شود که از گزینه ۱(اصلا)تا گزینه۶(خیلی زیاد) تقسیم می شود.بر اساس این جدول،۷/۲۸ درصد افراد که بیشترین میزان فراوانی را در این گویه شامل می شوند،اعتقاد درند که میزان اثربخشی امر به معروف در زمینه مقید کردن افراد به پوشیدن چادر،(خیلی) کم اثر دارد،کمترین فراوانی مربوط به گزینه(اصلا)با ۵ نفر پاسخگو است.در زمینه اثربخشی امر و نهی در حوزه مقید شدن به عدم ارتباط با نامحرم،۳/۲۵ درصد از پاسخگویان که بیشترین تعداد را در این گویه شامل می شوند است،گزینه (متوسط) را برای گویه مقید شدن به ارتباط با نامحرم انتخاب کردند و ۳/۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است گزینه (اصلا)” را برای این گویه برگزیدند.اثربخشی امر و نهی در حوزه مقید شدن به حفظ حجاب سر و گردن نشان می‌دهد که بیشترین فراوانی با ۶/۳۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (اصلا) را برای گویه مقید شدن به حفظ حجاب سر و گردن انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۹/۱ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را برای این گویه برگزیدند.در حوزه مقید شدن به پوشاندن موها،بیشترین فراوانی با ۶/۳۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (اصلا)” را برای گویه مقید شدن به پوشاندن موها انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۹/۱ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم)را در اثربخشی امر به معروف انتخاب کردند.در حوزه مقید شدن به پوشیدن روسری بلند،۸/۳۱ درصد پاسخگویان که بیشرتین فراوانی را داشته اند،گزینه (اصلا") را برای گویه مقید شدن به پوشیدن روسری بلند انتخاب کردند و ۹/۱ درصد پاسخگویان که کمترین میزان فراوانی را نشان می دهند،گزینه (خیلی کم)را برای این گویه برگزیدند.اثربخشی امر و نهی در حوزه مقید شدن به پوشیدن مقنعه نشان می‌دهد،بیشترین پاسخگویان با ۲/۳۶ درصد فراونی معتقدند امر ونهی برای مقید شدن افراد به پوشیدن روسری مقنعه اثربخشی ندارد و ۹/۱درصد از پاسخگویان گزینه (خیلی کم) را که کمترین میزان فراونی را دارد،برای این گویه برگزیدند.اثربخشی امر و نهی در حوزه مقید شدن به پوشیدن مانتو بلند نشان می‌دهد،بیشتر پاسخگویان با ۴/۳۱ درصد گزینه (اصلا)” را انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۹/۱ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را برای این گویه برگزیدند.در گویه اثربخشی امر و نهی در حوزه مقید شدن به عدم استفاده از رنگ های روشن،بیشترین فراوانی با ۷/۲۸ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۳/۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (اصلا") را برای این گویه برگزیدند.در اثربخشی امر و نهی بر حوزه مقید شدن به عدم استفاده از مانتو اندام نما، ۴/۳۱ درصد پاسخگویانی که بیشترین میزان فراونی را شامل می شوند،گزینه (اصلا") انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۹/۱ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را انتخاب کردند.در حوزه مقید شدن به عدم استفاده از مانتو بدن نما،۳/۳۰ درصد پاسخگویان که بیشترین میزان فراوانی را نشان می دهند،اثربخشی امر ونهی را با گزینه( اصلا)"و۹/۱ درصد پاسخگویان که کمترین فراوانی را نشان می دهد،با گزینه (خیلی کم) پاسخ دادند.در حوزه مقید شدن به عدم استفاده از شلوار تنگ،بیشترین فراوانی با ۴/۲۸ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۳/۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (اصلا") را برگزیدند. در حوزه مقید شدن به عدم استفاده از ساپورت،۴/۲۸ درصد پاسخگو یان که بیشترین فراوانی را در این گویه شامل می شود،گزینه (خیلی کم) را انتخاب کردندو ۳/۲ درصد پاسخگویان با کمتین میزان فراوانی به گزینه (اصلا") پاسخ دادند.در حوزه مقید شدن به کمتر آرایش کردن،۴/۲۸ درصد پاسخگویان که بیشترین فراوانی را در این گویه دارند،اثربخشی امر ونهی را در این حوزه با گزینه (خیلی کم)و ۳/۲ درصد پاسخگویان با کمترین میزان فراوانی در این گویه گزینه (اصلا") را برگزیدند.در حوزه مقید شدن به عدم استفاده از چکمه بلند،بیشترین فراوانی با ۴/۲۸ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم )را کردند و کمترین فراوانی با ۳/۲ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه( اصلا)” را برای این گویه برگزیدند.اثربخشی امر و نهی بر حوزه مقید شدن به پوشیدن چادر نشان می‌دهد. بیشترین فراوانی با ۷/۲۸ درصد مربوط به پاسخگویانی است که گزینه (خیلی کم) را انتخاب کردند و کمترین فراوانی با ۹/۱ درصد مربوط به پاسخگویانی است که به گزینه (اصلا)” پاسخ دادند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۴-۲-۸- توزیع پاسخگویان بر حسب احساس امنیت مخاطب امر و نهی جهت اثربخشی امر به معروف
جدول (۴-۸): توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب احساس امنیت مخاطب امر و نهی

 

  فراوانی درصد درصد معتبر درصد تجمعی
اصلا“ ۷۰ ۲۶٫۸ ۲۶٫۸ ۲۶٫۸
خیلی کم ۸ ۳٫۱ ۳٫۱ ۲۹٫۹
کم ۶ ۲٫۳ ۲٫۳ ۳۲٫۲
متوسط ۱۷ ۶٫۵ ۶٫۵ ۳۸٫۷
زیاد ۶۰ ۲۳٫۰ ۲۳٫۰ ۶۱٫۷
نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره شناسایی و اولویت‌بندی عوامل حیاتی موفقیت توسعه محصول جدید ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

شرکت آدیداس در سال ۲۰۰۵ میلادی با پرداخت مبلغ ۳ میلیارد یورو توانست تمام سهام شرکت آمریکایی ریباک را خریداری کند و عملا صاحب این شرکت شود؛ اما چیزی که جلب‌توجه کرد، سیاست مدیران آدیداس بود که پس از خریداری ریباک نام این شرکت را تغییر ندادند، چرا که نمیخواستند با این اقدام بازار فروش خود را از دست بدهند و فقط تکنولوژی آدیداس را در خطوط ساخت محصولات ریباک جایگزین کردند (www: rhebok.com).
۵. اومبرو (umbro)
شرکت اومبرو در سال ۱۹۲۴ در شهر ویلمسلو تاسیس شد. اومبرو تولیدکننده لباس ورزشی و لوازم ورزشی و کفش در منچستر انگلیس است و انحصارا لوازم مربوط به رشته فوتبال را تولید می‌کند این شرکت در حال حاضر بخشی از شرکت نایک هست. اومبرو محصولاتش را در ۹۰ کشور در اقصی نقاط دنیا به فروش می‌رساند.
۶. کاپا (kappa)
شرکت کاپا مشهورترین شرکت تولیدکننده لباس و کفش ورزشی در ایتالیا است که در سال ۱۹۱۶ در تورین ایتالیا تاسیس شد. این شرکت در ابتدا کارش را با تولید جوراب و لباس زیرشروع کرد.
۷. اول اشپورت (uhlsport)
آل‌اشپورت یک کارخانه تولید تجهیزات فوتبالی است در ابتدا لباس دروازه‌بانی. مقر آن کشور بالینگن آلمان هست و در سال ۱۹۴۸ تاسیس شده است. این شرکت دست‌کش دروازه‌بانی، ساق‌بند، توپ فوتبال، لباس تمرین و لباس بازی تولید می‌کند.
این شرکت حامی مالی تیمهای پرسپولیس، ابومسلم، استقلال و راه آهن در ایران هست.
۸. آسیکس (asics)
شرکت آسیکس یک شرکت ژاپنی تولیدکننده لوازم ورزشی در رشته های مختلف ورزشی مثل فوتبال، تنیس، بدمینتون، اسکواش، کریکت، والیبال و… می‌باشد. این شرکت فعالیتش را در اول سپتامبر ۱۹۴۹ توسط کیهاچیرو اونیتسوکا با تولید کفشهای بسکتبال در زادگاه اش شهر کوبه شروع کرد.
نام این شرکت بر گرفته از یک اصطلاح لاتین “anima sana in corpore sano” که ترجمه اش این است، “عقل سالم در بدن سالم “یا “صدای ذهن در صدای بدن است”
۹. لوتو (lotto)
شرکت لوتو تولیدکننده لوازم ورزشی است که فعالیتش را در ژوئن ۱۹۷۳ در ترویسو ایتالیا شروع کرد. این شرکت تولیدکننده لوازم ورزشی که به تولید کفشهای تنیس، بسکتبال، والیبال و فوتبال نیز میپردازد، محصولاتش را به بیش از شصت کشور دنیا صادر می‌کند. لوتو حمایت مالی از باشگاه سپاهان اصفهان را به عهده دارد. مالک شرکت لوتو خانواده کابرلوتو می‌باشند. (www.lotto.com)
۱۰. لگا (Legea)
یکی دیگر از تولید کنندگان لوازم ورزشی در دنیا شرکت لگا ایتالیا است که در سال ۱۹۹۰ در پمپئی ایتالیا تاسیس شد. این علامت تجاری یکی از پرطرفدارترین علامتها در بین تیمهای ایتالیایی غیرحرفه ای است و حالا این طرفداری به تیمهای حرفهای دیگه ای مثل تیم ملی ایران، بوسنی، زیمباوه، آلبانی و مونته نگرو گسترش پیدا کرده است. (www.legea.com)
۱۱. فیلا (Fila)
فیلا بزرگترین تولیدکننده ایتالیایی لباسهای ورزشی است که در سال ۱۹۱۱ در ایتالیا تاسیس شد. فیلا توسط رئیس آن یون سو یون سرپرستی می‌شود. این شرکت در بیلا پیدمونت به‌وسیله برادران فیلا ایجاد شد و ابتدائا برای مردم آلپ ایتالیا لباس تولید می‌کرد و در حال حاضر برای مردان، زنان و بچه ها و همچنین ورزشکاران تولید لباس را به عهده دارد. فیلا قبل از اینکه به تولید لباس ورزشی بپردازد یعنی در سال ۱۹۷۰ به تولید لباس زیر میپرداخت. (www.fila.com)
دانلود پروژه
۱۲. دیادورا (Diadora)
شرکت دیادورا در سال ۱۹۴۸ در شهر ونتو ایتالیا توسط مارچلو دانیلی تاسیس شد. این شرکت به تولید کفشهای فوتبال تنیس، دوچرخه سواری، راگبی و لوازم مد می پردازد و دو کارخانه در آمریکا و هنگ کنگ دارد. موسس این شرکت یعنی دانیلی در ابتدا کارش را به‌عنوان کارگر در یک کارخانه کفش سازی در ایتالیا شروع کرد. او در ابتدا در کارخانه ای که تاسیس کرد کفش های کوهنوردی تولید می‌کرد. (www.diadora.com)
جدول ۲-۳ اطلاعات برندهای معروف پوشاک ورزشی جهان

 

نام شرکت سال تاسیس نام موسس کشور تولیدکننده سود خالص برند
پوما ۱۹۲۴ رودلف داسلر آلمان تا سال ۲۰۰۷ دو میلیارد و سیصدو هفتاد و سه میلیون یورو  
آدیداس ۱۹۲۰ آدولف آلمان تا سال ۲۰۱۱، ۱۱ میلیارد و ۳۸۰ میلیون یورو  
نایک ۱۹۶۲ بیل برون وکیا فیلیپ آمریکا تا سال ۲۰۱۱، ۸ میلیارد و ۶۷۰ میلیون یورو  
نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره بررسی رابطه ساختار سازمانی و کارآفرینی استراتژیک در ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

* پراکندگی در سطح افقی اندک است.
*همکاری و اشتراک مساعی (هم افقی و هم عمودی) زیاد است.
*وظایف انعطاف پذیرند.
*امور زیاد رسمی ‌نیستند و کارها استاندارد نمی‌باشند.
*ارتباطات غیر رسمی ‌است.
*سیستم تصمیم‌گیری غیرمتمرکز است.
*واحدها در سطح افقی پراکنده اند.
*روابط بسیار دقیق و انعطاف پذیرند.
*شرح وظایف مشخص است.
*امور رسمی ‌است و کارها بسیار استاندارد می‌باشند.
* کانالهای ارتباطی رسمی ‌است.
*سیستم تصمیم گیری متمرکز است.

 

 

ساختار ارگانیک بـا سازمان‌های بدون مرز شباهت زیادی دارد.این ساختار دارای سطح افقی گسترده است و از تیم‌هایی تشکیل شده است که اعضای آنها دارای تخصص‌ها و در سطوح مختلف سازمانی قرار گرفته اند، رسمیت در سطح بسیار پایینی است و از شبکه بسیار گسترده اطلاعاتی برخوردارند. شبکه ارتباطی مسیر بالا به پایین، پایین به بالا و افقی می‌پیماید و افراد می‌توانند در فرایند تصمیم گیری مشارکتی فعال داشته باشند.
بخش پنجم: ارتباط بین ساختار سازمانی با کارآفرینی استراتژیک
مدیریت و مجموعه تحت نظارت آن، دو رکن اساسی و به هم پیوسته یک نظام محسوب می‌گردند مجموعه تحت نظارت درهراندازه و با هرفعالیتی، سازمان نامیده می‌شود.سازمان یک نهاد اجتماعی هدفمند با برنامه ریزی روشن است که به سبب ساختاری آگاهانه و نیروهای مشخص فعالیت‌های خاصی را به انجام می‌رسانند. از اهداف عالی که مدیریت در سازمان دنبال می‌کند می‌توان به رشد، بقا، نوآوری، خلاقیت، کیفیت زندگی کاری، بهره وری و کارآفرینی اشاره کرد. بدون شک رسیدن به این اهداف، انعطاف پذیری با قصد جلوگیری از دگرگونی‌های نامطلوب و انطباق با تحولات مطلوب و در نهایت اجرای برنامه هایی که شرایط و مقتضیات زمان را طلب می‌کند، ضروری است. این امر محقق نمی شود مگر آنکه تحولی در ابعاد مختلف ساختارهای سازمانی صورت پذیرد.
شناخت و بررسی موانع ساختار، سر آغاز هر گونه بهره گیری از منابع و منافع سازمانی، توانمند شدن سازمان جهت شناسایی فرصت ها، ارائه ترکیب‌های جدید از منابع موجود و در نهایت پایه ریزی برای کارآفرینی استراتژیک است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
از اوایل دهه ۱۹۸۰ هجوم همزمان به سوی کارآفرینی و تاکید سازمان‌ها بر نوآوری برای بقا و رقابت با کارآفرینانی که بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می‌شوند، موجب هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه به درون سازمان شد. همراه با رسوخ فرایندهای اداری و دیوان سالاری در فرهنگ سازمان‌ها در دهه‌ های ۱۹۷۰ _­­۱۹۶۰ ­–کارآفرینی در سازمان‌های بزرگ بطور فزاینده ای مورد توجه مدبران ارشد سازمان‌ها قرار گرفت تا آنها نیز بتوانند به فرایند اختراع، نوآوری و تجاری نمودن محصولات و خدمات جدید خود بپردازند. آغاز دهه ۶۰ و پیشرفت ناگهانی صنایع در عرصه رقابتهای جهانی اهمیت تفکر و فرایندهای کارآفرینانه در سازمان‌های بزرگ، بیش از گذشته مورد تاکید قرار گرفت و محققین کانون توجه خود را به چگونگی القای کارآفرینی در ساختار اداری سازمان‌های بزرگ معطوف نمودند.
عوامل موفقیت کارآفرینی استراتژیک
شکل زیر نشان می‌دهد که رفتار کارکنان و ساختار سازمان، دو عاملی هستند که در موفقیت کارآفرینی استراتژیک موثر هستند. کارکنان می‌توانند در سازمان کارآفرین شده و سازمان نیز می‌تواند دارای یک ساختار کارآفرین بوده و این دو مکمل همدیگر شده و سینرژی ایجاد کنند.
رفتارهای کارآفرینانه افراد:
* شناسایی فرصت ها
*تسهیل فرصت ها
*انگیزه جهت پیگیری فرصت ها
ساختار سازمانی :
* پویا، منعطف و تخت
*فرهنگ کارآفرینی مشترک
موفقیت کارآفرینی استراتژیک :
نوآوری های عمیق، گسترده و سود آور
شکل ‏۲‑۴- عوامل موفقیت کارآفرینی استراتژیک (ایکولز و کریستوفر، ۱۹۹۸)
در این مدل، تئوری زارا در مورد بازسازی استراتژیک، به عنوان یک پایه مورد پژوهش قرار گرفته است، زیرا بازسازی، سازمان‌ها را وادار به چالش می‌کند تا از پتانسیل سازنده منابع انسانی خود بهره گیرند و این کار را به کمک تشویق و تحریک آنها برای تفکر و عمل راحت تر می‌سازد. بازده اقدام و رفتارهای کارآفرینانه، نوآوری و ساختار کارآفرینانه، نوآوری سودآور است. نوآوری ای که دربرگیرنده رفاه و آسایش برای سازمان خواهد بود.

 

  • رفتارهای کارآفرینانه افراد

 

عوامل مورد مطالعه در این زمینه شامل شناسایی فرصت ها، تسهیل فرصت‌ها و انگیزه جهت پیگیری فرصت‌ها است.
۲- ساختار سازمانی
ساختار کارآفرینانه، یک ساختار غیر ثابت و زنده است. این ساختارهای حمایت کننده دارای سیستم انگیزاننده عملکرد، استانداردهای روشن و تعهد سازمانی قوی می‌باشند. ساختارهای تخت مطلوب، شامل سطح: رده عملیاتی؛ مشتمل بر یادگیران نوآور، مدیران میانی حمایت کننده و پرورش دهنده و مدیران عالی توانا ساز و شکل دهنده می‌باشند.
ساختار سازمانی تحت تأثیر دو دسته عوامل است. متغیر‌های محتوایی که معرف کل سازمان و جایگاه آن در محیط است و متغیر‌های ساختاری که بیانگر ویژگی‌های درونی یک سازمان و وسیله ای برای اندازه گیری آن هستند. به این ترتیب متغیر‌های محتوایی بر متغیر‌های ساختاری اثر می‌گذارند (نمودار ۱-۴-۲) و از نحوه ترکیب و در آمیختن آنها انواع طرحهای ساختاری به وجود می‌آید.
متغیر های محتوایی
اهداف و استراتژی
محیط
فناوری
اندازه
فرهنگ
متغیرهای ساختاری
پیچیدگی
رسمیت
تمرکز

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع طراحی و پیاده سازی سیستم خبره برای پیش بینی ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

استفاده از اطلاعات جهت تصمیم گیری[۲۴] موثر و بهبود مستمر
در نتیجه می توان گفت که برای تصمیم گیری موثر و صحیح در جنبه های مختلف سازمان از جمله شرکت پخش و توزیع ارومیه، چاره ای جز بهره گیری موثر از داده ها و اطلاعات حاصل از آنها نمی باشد. [۱۱]
پایان نامه - مقاله - پروژه
یکی از رویکردهای آنالیز و تحلیل داده ها، رویکرد داده کاوی می باشد که به کشف دانش می پردازد. برای داده کاوی الگوریتم ها و رویه های مختلفی توسعه داده شده است. یکی از این الگوریتم ها که به خوبی می تواند تحلیل گران را در استخراج دانش از داده ها یاری رساند، الگوریتم استاندارد CRISP‐DM می باشد. از آنجایی که متدولوژی مذکور مستقل از نوع داده ها بوده و به خوبی می تواند جهت آنالیز داده ها به صورت عام مورد استفاده قرار گیرد، در این پژوهش از آن به عنوان مبنا برای آنالیز داده ها در سازمان استفاده می شود. این الگوریتم در شش مرحله قابل بیان می باشد که در ادامه به تشریح مراحل آن و فعالیت های مرتبط با آنالیز داده ها در هر مرحله پرداخته می شود. [۳۱] نمای کلی مراحل متدولوژی Crisp-DM در شکل ۱٫۲٫۳ نشان داده شده است .
شکل شماره ۱٫۲٫۳٫ نمای کلی مراحل متدولوژی Crisp – DM
۱٫۲٫۳ . درک فضای کسب و کار[۲۵]
اولین مسئله در استخراج داده ها، فهم و درک درست از مسئله و مشخص کردن هدف است. در این راه کسب اطلاعات پایه ای در مورد مسئله که باعث بهبود تاثیرات و کارایی داده کاوی می شوند اهمیت دارد. در واقع با تعریف مسئله، سوالات بحرانی و یا موضوعات مرتبط با بهبود قابلیت تصمیم سازی مشخص می شود.
این مرحله در حکم شالوده و اساس آنالیز داده ها می باشد. در این مرحله اهداف کسب و کار در زمینه آنالیز داده مشخص شده و مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. این فاز شامل فعالیت های زیر می باشد: (شکل ۱٫۱٫۲٫۳)
تعیین اهداف تجاری
اولین هدف از آنالیز داده ها، فهم کامل از نیاز مشتری و شناسایی اهداف تجاری او می باشد. توجه به این نکته که مشتری دقیقا از انجام عملیات داده کاوی چه هدفی را دنبال می نماید اهمیت ویژه ای دارد. گاهی مشتری نیازهای عدیده ای را با شرایط متفاوت عنوان می نماید که در بسیاری از موقعیت ها نیاز به برقراری تعادل در آنهامی باشد. هدف اصلی این مرحله، در واقع شناسایی فاکتورهای ارزشمندی است که تاثیر عمیقی بر خروجی پروژه خواهد داشت.
خروجی این فاز :
پیش زمینه[۲۶] : اطلاعاتی حاصل از بررسی نوع سازمان و موقعیت استراتژیک آن در ابتدای پروژه.
اهداف سازمان[۲۷]: تعریف اهداف سازمان از دیدگاه تجاری، پرسش های مرتبط با موضوع که نشان دهنده نیاز های اولیه سازمان برای شروع پروژه می باشد.
معیار های موفقیت سازمان[۲۸]: تعریف و شناسایی معیار های موفقیت پروژه از دیدگاه تجاری.
ارزیابی موقعیت
در این مرحله از فهم فضای کسب و کار، اطلاعات جزئی تری از حقایق[۲۹] موجود، فرض های مطرح شده، منابع موجود و سایر حقایقی که در رسیدن به اهداف تجاری و برنامه ریزی پروژه موثر است، بدست می آید. در بخش قبل در واقع تعریف کلی از اهداف صورت می پذیرد و در این بخش به تشریح آنها پرداخته می شود.
خروجی این فاز :
موجودی منابع[۳۰]: تشریح منابع موجود در این پروژه که شامل افراد، داده ها، منابع سخت افزاری و نرم افزاری می باشد.
ریسک و احتمالات[۳۱]: مجموعه ریسک ها و احتمالاتی که ممکن است زمان بندی پروژه را به تعویق بیاندازد و حتی باعث شکست پروژه گردد و در کنار آن نقشه های احتمالی و پیش بینی راه حل های مقابله در صورت بروز ریسک های پر خطر.
مجموعه اصطلاحات[۳۲]: مجوعه واژگانی که در پروژه مورد استفاده قرار گرفته است، این واژگان می تواند شامل واژگان تجاری و یا داده کاوی باشد.
هزینه ها و منافع[۳۳]: پیش بینی هزینه و سود پروژه.
تعیین اهداف آنالیز داده ها:
بررسی اهداف تجاری در مراحل قبل در حیطه مفاهیم تجاری می باشد. در این مرحله به بیان اهداف پروژه از دیدگاه داده کاوی پرداخته می شود.
خروجی این فاز :
اهداف داده کاوی[۳۴]: شرح خروجی پروژه مورد نظر که امکان دستیابی به اهداف تجاری را مسیر می نماید.
تهیه برنامه و رویه های مربوط به آنالیز داده ها:
در این مرحله به تشریح برنامه زمان بندی پروژه برای دستیابی به اهداف داده کاوی پرداخته می شود. در این برنامه گام های انجام پروژه شرح داده می شود.
خروجی این فاز :
برنامه پروژه[۳۵]: شامل لیستی از گام های پروژه، منابع مورد نیاز، ورودی ها/خروجی ها و وابستگی های آن ها به یکدیگر. [۳۱]
مراحل و خروجی هر فاز در بخش درک فضای کسب و کار در شکل شماره ۱٫۱٫۲٫۳ نشان داده شده است.
شکل شماره ۱٫۱٫۲٫۳٫ مرحله فهم و درک فضای کسب و کار
۲٫۲٫۳ . شناسایی داده ها
داده ها در واقع مواد خام برای آنالیز به حساب می آیند. در این فاز به شناسایی منابع داده ها و مشخصات آنها پرداخته می شود. این مرحله با جمع آوری داده های اولیه آغاز می شود و این مسئله کمک می کند تا با فضای داده های مورد نیاز پروژه آشنایی بیشتری صورت پذیرد. این مرحله شامل فعالیت های زیر می باشد:
جمع آوری داده های اولیه
در این مرحله به داده های مرتبط به پروژه موجود در منابع سازمان دسترسی پیدا می شود. در صورتی که منابع داده ای متعددی در پروژه مورد استفاده قرار می گیرد، مجتمع سازی آنها با یکدیگر در این مرحله صورت می پذیرد.
خروجی این فاز:
گزارش جمع آوری داده های اولیه[۳۶]: در این گزارش لیست پایگاه داده های در دسترس، محل قرارگیری و موقعیت آنها و سایر نکات مرتبط با آنها بیان می شود.
تشریح و توصیف داده ها
در این مرحله به بررسی جزئی و دقیقتر داده های به دست آمده از مرحله قبل پرداخته می شود.
خروجی این فاز:
گزارش توصیف داده ها[۳۷]: در این گزارش لیست مشخصات داده های در دسترس مورد بررسی قرار می گیرد. این اطلاعات شامل مواردی مثل: فرمت داده های موجود، کمیت داده ها (برای مثال: تعداد رکورد و تعداد فیلد های موجود در هر جدول)، معرفی فیلد های جدول به صورت کامل و بررسی این که آیا این داده ها می تواند نیاز ها و اهداف پروژه را برآورده نماید.
کاوش داده ها
در این مرحله با طرح سوالات (Query)، تصویر سازی و تکنیک های گزارشگیری پیش نیاز عملیات داده کاوی انجام می شود. این سوالات شامل مواردی مثل بررسی توزیع متغیر های کلیدی، ارتباط بین متغیر های بنیادی، تجمیع سازی داده ها و تحلیل های آماری سطح بالا می باشد.
خروجی این فاز:
گزارش کاوش داده ها[۳۸]: این گزارش شامل نتایج به دست آمده در این مرحله را به صورت کامل نشان می دهد. در صورتی که نیاز باشد در این مرحله می توان با بهره گرفتن از نمودار های مختلف مشخصات داده ها را نشان داد.
اعتبارسنجی کیفیت داده ها
در این مرحله کیفیت داده های به دست آمده از مراحل پیش بررسی می شود. علاوه بر این در این مرحله بررسی می شود که آیا داده های به دست آمده تمامی نیاز های مورد نظر پروژه را برآورده می کند. آیا داده ها دارای خطا می باشد و در صورت وجود خطا، راه حل مقابله با آنها چیست. آیا در داده ها ، مقادیر ناقص وجود[۳۹] دارد.
خروجی این فاز:
گزارش کیفیت داده ها[۴۰]: در این گزارش به سوالات مطرح شده در روند این مرحله پاسخ داده می شود. [۳۱]
مراحل و خروجی هر فاز در بخش شناسایی داده ها در شکل شماره ۱٫۲٫۲٫۳ نشان داده شده است.
شکل شماره ۱٫۲٫۲٫۳٫ مرحله شناسایی داده ها

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره جایگاه ژئوپلیتیکی کشورهای خاورمیانه در جهان اسلام- فایل ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

میان دو نوار اروپا و آفریقا و استرالیا و آسیا، سرزمین‎های روسی ـ سیبری ـ واقع شده و در مرزهای جنوبی آن خاورمیانه قرار دارد. خاورمیانه مرکز دنیای قدیم است، مرکزی که در دل آن منطقه ی خلیج فارس قرار دارد و به منزله ی «مرکز مرکز» شناخته می شود. منطقه ی خلیج ارس «پاشنه‎ی آشیل» قاره ی قدیم است؛ همچون شانه‎ی زیگفرید که برگ درخت زیزفون[۴۱] روی آن افتاد. در این منطقه فقط مسأله ی نفت مطرح نیست. در هیچ جای دیگر، اقیانوس‎ها تا به این حد در خشکی رخنه نکرده اند: اقیانوس هند با دو بازوی خود یعنی دریای سرخ و خلیج فارس و اقیانوس اطلس از راه دریای مدیترانه و دریای سیاه. در میان این دو اقیانوس که به یک اندازه از سواحل آفریقا و آسیا فاصله دارند، سرزمین باستانی اور[۴۲] در مصب رودخانه ی دجله و فرات قرار گرفته است. این منطقه که همان مرکز مرکز را تشکیل می دهد، از هر جهت حساس‎ترین نقطه ی دنیای قدیم است. هرگونه آشفتگی که بر اثر عوامل بیرونی در این منطقه پدید آید، پی آمدهایی برای دو قاره ی اروپا و آفریقا خواهد داشت.
دانلود پروژه
خلیج فارس دقیقاً در این منطقه ی حساس یعنی در محل تلاقی محورهای بزرگ ارتباطی زمینی که خاور دور را به آفریقا، اروپا و هند متصل می کند قرار دارد. هر قدرتی که در اینجا استقرار یابد به صرف همین واقعیت، می تواند پشتیبان یا تهدیدی همه جانبه برای جناح‎ها یا خطوط جبهه خلفی نه فقط کشورهای خاورمیانه، بلکه ورای آن، جناح یا خطوط جبهه خلفی اروپا، شبه قاره ی هند و آفریقا به شمار می آید. وانگهی، چنین امری می تواند پیش طرح تکوین جبهه‎ی سومی را در برابر قدرت نظامی روسیه تشکیل دهد و خطوط جبهه خلفی کشور متحد آمریکا یعنی ترکیه را در برابر روسیه تقویت کند و بر کشورهای مصر، سوریه، ایران و نیز اروپا و ژاپن، عمدتاً از طریق نفت فشار وارد آورد (جعفری ولدانی، ۱۳۸۱، ۶).

۲-۱–۱-۱۲–۲ نظریه‎های ادوارد لوت واک و ژان شرایبر

یکی از ویژگی‎های اصلی نظام جدید جهانی، اهمیت یابی اقتصاد در عرصه ی جهانی است، در حال حاضر، قدرت اقتصادی تعیین کننده ی جایگاه و نقش کشورها در نظام بین المللی است. زیرا، مفهوم سنتی قدرت بر پایه‎ی قابلیت‎های نظامی تا حدود زیادی تحت تأثیر مضمون جدید قدرت بر اساس توانایی‎های اقتصادی و تکنولوژیک قرار گرفته است. از این رو، مناطقی که از نظر انرژی غنی باشند، اهمیت می یابند و در نتیجه، در نظام جدید جهانی، مناطق ژئواکونومیک اهمیت بیشتری خواهند یافت.
بر این اساس، در توازن قدرت‎های آینده برتری از آن قدرتی خواهد بود که بر مناطق ژئواکونومیک تسلط داشته باشد. از نظریه پردازان ژئواکونومیک می توان از ادوارد لوت واک[۴۳] و ژان ژاک شرایبر نام برد.
لوت واک جزء آن دسته از محققین طرفدار کاهش نقش نظامی گری پس از جنگ سرد است که به دنبال جایگزین مناسب برای نظامی گری می باشد. لوت واک معتقد است، اساس اقتصاد بازار و سوددهی مطلوب عاملی است که می تواند نظر سیاستمداران قدرتمند غرب را به سمت خود سوق دهد و کاهش ناشی از سود تسلیحات را توجیه پذیر نماید و بازیگران نظامی گرای دوران جنگ سرد را در میدان جدید با کارکردی اقتصادی مشغول نماید، تا در کل سیاست جدیدی بر جهان شکل یابد. او چنین می گوید:
«اگر بازیکنان باقی مانده در میدان با کاهش اهمیت قدرت نظامی ماهیت کاملاً اقتصادی یابند، تنها، منطق تجارت بر امور خارجی تسلط خواهد یافت و به جای سیاست جهانی و شبکه ی متقاطع روابط جهانی در صحنه ی بین المللی، ما صرفاً، تجارت جهانی خواهیم داشت و تقابلات اقتصادی بی شمار در جهان به وجود می آید».
نکته ی مهم در تفکرات لوت واک آن است که او بر مطلوبیت اقتصاد با وجود تضادها تأکید دارد و دلیل آن را شکل گیری اتحادهای اقتصادی در آینده ی قریب الوقوع می داند. چنان که در این زمینه می گوید:
«در برخی موارد، منطق تجارت رقابت‎های شدید ایجاد خواهد کرد و در برخی دیگر، همان منطق منجر به اتحاد اقتصادی در هر موقعیتی با سرمایه گذاری مشترک در تولید مشترک کالاها و خدمات مشترک بازار خواهد شد و به طور رقابتی یا همکاری فعالیت در کلیه‎ی جوانب، همیشه بدون توجه به مرزها آشکار خواهد بود.»
آن چه که لوت واک در برتری تجارت بر نظامی گری در نظر می گیرد، در تفاوت اصل رقابتی در هر دو حوزه است. در منطق نظامی گری و تضاد، پیروزی یکی شکست دیگری را به همراه دارد؛ اما، در منطق تجارت، به جهت سوددهی، وابستگی متقابل ایجاد می گردد (مولایی، ۱۳۸۲، ۱۶۳-۱۶۲).
شرایبر نیز با تأکید بر ژئواکونومی و اهمیت انرژی در کتاب «تکاپوی جهانی» نوشته است:
«آمریکایی‎ها سرانجام به اهمیت عربستان سعودی پی می برند و کارشناسان پنتاگون به این نتیجه می رسند که هر که این قلعه را در دست داشته باشد، برتری بزرگی خواهد داشت و تا به آنجا می رسند که می گویند ظرف ده سال آینده هر که بر عربستان و خاورمیانه مسلط باشد، بر همه‎ی قاره ی اروپا مسلط خواهد بود.»
او استدلال می کند، طبیعی است که هر کشوری بر قاره‎ی اروپا مسلط شود، بر جهان حکومت خواهد کرد. چنان که، در جنگ جهانی دوم، منطقه ی خلیج فارس محور اصلی موفقیت متفقین در برابر آلمان بود و امروزه نیز، نه تنها منابع طبیعی به ویژه نفت و گاز، این منطقه را به صورت قلب جهان در آورده است؛ بلکه، شریان تجارت جهانی در این منطقه قرار دارد (الهی، ۱۳۸۶، ۱۹).

۲-۱– ۱-۱۳– دیدگاه‎های جدید ژئوپلیتیک

تحولات سیاسی پس از جنگ جهانی دوم رشد و جنبش‎های آزادی بخش و استقلال طلبانه در قاره‎های کهن جهان، به موازات رشد، و گسترش علوم انسانی، انسان را در کانون توجه ژئوپلیتیک‎ها قرار داد. ژئوپلیتیک‎های متقدم تأکید بسیاری بر فاصله، کارکرد حایل فضا و مرزها داشتند؛ یعنی، ارزش‎هایی که در پدیده ی فن آوری نظامی آن زمان بسیار حایز اهمیت بودند. ولی، با پایان یافتن جنگ سرد در قرن حاضر، شاخص قدرت رهبری برای کشورها در عرصه‎ی بین المللی دیگر قدرت نظامی نیست؛ زیرا، در حال ورود به عصری هستیم که نزاع مستقیم و رو در رو، که نیازمند پشتیبانی نیروهای نظامی است، فرصت بروز پیدا نخواهد کرد. این تحولات قطعاً موجب افزایش اهمیت مسایل انسانی شده اند و عوامل و متغیرهای جدیدی را در ارزیابی و اندازه گیری موقعیت‎های ژئوپلیتیکی تعیین می کنند. با توجه به مطالب فوق، در ذیل به توضیح برخی از نظریه‎های ژئوپلیتیکی جدید می پردازیم:

۲-۱– ۱-۱۳–۱- بری بوزان و نظریه ی ۴+۱

بری بوزان[۴۴] نظریه ی خود را با توجه به تئوری دو جهانی در دوران جنگ سرد از لحاظ نظامی متفاوت است. جهان اول مربوط به جهان صلح می شود (شامل کشورهای آمریکای شمالی، غرب اروپا و شرق آسیا)، موضوع اصلی در این جهان این است که این کشورها هرگز، با هم وارد جنگ نخواهند شد و به مناقشه‎های نظامی نخواهند پرداخت. از دیدگاه ژئوپلیتیکی این تفکر که اینها دیگر با هم وارد جنگ نمی‎شوند، یک برتری به این کشورها داده که بتوانند با چالش‎های جهانی برخورد کنند.
از طرف دیگر، جهان دوم، جهان برخورد و مناقشه است که روابط بین دولت‎ها همچنان به شکل قدیمی ادامه دارد. او با توجه به خصوصیات منطقه ای در جهان دوم، ریشه‎ی مناقشات آفریقا را ناشی از ناتوانی دولت‎ها می‎داند که نتوانسته اند تمام گروه‎های قومی را در چهارچوب دولت قرار دهند. در حالی که، مشکل اساسی در کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا، این است که در این منطقه مناسبات دولتی در روابط حکم‎فرماست و دولت‎ها ثبات بیشتری دارند.
او با اشاره به جهان دو قطبی، چند قطبی و تک قطبی چنین مطرح می کند که جهان دو قطبی خیلی ساده می‎تواند دولت‎ها و ملت‎ها را به طرف کنترل تسلیحات و بازدارندگی (توازن قوی) هدایت کند. اما، پس از پایان جنگ سرد، نسبت به ساختار جدید ژئوپلیتیکی جهان تفاهمی وجود ندارد. برخی معتقدند که جهان امروز جهان یک قطبی است که ایالات متحد آمریکا به عنوان ابرقدرت در رأس آن قرار دارد. برخی دیگر معتقدند جهان امروز جهان چند قطبی است که آمریکا، ژاپن، روسیه، چین و اروپای متحد پنج قطب آن را تشکیل می دهند. اما، بوزان معتقد است که ایالات متحد آمریکا تنها ابرقدرت باقیمانده است، تنها قدرتی که می تواند در ابعاد وسیع در سطح جهانی عمل کند. از طرف دیگر، قدرت‎هایی نظیر ایران، برزیل و… را قدرت‎های منطقه ای می داند که هر کدام در منطقه ی خود دارای قدرت بسیار زیادی هستند و چهار قدرت ژاپن، اروپای غربی، روسیه و چین را مابین ایالات متحد آمریکا و قدرت‎های منطقه ای می داند. در این میان ژاپن و اروپای غربی علی‎رغم دارا بودن توانمندی نظامی بالقوه دیگر مانند گذشته تمایل به امپریالیزم و گسترش ارضی خود ندارند. در هر حال، از نظر ژئوپلیتیکی به عقیده بوزان ساختار قدرت در جهان ۴+۱ است (در یک طرف آمریکا و در طرف دیگر چهار قدرت ژاپن، اروپای غربی، روسیه و چین قرار دارند) که د وضعیت می تواند این ساختار را دگرگون سازد:
۱-ایالات متحد تصمیم بگیرد که دیگر نقش ابرقدرتی ایفا نکند و تبدیل به یک قدرت عمده شود. اگر این وضعیت اتفاق افتد باید تصمیم گیری خارج از تصمیم گیری قبلی و با تحمیل از خارج ایجاد شود، در حال حاضر موضع رسمی در ایالات متحد آمریکا این است که به عنوان یک ابرقدرت باقی بماند. البته، در محافل داخلی و سیاسی ایالات متحد بحث‎های شدیدی وجود دارد که ایالات متحد آمریکا بیش از حدّ لازم خود را درگیر مسایل جهانی کرده است و چنان چه خود را از بعضی از نقاط دنیا خارج کند هیچ لطمه ای به منافع آن وارد نمی شود.
۲-یکی از قدرت‎های بزرگ از این وضعیت خارج شود و حالت ابرقدرت به خود بگیرد. البته، چین به عنوان یکی از نامزدهای اصلی برای اتخاذ چنین وضعیتی در نظر گرفته می شود؛ ولی، هر یک از چهار قدرت به صورت بالقوه می توانند از این خصوصیت برخوردار باشند. اگر بخواهد چنین وضعیتی صورت گیرد، دو یا سه دهه اول طول خواهد کشید. روسیه مدت‎هاست که در حالت انحطاط به سر می برد. چین راه درازی در پیش دارد، مردمانی که در جامعه ی اروپا یا ژاپن زندگی می کنند، هیچ تمایلی ندارند که یک ابرقدرت شوند. این بدان معناست که می توان دو احتمال را در تغییر ساختار آینده ی جهان در نظر داشت:
-وضعیت ۴+۱ ادامه یابد. البته، این ساختار می تواند براساس همان اتحادیه‎هایی که آمریکا را به ژاپن یا اروپا متصل می کند ادامه داشته باشد و بقا یابد و این مدل در ارتباط با اتحادیه‎هایی که بین آنها وجود دارد می تواند تئوری دو جهانی را حفظ کند. از طرف دیگر، چین و روسیه جزء قدرت‎های ضعیف تر این مجموعه هستند و به نظر نمی رسد آن قدرت را داشته باشند که در مقایسه با طرف مقابل، قدرت قوی تری تشکیل دهند. بنابراین، ظرف دو یا سه دهه آینده ساختار ژئوپلیتیکی جهان بر اساس ساختار ۴+۱ ادامه خواهد یافت.
-ایالات متحد آمریکا بخواهد سیاستش را تغییر دهد و از ابرقدرت به یک نظام پنج قدرتی تبدیل شود. بسیاری در جهان هستند که خواهان چنین دنیایی هستند که جهان چند قطبی باشد؛ اما، صاحب نظران و اندیشمندان باید عواقب یک جامعه ی ۵+۰ را نیز در نظر بگیرند، این بدان معناست که قدرت‎های منطقه ای نقش خودمختار خواهند داشت و خودسر وارد عمل می شوند. در آنجا به این نقطه می رسیم که آیا بهتر است خود را در دست قدرت‎های منطقه ای قرار دهیم یا در دست یک قدرت، کدام بهتر است؟ بنابراین، به عقیده ی بوزان ساختار ۵+۰ منتفی است و جهان بر اساس ۴+۱ خواهد بود (رک. Buzan&Wver, 2004).

۲-۱–۱-۱۳–۲- فرانسیس فوکویاما و تئوری پایان تاریخ

فرانسیس فوکویاما[۴۵] در مقاله ای که تحت عنوان «پایان تاریخ» در تابستان ۱۹۸۹ بعد از فرو ریختن دیوار برلین در فصلنامه‎ی «منافع ملی» در آمریکا انتشار داد و مورد تحسین و تجلیل فراوان رسانه‎های غربی قرار گرفت، مدعی است که نقشه‎ی سیاسی جهان در دوران پس از جنگ سرد از دو بخش مشخص تشکیل شده است: یک بخش شامل اروپای غربی و آمریکا (و ژاپن) که نماینده یک حکومت منسجم و هماهنگ جهانی هستند. منسجم و هماهنگ از این نظر که تمامی تضادها و تناقضات اولیه مثل تقسیمات ژئوپلیتیکی و یا طبقاتی میان آنها حل شده و تمامی نیازهای بشری در آنها برآورده شده است و بنابراین، به قله ی تکامل تاریخی دست یافته اند. بخش دیگر شامل بقیه ی جهان است یعنی حکومت‎هایی که به علت کشمکش با یکدیگر به این حقایق فراگیر دست نیافته اند و هنوز در دوران تاریخی به سر می برند.
به نظر فوکویاما فعالیت‎های اقتصادی در نظام سرمایه داری که مزیت خود را بر نظام‎های دیگر ثابت کرده دل مشغولی جهان غرب را تشکیل می دهد. بنابراین، فوکویاما دموکراسی سیاسی کنونی و سرمایه داری لیبرال نو در آمریکای شمالی و اروپای غربی را نشان دهنده ی تمدنی پیشرو می داند که در اوج تاریخ بشریت قرار دارد. او موقعیت غرب را در وضعیت تکمیل کننده ی اجتناب ناپذیر تاریخ و سرنوشت بشری می داند که از سایر کشورها بهتر و کاملتر است و دیگر کشورها در تکاپو برای رسیدن به این الگوی تکامل تاریخ می باشند. فوکویاما معتقد بود که حرکت به سوی دمکراسی و عدم تمرکز که از سوی گورباچف در شوروی اتخاذ شده است برای مارکسیسم لنینیسم ویرانگر می باشد. لذا، شوروی نمی تواند جانشینی برای لیبرالیسم محسوب شود. به علاوه، چین نیز که اسماً کشوری کمونیست می باشد، دیگر می تواند به عنوان راهنمای نیروهای سنتی در اطراف دنیا عمل کند. بنابراین، با توجه به تغییرات و تحولات عقیدتی در این دو کشور محوری دیگر اندیشه ی مارکسیسم و کمونیسم نمی توانست به عنوان یک ایدئولوژی پویا و زنده ادامه ی حیات دهد و در واقع در حال فنا شدن بود (اتوتایل و دیگران، ۱۳۸۰، ۲۴۵).
۲-۱– ۱-۱۳–۲-۱ نقد تئوری فوکویاما
بزرگترین انتقاد به تز پایان تاریخ از دید جغرافی دانان این است که حکومت یکپارچه و فراگیر مورد نظر فوکویاما که به زعم او از زمان ناپلئون، تا تشکیل ناتو ادامه داشته است، از غرب به شرق بر سر راه خود حکومت‎های متفاوت و رادیکالی مثل آمریکا، کره ی جنوبی، ژاپن و حتی چین (بعد از دوره ی اصلاحات کشاورزی) را در بر می گیرد. اگر کشورها را تحت عنوان لیبرال تقسیم کنیم، این عنوان به هیچ وجه ما را از ساختار ویژه ی جغرافیایی آن حکومت‎ها و تضادهای تاریخی خاصی که از قرائت‎های مختلف لیبرالیسم داشته اند و یا مصالحه ی لیبرالیسم با ناسیونالیسم و میلیتاریسم و یا نگاه مردسالارانه و نژادپرستانه ی آنها گاه نمی سازد. با مثبت خواندن پیروزی نظام سرمایه داری، فوکویاما نابرابری درآمدها را که به طور کلی در غرب و به ویژه در انگلیس و آمریکا وجود دارد و اساس تضادهای طبقاتی است نادیده می گیرد. فراتر از آن، نمی توان انکار کرد که حکومت‎ها به دلیل پیچیدگی‎هایی که از نظر ایدئولوژیکی و اجتماعی ـ اقتصادی دارند، غالباً، با یکدیگر درگیرند و این که حکومت‎های دمکراتیک سرمایه دار آرام و صلح جو تصویر شده‎اند، انعکاس یک فرضیه ی غلط است؛ چون، مروری بر تاریخ اروپا این واقعیت را بر ملا می سازد که اروپای غربی یکی از نظامی ترین مکان‎ها بر روی سیاره ی زمین تا اواخر دهه ی ۱۹۸۰ بوده است. به علاوه، دل مشغولی با اقتصاد می تواند دل مشغولی با سیاست، استراتژی و قدرت نظامی باشد؛ واقعیتی که توسط مداخله‎ی ایالات متحد آمریکا در جنگ خلیج فارس به منظور حفظ ذخایر نفت و راه‎های دسترسی به آن برای غرب نمایان شد.

۲-۱–۱-۱۳–۳- نایخت من و نظریه ی جهان چهارم

روشن است که نظریه ی «جهان چهارم» از یک سو، محصول جنبش‎های روزافزون استقلال طلبانه ی اقوام جهان و از سوی دیگر، نزاع‎ها و دشمنی‎هایی است که ریشه در تبعیضات و تعارض‎های قومی دارند. محصول این تعارض‎ها و دشمنی‎ها هزاران پناهنده و فراری سیاسی و قربانیان بی شمار کینه‎های قومی است که با اقتدار و تسلط حکومت‎های مستبد و مقتدر مهار می‎شوند. نظریه‎ی «جهان چهارم» برخلاف تفسیرهای سنتی ژئوپلیتیک، به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه امپراطوری‎های منسجم گذشته و دولت‎های نوین کنونی قریب پنج هزار قوم را تحت سیطره ی خود در آورده و تنوع‎های فرهنگی و زیستی را به خطر انداخته و در نهایت، موجب سقوط و تجزیه‎ی دولت‎ها گشته اند. نایخت من[۴۶] اضافه می کند: برای درک این منظر متفاوت ژئوپلیتیکی، باید واژه‎های «ملت (قوم) ، دولت، دولت قومی و گروه قومی» بررسی شوند. دیدگاه او در خصوص این مفاهیم، دیدگاه‎های فرهنگی مطرح شده در حیطه‎ی ژئوپلیتیک را آشکار می‎سازد.
او «ملت یا قوم» را منطقه ای فرهنگی می داند که از اجتماعاتی تشکیل شده که دارای تاریخ مشترک، منطقه و محل جغرافیایی مشترک، بستگی‎های قومی، نژادی، زبانی و فرهنگی، و مبنای اقتصادی مشترک هستند. «دولت» نیز نظام سیاسی متمرکز در چهارچوب مرزهای بین المللی است که از سوی دولت‎های دیگر به رسمیت شناخته شده باشد. از نظر او، «دولت قومی» هم مردمی هستند که در بیرون سرزمین منتسب به خود و در چهارچوب مرزهای کشور دیگری زندگی می کنند. در مجموع، به نظر او، نظریه ی جهان چهارم به انسان و تحولات سیاسی منطقه ی زندگی او توجه دارد (فاضلی نیا، ۱۳۸۶، ۳۴-۳۳).
در جهان چهارم ظهور اطلاعات گرایی، با افزایش نابرابری و حذف اجتماعی در سراسر جهان در هم تنیده شده است و انسان‎ها با چهره‎های جدید رنج انسانی مواجه شده اند. فرایند تجدید ساختار سرمایه داری، با منطق خشک رقابت اقتصادی نهفته در آن، ارتباط زیادی با ظهور جهان چهارم دارد. ولی، شرایط تکنولوژیک و سازمانی جدید عصر اطلاعات چرخش جدید و نیرومندی در الگوی قدیمی تقدم منفعت طلبی بر مراقبه‎ی نفس به وجود می آورد.
با وجود این، شواهد ضد و نقیضی در دست است که موضوع اصلی بحث‎های ایدئولوژیک درباره ی مصیبت واقعی مردمان اطراف و اکناف جهان را شکل می دهد. به هر حال، در جهان چهارم، شاهد دسترسی ده‎ها میلیون چینی، کره ای، هندی، مالزیایی، تایوانی، اندونزیایی، شیلیایی، برزیلی، آرژانتینی و جمع کم شمارتری از مردمان سایر کشورها به توسعه، صنعتی شدن و مصرف بوده ایم. اکثر مردم اروپای غربی هنوز از بالاترین سطح زندگی در جهان و در تاریخ جهان بهره مندند و در ایالات متحد آمریکا، با وجود این که میانگین واقعی دستمزد کارکنان مرد به استثنای فارغ التحصیلان ممتاز دانشگاه‎ها ثابت مانده یا کاهش یافته است، زنان که فاصله ی دستمزدهای خود با مردان را نسبتاً کاهش داده اند حضور گسترده ای در بازار کار یافته اند. البته، این در صورتی است که این وضعیت از چنین ثباتی برخوردار باشد که اداره ی یک خانواده با دو حقوق میسر باشد. به طور کلی، آمار بهداشت، آموزش و درآمد در سرتاسر جهان نسبت به استانداردهای تاریخی پیشرفت چشمگیری نشان می دهد. در واقع به طور مشخص می توان گفت که در سال‎های اخیر، مردم اتحاد شوروی (سابق) پس از سقوط دولت سالاری و مردم کشورهای آفریقایی منطقه‎ی جنوب صحرا در جهان سرمایه داری به حاشیه رانده شدند. بنابراین، لازم است در ارزیابی پویایی اجتماعی اطلاعات گرایی در جهان چهارم، بین فرآیندهای متعدد ایجاد تمایز اجتماعی، تفاوت قایل شویم: از سویی، نابرابری، قطبی شدن، فقر و بی نوایی همگی به حوزه ی روابط توزیع ـ مصرف یا سطوح متفاوت کسب ثروت که با تلاش جمعی تولید می شود ارتباط دارد؛ از سویی دیگر، فردی شدن کار، استثمار مفرط کارگران، حذف اجتماعی و پیوند منحط ویژگی‎های چهار فرایند خاص در مناسبات تولید هستند (کاستلز، ۱۳۸۰، ۹۱-۹۰).

۲-۱–۱-۱۳–۴- والرشتاین و تئوری ژئوکالچر

ژئوکالچر به معنای اهمیت دادن به عناصری چون فرهنگ، زبان، قومیت و مذهب در کنار سایر عوامل ژئوپلیتیک نوین، ترکیبی از مفاهیم ژئوپلیتیک کلاسیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر است. والرشتاین از دیدگاهی جدید، به ژئوپلیتیک توجه می کند و ژئوکالچر را زیربنای ژئوپلیتیک می داند. او براساس چهارچوب تمایزات فلسفی در مقایسه ی انواع تعارض‎ها و جنگ‎های بین المللی، متوجه بسیاری از تشابه‎های ژئوپلیتیکی می شود. با این حال، این جنگ‎ها ماهیتی متفاوت با یکدیگر دارند که ناشی از ژئوکالچر آنهاست. والرشتاین، ژئوکالچر را جنبه ی درونی جهان می داند؛ جنبه ای که پوشیده تر از آن است که به چشم آید و دشوارتر از آن که قابل درک باشد و در عین حال، جنبه ای است که بدون آن، دیگر جنبه‎ها عقیم می مانند. از این رو، ژئوکالچر در ارتباط با ژئوپلیتیک، چهارچوبی است که در آن نظام جهانی عمل می کند. او ژئوکالچر را از سه جنبه بحث می کند:
نخست از جنبه ی تمرکز بر فرهنگ و تعریف مجدد آن در تقابل با اقتصاد یا سیاست، به این معنا که باید جهان را از خواب غفلت بیدار کرد تا جهان در تغییرات و انتقام‎های اقتصادی و سیاسی به سودی دست پیدا کند.
دومین جنبه به پدیده‎های نژادگرایی و نابرابری جنسیتی می پردازد. البته، دل مشغولی به نژاد و توسعه ی امپراتوری، ویژگی کار راتزل، نظریه پرداز سیاسی آلمانی در جغرافیای سیاسی اواخر قرن نوزدهم نیز که فرهنگ‎ها را با توده‎ها یکی دانسته، تفاوت‎های نژادی و فرهنگی را مشخص نمود، وجود داشت (کرنگ، ۱۳۸۳، ۱۷).
سومین جنبه ی بررسی ژئوکالچر در علم جدید صورت می گیرد که تهاجمی مستقیم به بنیادی ترین ستون‎های اندیشه‎های نظام جهانی نوین دارد.
تا اینجا بحث در اینباره بود که جنبش‎های آزادی بخش و استقلال طلبانه توجه ژئوپلیتیسین‎ها را از مرزهای جغرافیای سیاسی به مفاهیمی همچون «ملت، فرهنگ و قوم» جلب می کنند. بحث‎هایی نیز در خصوص مبانی و عوامل شکل دهنده ی ملت و فرهنگ مطرح شدند و «ملت»، اجتماعی با مشترکات فرهنگی به شمار می آمد. والرشتاین نیز مشترکات فرهنگی هر حوزه ی جغرافیایی را مدنظر قرار داد و آن را «جنبه ی پوشیده‎ی جهان» نامید و خط و مرزهای فرهنگی را «چهارچوب ژئوپلیتیکی واقعی» معرفی کرد (والرشتاین، ۱۳۷۷، ۲۳۲-۲۲۶). در اینجا، سئوالی که مطرح شد این بود که این مشترکات فرهنگی چه هستند؟ در اولین گام، زبان و مذهب در حکم بارزترین جلوه‎های فرهنگی در بسیج و انسجام اجتماعی با کارکردهای سیاسی مطرح شدند. در این مورد، بهترین نمونه تحقیق ارزنده‎ی دوپلانول[۴۷] جغرافیدان فرانسوی است که رد سال ۱۹۵۷ با انتشار اثر معروفش به نام «جهان اسلام، آزمونی در جغرافیای مذهب» در بستر جغرافیای فرهنگی آغاز به کار کرده است و آخرین اثر حجیم و پرمحتوای خود را به شناخت جغرافیایی «ملت‎های پیامبر» و در واقع به کشورهای مسلمان جهان اختصاص داده و در این اثر نه تنها داده‎های فرهنگی، به ویژه آیین و دین گروه‎های انسانی را در ساخت فضا و تشریح تباین‎های فضایی به کار گرفته است؛ بلکه، دین اسلام را در ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی عاملی در وحدت بخشی و هویت یابی فضاهای جغرافیایی دانسته است (فرید، ۱۳۷۹، ۴۶۳). در عصر حاضر نیز گلاسنر[۴۸] جغرافیدان سیاسی معروف به تأثیر سه عامل زبان، مذهب و قومیت پرداخته است که در ذیل به شرح آن می پردازیم:

۲-۱–۱-۱۳–۵- تئوری ژئوپلیتیک گلاسنر

گلاسنر در بحث‎های فرهنگی و ارتباط آنها با ژئوپلیتیک، به سه عامل «زبان، مذهب و قومیت» توجه می‎کند. به نظر او، ناسیونالیسم بر مردم تأثیر بیشتری نسبت به مذهب دارد. از دیدگاه او، تنوع قومی عامل مهمی در بروز جنگ، مخدوش شدن مرزها و حتی گاه شکل گرفتن مرزهاست؛ اما، تکثر فرهنگی ضرورتاً به بی ثباتی سیاسی نمی انجامد. گلاسنر در کتاب خود تحت عنوان «جغرافیای سیاسی» می نویسد:
«در گذشته، مذهب می توانست عاملی در تفکیک مرزهای جغرافیایی باشد. در قرن بیستم نیز می توان به ظهور «ایرلند» به دلیل وجود دو مذهب اسلام و هندو، و فلسطین به واسطه ی وجود یهود و مسلمان اشاره کرد. در هر کدام از این مناطق، زمانی که نقشه ی سیاسی دنیا و دوره ی تاریخی منطبق با آن تغییر می کرد، گروه اقلیتی در واحدهای جدید شکل می گرفتند و بعضی از آنها مشکلاتی را در راه آمیزش با نظام ملی به وجود می آوردند…. با این حال، ما دوران جنگ‎های مذهبی را، که اروپا را شکل دادند، پشت سر گذاشته‎ایم و در عصری زندگی می کنیم که در آن جنگ‎های مذهبی منطقه ای و پیچیدگی‎هایی که در آن مذهب نقش مهمی ایفا می کرد، دیگر وجود ندارد. به طور مثال، در ایرلند شمالی، درگیری و جنگ بیشتر از آن که مذهبی و میان کاتولیک و پروتستان باشد، سیاسی است».
گلاسنر خاطرنشان می سازد که گروه‎های جمع گرای مذهبی بسیاری در گوشه و کنار دنیا هستند که به لحاظ ماهیت خود، از درگیر شدن با سیاست پرهیز دارند و حتی از شهروند شدن در جامعه ی میزبان امتناع می کنند. با وجود این، مسائلی همچون مالکیت زمین، حق آب و تحصیلات خواه و ناخواه آنها را با مسایل سیاسی درگیر می کند. به نظر گلاسنر، در ارائه ی تصویری کلی از جهان، می توان گفت، مذهب مانند گذشته، عنصر تعیین کننده ی زندگی انسان‎ها نیست و ما در جهانی سکولاریستی زندگی می کنیم؛ جهانی که در آن مذهب ـ اگرچه برای بسیاری از افراد مهم باقی می ماند و به مثابه یک عامل سیاسی ـ محلی اهمیت پیدا می کند؛ اما، دیگر نیرویی نیست که بتواند تاریخ را شکل دهد.
زبان، ایده ی بارز و مهم فرهنگی دیگری است که از یک جنبه، نقشی مهم در انسجام هر ملت و تقویت و تثبیت گرایش‎های ملی دارد. با وجود این، گلاسنر زبان را نیز عاملی مؤثر در وقوع جنگ‎ها و عملکردهای سیاسی دولت‎ها و ملت‎ها می شمارد (ر. ک. Glassner, 2004).

۲-۱–۱-۱۳–۶-‎هانتینگتون و نظریه ی برخورد تمدن‎ها

نظریه ی برخورد تمدن‎ها در سال ۱۹۹۳ م توسط ساموئل پی‎هانتینگتون[۴۹] مدیر مؤسسه ی استراتژیک اُلین[۵۰] در دانشگاه‎ هاروارد[۵۱] ارائه شد. این نظریه محصول یکی از پروژه‎های تحقیقاتی مؤسسه ی مزبور تحت عنوان «محیط متحول امنیتی و علایق ملی آمریکا» می باشد.‎هانتینگتون در این رابطه می نویسد که: «فرضیه ی من این است که منبع اساسی برخورد در دنیای جدید، مسائل ایدئولوژیکی و اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه، منبع تعیین کننده برای زد و خورد و ایجاد تقسیمات بزرگ بین بشر، عامل فرهنگ خواهد بود. دولت‎های ملی به عنوان قدرتمندترین عامل در امور جهانی باقی خواهند ماند. ولی زد و خوردهای اساسی در سیاست‎های جهانی بین ملت‎ها و گروه‎های صاحب تمدن بروز خواهد کرد. خطوط گسل بین تمدن‎ها در آینده خطوط درگیری و جنگ خواهد بود».
هانتینگتون معتقد است که تمدن، هویت فرهنگی یک مجموعه ی انسانی را بیان می کند و بر این اساس او جامعه ی بشری را به هفت یا هشت تمدن بزرگ که هر یک هویت خاص خود را دارد به شرح زیر تقسیم بندی کرد: تمدن غربی (آمریکایی ـ اروپایی) ، تمدن کنفوسیوسی، تمدن اسلاوی ـ ارتدکسی، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندی، تمدن آمریکای لاتین و تمدن آفریقایی. به عقیده ی‎هانتینگتون، تقابل تمدن‎ها که در سطح خطوط گسل رخ می دهد، سیاست غالب جهانی و آخرین مرحله ی تکامل درگیری‎های سبز فایل را شکل خواهد داد.‎هانتینگتون در پایان مقاله اش بر این نکته تأکید می کند که در آینده یک تمدن جهانی منحصر به فرد وجود نخواهد داشت؛ بلکه، تمدن‎های متفاوتی وجود خواهند داشت که هر یک از آنها ناگزیر خواهد بود چگونگی همزیستی با دیگران را بیاموزد (حافظ نیا، ۱۳۸۵، ۶۳-۶۲).
هانتینگتون معتقد است که اولین جنگ تمدن‎ها در قرن بیستم، جنگ میان اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان در سال ۱۹۸۹-۱۹۷۹ بود. جنگ بعدی، جنگ دوم خلیج فارس در سال ۱۹۹۱-۱۹۹۰ به شمار می رود. هر دوی این جنگ‎ها، جنگ‎های بی واسطه ای بودند که از سوی یک کشور علیه کشور دیگر انجام شده بود و نتیجه نهایی آنها به جنگ تمدن‎ها ختم می شود. جنگ افغانستان از آن رو جنگ تمدن‎ها تلقی می شود که مسلمانان خواهان چنین نگرش و برداشتی از آن بودند و به این سان با بهره گیری از فن آوری‎های آمریکایی و ثروت عربستان سعودی به همراه برخورداری از عناصر نیروی انسانی پر نشاط اسلامی علیه شوروی وارد عمل شدند. اما جنگ خلیج فارس نیز از آن رو جنگ تمدن‎ها لقب گرفت که غرب با دخالت‎های نظامی خود به ستیزه جویی با اسلام برخاسته بود. در نتیجه، سبب شد مسلمانان با وجود تفرقه میان دولت مردمان کشورهای اسلامی، علیه غرب متحد شوند. از این رو، اعراب و مسلمانان از طریق پاسخ مشابه به غرب و قاعده ی «هر کنشی واکنشی دارد» با غرب به مقابله برخاستند.‎هانتینگتون در این هنگام سئوالی که ممکن است برای هر کسی پیش آید را مطرح می سازد: چرا آمریکا، غرب و سازمان‎های بین المللی همان شیوه ای را که علیه جوامع اسلامی به کار می گیرند در برابر رفتارهای رژیم اسراییل به ویژه نافرمانی‎های آن از قطع نامه‎های سازمان ملل متحد اجرا نمی کند؟‎هانتینگتون در مقام پاسخگویی به خود تردید راه نمی دهد و در پاسخ به این سئوال می گوید: این رفتار نوعی جنگ موردی به شمار می آید. موضوع اساسی در این بین به منافع و مصالح غرب و سلطه آن بر بخش عظیمی از منابع نفتی جهان باز می‎گردد. اما، نتیجه ی یکسانی را به همراه دارد و آن رشد و تعالی آگاهی‎ها و درک موضوع دشمنی‎های روزافزون علیه غرب می باشد. همچنین، بزرگترین احتمال در این بین نیز بروز برخورد تمدن غرب با تمدن اسلامی است.
در پایان این نتیجه ‎هانتینگتون برداشت نهایی خود را این چنین بیان می کند: هویت‎های فرهنگی، ملی، دینی و تمدنی امروزه مرکز و کانون اصلی جهان را تشکیل می دهد. از این رو، کلیه ی دشمنی‎ها، پیمان‎ها و سیاست‎های حاکمیت‎های سیاسی بر پایه ی عوامل نزدیک کننده و یا اختلاف برانگیز فرهنگی شکل می‎گیرد. در چنین جهانی پایداری اعتقاد غرب ـ مبنی بر فراگیر بودن فرهنگ آن ـ مجاز نمی باشد؛ چرا که، چنین اعتقادی بر پایه ی بینش‎هانتینگتون ناپسند، غیراخلاقی و خطرناک خواهد بود. در غیر این صورت به احتمال قوی جنگ آینده میان غرب از یک سو با چین و از سوی دیگر با جهان اسلام به وقوع می پیوندد. حال هر نتیجه ی مستقیمی که این جنگ تمدنی داشته باشد، نتیجه ی بلندمدت آن به طور حتم می تواند در برگیرنده ی نابودی گسترده ی اقتدار اقتصادی و ترکیب جمعیتی هر یک از درگیر شوندگان آن باشد. خودداری از جنگ‎های بزرگ میان تمدن‎ها در دوره‎های آینده نیازمند آن است که کشورهای مرکز مانع از دخالت در جنگ‎های تمدنی دیگر شوند. از این رو، پذیرش سه قانون زیر از سوی آمریکا و غرب به طور کلی لازم و ضروری به نظر می رسد:
-قانون بازدارندگی، مبنی بر اینکه از دخالت کشورهای مرکز در جنگ‎های تمدنی دیگر جلوگیری کند. این درخواست، اولین اصل التزام صلح آمیز در جهانی است که از تعداد تمدن‎ها و قطب‎های گوناگون برخوردار می باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 122
  • 123
  • 124
  • ...
  • 125
  • ...
  • 126
  • 127
  • 128
  • ...
  • 129
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 163
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 رام کردن عروس هلندی ترسیده
 ساخت اپلیکیشن هوش مصنوعی درآمدزا
 فروش دوره‌های آنلاین آموزشی
 سئو ویدئو در گوگل
 آموزش Copilot حرفه‌ای
 ساخت ویدیو آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد از کسب‌وکارهای کوچک
 پادکست درآمدزا
 بازاریابی ایمیلی سایت
 بلوغ گربه ها
 انتخاب اسباب بازی گربه
 درآمد از تبلیغات سایت
 تبلیغات درون اپلیکیشنی
 افزایش فروش فایل آموزشی
 حقایق طوطی کاسکو
 تاثیر روابط زناشویی سالم
 نشانه های عشق مردان
 رفع سوءتفاهم رابطه
 بهینه سازی عکس فروشگاه
 تدریس مهارت دیجیتال
 جلوگیری از افسردگی رابطه
 درآمد از هنر دستی
 خصوصیات سگ ساموید
 سرلاک پرنده مناسب
 خصوصیات سگ گرگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • دنیای دانش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان