مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • توصیه های ارزشمند درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش دخترانه
  • راهکارهای تجربه شده درباره آرایش (آپدیت شده✅)
  • ☑️ تکنیک های طلایی و ضروری درباره میکاپ
  • ✅ توصیه های آرایش دخترانه و زنانه
  • هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها توجه کرد
  • تکنیک های اساسی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های آرایش دخترانه و زنانه
  • روش های سريع و آسان درباره میکاپ که باید در نظر بگیرید
  • ⛔ هشدار : ترفندهایی که درباره آرایش برای دختران حتما باید به آنها دقت کرد
دانلود منابع پایان نامه درباره
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

را از آنان اعلام داشت: لاحاجه لنا فیمن لاحاجه له فینا. بر این اساس، امام‏علیه السلام در پاسخ به ادعاى طلحه، به خوددارى قاعدین از بیعت اشاره کرده، فرمود: «اگر قرار بر اکراه بود، کسانى مانند سعدبن ابى وقاص، عبدالله‏ بن عمر و محمدبن مسلمه را که از من کناره گرفتند، وادار به بیعت مى‏کردم. درباره زبیر نیز فرمود: پندارد که با دستش بیعت کرده است، نه با دلش؛ پس بدانچه به دستش کرده، اعتراف مى‏کند و به آنچه به دلش بوده ادعا. پس بر آنچه ادعا کند دلیلى روشن باید، یا در آنچه بود و از آن بیرون رفت، درآید.» ( ابن اعثم، ۱۳۷۲: ج۴، ۳۹۵ )
۲-۴-۴- پرهیز از خویشاوندسالارى
«عمربن خطاب در گفت‏وگو با عبدالله‏بن عباس، دلیل کنار گذاشته شدن بنى‏هاشم را از حکومت، کراهت قریش از اجتماع نبوت و خلافت در یک خاندان مى‏شمارد.» (الشیخ المفید، ۱۳۳۴: ج۵،۲۵) گویا آنان بر این باور بودند که این امر، زمینه فخرفروشى بنى‏هاشم را فراهم مى‏آورد. ( القرطبى، ۱۴۱۵: ج۱۳،۷۵ ) «ابن‏عباس این استدلال که اجتهاد در برابر نص است و خواه ناخواه، معیار گزینش پیامبر را نیز به زیر سؤال مى‏برد، چنین پاسخ گفت: «در این صورت، آنان از حکم خدا روى برتافته و فرمان الهى را ناپسند شمرده‏اند.» حقیقت این است که منزلت والاى امام على‏علیه السلام چنان که خود نیز فرموده‏اند،»( ابن الاثیر، ۱۴۰۴: ج۱،۶۶) «نه فقط به دلیل خویشاوندى با پیامبر، که براساس شایستگى‏هاى او نیز بوده است؛ شایستگى‏هایى که دوست و دشمن بدان معترفند. بعدها خلیفه دوم، به رغم دیدگاه قبلى خویش، امام على‏علیه السلام را یکى از شش نفرى مى‏شمرد که شایسته خلافتند و باید از میان خود، خلیفه بعدى را برگزینند. امام‏علیه السلام، هر چند پیشاپیش از نتیجه تصمیمات شورا آگاه بود، براى نشان دادن تناقض گفتار با کردار خلیفه دوم، » (ابن حجر العسقلانی،۱۳۲۸:۳۰۳) «از ورود در آن خوددارى نفرمود.»( ابوالفرج الاصفهانى،۱۹۶۱: ۴۵ )
۵-۴-۲- جلوگیرى از بحران
«نقش‏آفرینان سقیفه با وجود اعتقاد به شایستگى امام على‏علیه السلام، انتخاب وى را زمینه‏ساز فتنه و آشوب شمرده، دستیابى امام را به خلافت به مصلحت جامعه اسلامى ندانستند.» ( الشیخ الطوسى، ۱۴۱۴ ج۲: ۵۶) دشمنى دیرینه اعراب با امیر مؤمنان، یکى از دلایلى است که به گمان اینان، مدعاى پیش‏گفته را موجه مى‏سازد. (الشیخ المفید، ۱۳۳۴: ج ۵،۶۴)«ابن عباس که همدم خلیفه دوم و روایتگر بسیارى از سخنان او است ـ در پاسخ به عمر که دشمنى قریش را با امام‏علیه السلام یکى از دلایل کنار گذاشتن وى مى‏شمرد، مى‏گوید: با این سخن، از چه کسى عیب‏جویى مى‏کنى؟ از خدایى که پیامبر را بر آنان برانگیخت؟ یا از پیامبر(ص) که حق رسالت را به جا آورد؟ یا از على‏علیه السلام که در راه خدا با آنان به جهاد پرداخت؟» ( عباس على الموسوى، ۱۴۰۳: ۵۲)
به‏راستى، کسانى که خود را خلیفه و جانشین رسول خداصلى الله علیه وآله مى‏دانند، چگونه مى‏توانند جهاد را با مشرکان، ارزشى منفى به شمار آورده، به ترویج کینه‏هاى جاهلى بپردازند ! آیا مى‏توان به رهاورد بعثت رسول خداصلى الله علیه وآله پایبند بود و همچنان سخنانى از این دست بر زبان جارى ساخت: «چه کنم که قریش تو را دوست نمى‏دارد؛ زیرا [تنها] در بدر هفتاد نفر از آنان را به هلاکت رساندى».( ابن ابى‏الحدید، ۱۴۰۴: ج ۷،۲۳)
۲-۴-۶- سختگیرى امام در اجراى عدالت
«امام على‏علیه السلام بارها در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله نشان داده بود که در اجراى عدالت اهل تساهل و مداهنه نیست و در این راه از هیچ کوششى دریغ نمى‏ورزد. سختگیرى امام در مصرف اموال عمومى تا آن جا بود که گروهى از مردم از آن حضرت به پیشگاه رسول خداصلى الله علیه وآله شکایت برده، و از تندى و خشنونت ایشان گله کردند. اما پاسخ رسول خداصلى الله علیه وآله سند افتخارى دیگر براى امیر المؤمنان بود و حق‏محورى وى را در یادها زنده کرد»: لاتشکوا علیا فوالله انه لختی فى ذات الله؛» ( المجلسى،۱۳۶۲: ج۵۵،۱۱۶)؛ ( ابن شهر آشوب،۱۳۷۹: ج۲،۳۷۷ )
«از على شکایت نکنید؛ زیرا او در امور الهى سختگیر و سازش‏ناپذیر است.» با این حال، پس از رحلت پیامبر گرامى اسلام، این ویژگى امام على‏علیه السلام یکى از عواملى بود که وى را از دستیابى به خلافت بازداشت، چنان که خلیفه دوم مى‏گوید: على،… سزاوارترین مردم براى حکومت است، ولى قریش تاب عدالت او را ندارد؛ زیرا اگر حکومت را بر عهده گیرد، راهى براى گریز از حق باقى نمى‏گذارد، و در آن صورت، مردم بیعت خود را مى‏شکنند و در برابر او مى‏ایستند.» (المجلسى، ۱۳۶۲: ج ۵۵،۲۶۵ )
۲-۴-۷- جوانى و کم‏تجربگى
«یکى از نکاتى که آشنایان با فرهنگ و تاریخ اسلامى را به شگفتى وامى‏دارد، این است که در سقیفه و پس از آن، بارها شایستگى افراد را با معیارهایى همچون کهنسالى و ریش‏سفیدى سنجیده‏اند.» (الاصفهانى، ۱۹۶۱: ۴۶۴ )؛ (ابن ابى‏الحدید، ۱۴۰۴: ج ۷، ۸۲) همچنین سیره و سخنان رسول خداصلى الله علیه وآله را در این باره نادیده گرفته‏اند. پیامبر گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله در واپسین روزهاى زندگى خویش، اسامه بن زید، نوجوان ۱۸ ساله را به فرماندهى سپاه مسلمانان گماشت و پیرمردان شصت ساله را به اطاعت از او خواند. پیش از آن نیز رسول خداصلى الله علیه وآله بارها چنین گزینش‏هایى کرده و حق‏جویان را با ارزش‏هاى اسلامى آشنا ساخته بود.« ابوعبیده جراح یکى از کسانى است که بر جوانى و کم‏تجربگى امیر مؤمنان تأکید مى‏ورزد! و با لحنى دلسوزانه، وى را به بیعت با ابابکر فرا مى‏خواند، و سپس به سخنان خویش این نوید را مى‏افزاید که اگر على پس از ابابکر زنده بماند و عمر طولانى بیابد، مردم شایستگى‏هاى علمى و دینى وى را نادیده نمى‏گیرند و به حکومتش مى‏گمارند.»(الذهبى، ۱۴۱۷: ج ۱،۹۸ )« عمر نیز بارها این نکته را خاطر نشان مى‏کرد و سالخوردگى ابابکر را دلیل بر شایستگى وى براى خلافت مى‏شمارد. اما بر اساس منابع تاریخى، از پاسخ به این سؤال‏ها در مى‏ماند که چرا رسول خداصلى الله علیه وآله آن هنگام که على را در پى ابابکر فرستاد تا پیام برائت را از او بستاند و خود بر مشرکان بخواند، سن آن حضرت را کوچک نشمرد؟» (السیوطى، ۱۴۰۴: ج ۱، ۳۶ ) چرا خداوند از میان مسلمانان، على ‏علیه السلام را به برادرى رسول خویش برگزید؟ چرا پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله بارها با گفتار و کردار خود بر برترى وى تأکید ورزید؟ و… .
۲-۴-۸- شوخ‏طبعى
«خلیفه دوم که در عیب‏جویى از امام على‏علیه السلام به زمامداران پیش و پس از خود یارى فراوان رسانده، شوخ‏طبعى آن حضرت را بهانه کرده، هیبت و صلابت خلافت را با طبع شوخ آن گرامى ناسازگار مى‏خواند.» ( البخارى، ۱۴۰۷: ۶۴ )این در حالى بود که همگان شوخى‏هاى لطیف و موقرانه رسول خداصلى الله علیه وآله را به یاد مى‏آوردند، و کسانى نیز جرأت کرده، با استناد به سیره پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله دستاویز عمر را سست مى‏نمودند. سستى این بهانه آن گاه روشن‏تر مى‏گردد که شوخ‏طبعى امام را با عیوبى که عمر براى دیگران بر شمرده است، بسنجیم. خلیفه دوم آن گاه که به تعیین جانشینى براى خود مى‏اندیشید، شش نفر را شایسته‏تر از دیگران خواند و با این حال، عیب‏هایى نیز براى آنان برشمرد: عبدالرحمن در سست رأیى چنان است که انگشتر حکومت را به دست زنش خواهد کرد؛ سعدبن ابى‏وقاص مرد جنگ است، نه مرد حکومت؛ عثمان اگر به حکومت دست یابد، خویشاوندانش را بر گرده مردم سوار مى‏کند و… در این میان، براى کسى چون على‏بن ابى‏طالب، چه عیبى مى‏توان یافت جز آن که امرؤ فیه دعابه! گفتنى است که عمروبن عاص یکى از کسانى است که بعدها از این عیب‏تراشى سود مى‏جوید و تلاش مى‏کند تا براى شامیان ناآگاه، از امام على‏علیه السلام فردى یاوه گو و خوشگذران ترسیم کند. در خطبه‏اى از نهج‏البلاغه در این باره چنین آمده است: «شگفتا از پسر نابغه ! شامیان را گفته است من مردى بیهوده‏گویم با لعب بسیار؛ عبث کارم و کوشا در این کار. همانا آنچه گفته نادرست بوده و به گناه دهان گشوده… به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از بیهوده‏گویى باز مى‏دارد و فراموشى آخرت او را نگذارد که سخن حق بر زبان آرد.» (عمر فروخ، ۱۹۸۶: ۱۳۵)
۲-۴-۹- نامزد شدن براى خلافت افزون بر دلایل پیشین که بیشتر از سوى نخبگان و سیاست‏بازان مطرح شده است، بسیارى از مردمان عادى با برداشتى نادرست از مسأله بیعت، تنها گذاشتن امیر مؤمنان را با این دلیل ساده، موجه مى‏ساختند که پیش از آن که على به سراغ ما بیاید، با ابوبکر بیعت نموده‏ایم. و سر در گرو فرمانبردارى از وى نهاده‏ایم. براى نمونه، پس از رویداد سقیفه، امام‏علیه السلام در برابر کسانى که از او بیعت با خلیفه را مى‏خواستند، فضایل خویش را برشمرد و از مردم خواست تا خلافت را به مسیر واقعى‏اش برگردانند. در این هنگام، بیش‏تر ابن‏سعد انصارى به سخنان امام‏علیه السلام این گونه پاسخ داد: «به خدا قسم اگر مردم پیش از بیعت با ابابکر این سخنان را مى‏شنیدند، همه با تو بیعت مى‏کردند و راه اختلاف را نمى‏پیمودند؛ اما تو در خانه نشستى و در سقیفه حاضر نبودى. مردم گمان کردند که به حکومت تمایلى ندارى. اکنون دیگر کار از کار گذشته است و بیعت ما با دیگرى صورت گرفته است» (الشیخ الصدوق، بى‏تا: ج ۳،۲۳۶) امام على‏علیه السلام در رد استدلال آنان به بیان این نکته بسنده کرد که سزاوار نبود جنازه پیامبر را در خانه واگذارد و بر سر جانشینى وى با مردم به نزاع برخیزد.
۲-۴-۱۰- بى‏اعتنایى به سیره خلفا
«پس از آن که خلیفه دوم، تعیین جانشینى خود را برعهده شوراى شش‏نفره نهاد، و به رأى عبدالرحمن‏بن عوف امتیازى ویژه بخشید،»( الشیخ الطوسى، ۱۴۱۴ : ج ۲،۶۷ )«عبدالرحمن تدبیرى اندیشید که بر اساس آن، از یک سو همچنان امام على‏علیه السلام را از دستیابى به حکومت باز دارد، و از سوى دیگر، افکار عمومى را نیز قانع سازد. از این رو، این شرط تازه را مطرح ساخت که خلیفه آینده باید تعهد کند که افزون بر عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر، سیره ابوبکر و عمر را نیز در پیش گیرد.»( الشریف الرضی، ۱۴۰۶:۶۳ ) چنان که انتظار مى‏رفت، امام از پذیرش این شرط خوددارى کرد، و سرانجام خلافت به عثمان رسید. به حتم اگر امام‏علیه السلام شرط عبدالرحمن را هم مى‏پذیرفت، همچنان با بهانه‏هایى واهى، وى را از دستیابى به خلافت باز مى‏داشتند و تنها نتیجه‏اى که به‏دست مى‏آمد، تأیید عملکرد دو خلیفه پیشین بود. «به هر حال، توده مردم بدون آن که به فریبکارى عبدالرحمن واکنشى نشان دهند، براى بیعت با خلیفه جدید ازدحام کردند و امام‏علیه السلام در حالى که صف مردم را مى‏شکافت و از روى ناچارى براى بیعت به سوى خلیفه مى‏شتافت مى‏فرمود: «نیرنگ؛ چه نیرنگى!» (السیوطى،۱۴۰۴: ج ۱،۱۱۶ ) شگفتا از سخن نویسنده بزرگ اهل سنت که گفته است: «ترس امام‏علیه السلام از آن بود که مبادا شرایط به گونه‏اى باشد که از پیروى سیره ابوبکر و عمر باز ماند و طاقت و توان آن دو را در خود نیابد؛ هر چند حوادث آینده نشان داد که توانایى على‏علیه السلام همسان توانایى ابوبکر و عمر و بلکه بیش از آنان است.» (التمیمی المغربی،بی تا:۲۵) «تحلیل با سخنانى که از امام‏علیه السلام گزارش شده، سازگار نیست؛ چنان که در برخى از منابع، پاسخ امام به عبدالرحمن چنین نقل شده است: با وجود کتاب خدا و سنت پیامبر، نیاز به سیره کسى نیست. مقصود تو از این شرط آن است که خلافت را از من دور گردانى.»(الواقدى، ۱۴۱۱: ج ۱،۵۴ )
۲-۵- شیوه ی امام در ابراز مخالفت
کناره‏گیرى و خانه‏نشینى امیر مؤمنان‏علیه السلام به معناى آن نبود که آن حضرت لب از سخن فرو بندند و در برابر عملکرد خلفا جز تسلیم و سرسپارى، راهى دیگر پیش نگیرند؛ بلکه امام علیه السلام با شیوه‏هاى گوناگون، مخالفت خود را اعلام مى‏داشتند و بدون آن که به وحدت و انسجام جامعه خدشه‏اى برسانند، همواره معترض سیاسى شناخته مى‏شدند. در این جا برخى از شگردهاى امام را در ابراز مخالفت، از نظر مى‏گذرانیم:
۲-۵-۱- خوددارى از بیعت داوطلبانه
«براساس عرف سیاسى زمان خلفا، تمامى کسانى که حکومت را به رسمیت مى‏شناختند، وفادارى خود را با انجام بیعت، نشان مى‏دادند و خوددارى از این کار، به ‏ویژه از سوى افراد سرشناس و نام‏آور، گناهى نابخشودنى به شمار مى‏آمد. امیر مؤمنان‏علیه السلام با هیچ کدام از خلفا از سر شوق و رغبت بیعت نکرد و جز بر اثر تهدید و شمشیر، دست بیعت نداد. هر چند وقایع ‏نگار مغرض و دروغ‏ پردازى چون سیف ‏بن عمر بیعت امام را با خلیفه اول به گونه‏اى به تصویر مى‏کشد که گویا ایشان براى این کار سر از پا نمى‏شناخته و تأخیر را در آن روا نمى‏دانسته‏اند؛» (احمد بن حنبل،۱۴۱۱: ج۲،۶۷) اما این روایت جز در گوشه‏اى از کتاب‏هاى تاریخى جایگاهى نیافته و همچون دیگر حکایات این راوى، بر بى‏اعتبارى وى افزوده است. بیش‏تر اندیشمندان سنى بر این باورند که بیعت امام، یقیناً پس از شهادت همسرش روى داده است و برخى از اینان تاریخ تقریبى آن را شش ماه پس از آغاز خلافت ابابکر دانسته‏اند. امیر مؤمنان خود در پاسخ به نامه‏اى از معاویه، به چگونگى این بیعت اشاره کرده و پیشاپیش تلاش برخى از نویسندگان را براى اختیارى انگاشتن آن ناکام گذاشته است: «گفتى مرا چون شترى بینى‏مهار کرده مى‏راندند تا بیعت کنم. به خدا که خواستى نکوهش کنى، ستودى، و رسوا سازى و خود را رسوا نمودى. مسلمان را چه نقصان که مظلوم باشد و در دین خود بى‏گمان؟ یقینش استوار و از دودلى بر کنار؟» ( ابن هلال الثقفى، ۱۴۱۱: ۱۶) «بیعت امام با دو خلیفه دیگر نیز، پس از تهدید و اکراه بود. به تعبیر دقیق، اساساَ بیعت وفادارى نبوده است؛ چنان که پس از انتخاب عثمان، عبد الرحمن‏بن عوف شمشیر از نیام بیرون کشید و همراه با چند تن دیگر امام را ـ که با حالتى خشمگین نشست شورا را ترک مى‏گفت ـ از نیمه راه باز گرداند و به بیعت با عثمان فرا خواند.» (قزوینی،۱۳۴۹:۴۲ ) امام‏ علیه السلام ـ که همچون گذشته راهى جز بیعت پیش روى خود نمى‏دید ـ بر ناخشنودى خود با این سخن تأکید ورزید: «این، اولین بار نیست که علیه ما بسیج مى‏شوید.» (ابن حجر العسقلانى، ۱۳۲۸: ۱۳۹)
۲-۵-۲- انتقاد از عملکرد خلفا
امام على‏علیه السلام در دوره بیست و پنج ساله خانه‏نشینى، در نقد عملکرد خلفا کوتاهى نکرد و تکلیف شرعى خود را در این باره نیز ادا فرمود. چنان که وقتى خلیفه دوم اموال برخى از کارگزاران متخلف را مصادره مى‏کرد و سپس با باز گرداندن نیمى از اموال به آنان، در مسئولیت‏هاى پیشین‏شان باقى گذاشت، با این اعتراض امام روبه‏رو شد که اگر آنان با خلافکارى به این ثروت دست یافته‏اند، چگونه همچنان نیمى از آن را در اختیار مى‏گیرند و به کار پیشین خود باز مى‏گردند؟
«این انتقادها در زمان عثمان که کج ‏روى را از حد گذرانده و زمینه آشوب عمومى را فراهم ساخته بود به اوج خود رسید و در قالب‏هاى گوناگونى رخ مى‏نمود. بارها امام على‏علیه السلام صداى اعتراض مردم را به گوش عثمان مى‏رسانید و عزل والیان خطاکار را از وى مى‏طلبید،» ( طه حسین، ۱۹۶۶:ج ۲، ۲۶۷ ) «و در این راستا خشم خود را از عملکرد خلیفه این چنین آشکار مى‏ساخت: حق سنگین و تلخ است و باطل سبک و دلپسند. تو کسى هستى که از سخن راست به خشم مى‏آیى و از سخن دروغ خشنود مى‏شوى… از خدا بترس و از اعمالى که مردم را به ستوه آورده است، توبه نما.» (الکلینى، ۱۳۶۳:ج ۵، ۳۶۶ )
«چرا دست سفیهان بنى‏امیه را از ناموس مسلمانان و اموال آنان کوتاه نمى‏گردانى؟ به خدا قسم، اگر در غرب عالم یکى از کارگزاران تو ستمى نماید، تو نیز در گناه او سهیمى.» ( ابن الاثیر، ۱۴۰۴: ج ۱،۵۲ ) «بذل و بخشش بى‏حساب بیت المال، خودداری از اجرای حدود الهی، گرایش به خویشاوند سالاری و انتخاب مروان بن حکم برای مشاورت و رایزنی، از دیگر کج روی های عثمان بود که اعتراض شدید امام را برانگیخت.» (هلالی، ۱۳۷۱: ۲۳۶ )
پایان نامه - مقاله - پروژه
«مروان کسى بود که در زمان پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله و دو خلیفه نخست به همراه پدرش در تبعید به سر مى‏برد؛» ( ابن حزم الاندلسى،۱۴۰۸/ ۱۹۸۸: ج ۲،۱۹ ) اما هم او در دربار خلیفه سوم چنان منزلتى یافت که با کارشکنى‏هاى خود تلاش‏هاى اصلاح گرایانه امیر مؤمنان را بى‏ثمر مى‏ساخت و به فرموده امام، جز به تباه ساختن عقل و دین خلیفه خرسند نبود. مروان آن گاه از تو راضى مى‏گردد که دین و عقلت را برباید و همچون شتر کجاوه‏کش هر جا که خواهدت بکشاند. به خدا قسم، مروان دین و اندیشه درستى ندارد و در نیمه راه تنهایت مى‏گذارد.» (ابن واصل، ۱۳۹۹: ۱۶۴) «معاویه در یکى از نامه‏هاى خود به امام على‏علیه السلام رفتار آن حضرت را با خلفا به‏شدت نکوهش مى‏کند و به‏ ویژه بر عیب‏جویى امام از دین و عقل عثمان تأکید مى‏ورزد. تلاش معاویه بر آن است که از خلفا چهره‏اى نقدناپذیر ترسیم کند و رفتار امام رابا آنان از سر انگیزه‏هاى نفسانى بشمارد. امیر مؤمنان‏علیه السلام در پاسخ، با اشاره به این که معاویه شایستگى آن را ندارد که از امام بازخواست نماید، بر حقانیت راه خویش و به جا بودن انتقادها تأکید مى‏ورزد. و پنداشتى که من، بد همه خلیفه‏ها را خواستم و به کین آنان برخاستم. اگر چنین است ـ و سخنت راست است ـ تو را چه جاى بازخواست است؟ جنایتى بر تو نیاید تا از تو پوزش خواستن باید… و از این که بر عثمان به خاطر برخى بدعت‏ها خرده مى‏گرفتم، پوزش نمى‏خواهم. اگر ارشاد و هدایتى که او را کردم، گناه است، بسا کسا که سرزنش شود و او را گناهى نیست.» ( النیشابورى،۱۳۳۴: ۹۹ )
۲-۵-۳- حمایت از منتقدان سیاسى
امیرمؤمنان، على‏علیه السلام هم خود به کجروى‏هاى خلفا اعتراض مى‏کرد و هم منتقدان سیاسى را در چتر حمایتى خویش قرار مى‏داد و هر چه را در توان داشت براى یارى آنان به کار مى‏گرفت. خلیفه سوم از این شیوه امام چنین به مردم شکایت مى‏برد: «او نه تنها خود از من خرده مى‏گیرد، بلکه از عیب‏جویان دیگر نیز پشتیبانى مى‏کند.
«یکى از این منتقدان، ابوذر غفارى است که عملکرد دستگاه خلافت را بر نمى‏تابد و بى‏مهابا خلیفه و کارگزارانش را به فساد مالى متهم مى‏سازد و در این باره، این حدیث را از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله روایت مى‏کند: هر گاه فرزندان ابوالعاص به سى نفر برسند، اموال الهى را دست به دست مى‏گردانند و بندگان خدا را غلامان خود مى‏سازند و از دین، تنها، براى فریب مردم بهره مى‏گیرند.» (احمدبن حنبل، ۱۴۱۴:ج ۲، ۱۴۶ )«عثمان درباره این حدیث نظر امیر مؤمنان‏علیه السلام را جویا شد و ناباورانه این پاسخ را دریافت کرد: من این حدیث را از پیامبر نشنیده‏ام؛ با این حال، اباذر درست مى‏گوید؛ زیرا از رسول خدا(ص) شنیدم که مى‏فرمود: آسمان بر راستگوتر از اباذر سایه نیفکنده و زمین صریح‏گوتر از وى به خود ندیده است. به هر حال، افشاگرى‏هاى اباذر عرصه را بر خلیفه تنگ ساخت و راهى جز تبعید وى پیش رویش نگذاشت. امام على‏علیه السلام به همراه گروهى از فرزندان و یاران خویش، اباذر را در آخرین لحظه‏هاى جدایى همراهى کرد و فرمان خلیفه را در این باره نادیده گرفت. مروان‏بن حکم که از سوى عثمان مأموریت داشت تا مردم را از بدرقه اباذر باز دارد، با تازیانه و نهیب امام روبه‏رو گردید و از ترس پا پس کشید. تندى امیر مؤمنان‏علیه السلام با خلیفه، آخرین بدرقه راه ابوذر بود. عثمان گفت: «باید قصاص مروان را بدهى.» امام فرمود: «چه قصاصى؟» گفت: پیشانى مرکبش را با تازیانه نواخته و ناسزایش گفته‏اى….» على‏علیه السلام فرمود: این مرکب من است، اگر بخواهد مى‏تواند قصاصش نماید. اما اگر به من ناسزا گوید، به خدا قسم من نیز نظیر آن را به تو باز خواهم گرداند و البته جز سخن راست و حقیقت بر زبان نخواهم راند». عثمان گفت: وقتى تو او را ناسزا گفته‏اى، چرا او نگوید؟ به خدا قسم، جایگاه تو نزد من برتر از مروان نیست. در این هنگام على‏علیه السلام به خشم آمد و فرمود: آیا با من چنین سخن مى‏گویى و مرا با مروان برابر مى‏انگارى! به خدا قسم، من از تو برترم و پدر و مادرم از پدر و مادر تو گرامى‏ترند.» (الشیخ المفید، ۱۳۳۴:ج ۵، ۸۹ )
«رحلت غریبانه و جانگداز اباذر، عثمان را از ادامه کارش باز نداشت و همچنان اندیشه تبعید کسان دیگرى چون عماربن یاسر را در سر مى‏پرورید.»( الشیخ المفید،۱۳۳۴:ج ۵، ۴۹ )« امام على‏علیه السلام که در پى افزایش آگاهى مردم، افکار عمومى را با خود همراه مى‏دید ـ بر حمایت خود از منتقدان سیاسى افزود و از تبعید عمار جلوگیرى کرد. البته این کار، پس از آن بود که گفت و گوهاى تندى میان امام و عثمان رخ داد. عثمان: تو خود براى تبعید سزاوارترى؛ زیرا عمار و دیگران را کسى جز تو بر من نشورانده است. على‏علیه السلام: به خدا قسم تو توانایى این کار را ندارى و هرگز بر عمار دست نمى‏یابى… اما این که مردم بر تو مى‏شورند، چیزى جز اعمال ناشایست تو آنان را به این کار وا نمى‏دارد.» (شافعی، ۱۹۷۸/ ۱۳۹۸ ق : ۱۸۷)«جندب‏بن کعب، ابا ربیعه، و عبدالله‏بن مسعود ، نیز از شمار کسانى‏اند که از حمایت امام برخوردار شدند و با میانجى‏گرى ایشان از شکنجه و زندان رهیدند؛ هر چند پیش از آن که امام‏علیه السلام به یارى ابن‏مسعود، قارى بزرگ قرآن و صحابى جلیل‏القدر پیامبر اسلام، بشتابد، هواداران خلیفه او را از مسجد بیرون رانده، به‏شدت بر زمین کوبیدند و دنده‏هاى پهلویش را خرد کردند.»( ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹: ج۲،۳۵۲)
۲-۵-۴- نادیده گرفتن فرمان خلفا
«یکى دیگر از جلوه‏هاى مخالفت امام على‏علیه السلام با خلفا، نادیده گرفتن فرمان آنان بود. امام‏علیه‌السلام جز در مواردى که به مصلحت جامعه اسلامى بود، از همکارى با خلفا خوددارى مى‏ورزید و نه تنها امر و نهى‏هاى خلاف شریعت،» (الکوفى، ۱۳۷۲:ج ۴، ۲۳۴ )
«بلکه هر فرمانى را که سودش تنها به دستگاه خلافت مى‏رسید، نادیده مى‏انگاشت. ابابکر تمایل فراوانى داشت که از دلاورى و نام‏آورى على علیه السلام بهره گیرد و در جنگ‏ها فرماندهى سپاهش را به وى سپارد؛ اما مشاورانى چون عمروعاص با این استدلال که على‏علیه السلام از تو فرمان نمى‏برد،»( الشیخ الصدوق، بی تا:ج۳، ۲۲۱ )خلیفه را از طرح پیشنهادش باز مى‏داشتند. در همین باره گفت و گوى میان ابابکر و عمر را از نظر مى‏گذرانیم. [ابابکر] گفت: «در خاطر من مى‏آید که على‏بن ابى‏طالب را به حرب اشعث‏بن قیس و اتباع او فرستم که او به رأى و رأفت و فضل و شجاعت و علم و فراست و هدایت معین و ممتاز است. این قفل او گشاید و این کار از دست او برآید.» فاروق گفت: «راست فرمایى. على بدین صفات متجلى است. اما من از یک چیز ترسانم و چاره آن نمى‏دانم. و آن این است که دانم على در این کار احتیاط تمام واجب دارد و اگر عیاذ بالله او به جنگ آن جماعت رغبت ننماید… هیچ آفریده رغبت مخاصمت ایشان نکند و به حرب ایشان مبادرت ننماید.»( الهاشمى الخوئى، ۱۳۸۶ق: ۲۵۳)
«خلیفه دوم نیز از سرپیچى امام از فرمان وى گله‏مند بود و چه بسا کسانى را واسطه مى‏ساخت تا امام را به همکارى با حکومت وادارند؛ اما امیر مؤمنان جز به مصلحت اسلام نمى‏اندیشید و در صورت نیاز، از ارائه نظرهاى کارشناسانه دریغ نمى‏ورزید؛ ولى همچنان درخواست خلفا را براى همکارى همه جانبه با آنان، نادیده مى‏گرفت.» (سلبى، ۱۹۸۸: ج ۴، ۲۵۲ ) این شیوه امام در دوران خلیفه سوم نیز ادامه یافت و حتى شدت بیش‏ترى نیز گرفت؛ چنان که در ماجراى تبعید ابوذر، امیر مؤمنان در پاسخ به این سخن عتاب‏آلود عثمان که «مگر نمى‏دانستى من همگان را از همراهى و مشایعت اباذر باز داشته‏ام» فرمود: گمان مى‏کنى هر فرمانى که دهى، هرچند با حکم الهى و راه حق ناسازگار باشد، ما از آن پیروى مى‏کنیم ! به خدا چنین نخواهیم کرد. (ابن الاثیر، ۱۴۰۴:ج ۱، ۱۶۵ )
۲-۶- شیوۀ امام على‏علیه السلام در مواجهه با مخالفان
«این بخش از سیره امام على‏علیه السلام از درس‏آموزترین فرازهاى تاریخ سیاسى زندگى آن بزرگوار است. امیر مؤمنان در دوران کوتاه حکومت خویش با سه نبرد ویرانگر داخلى روبه‏رو شد و در برخورد با جنگ‏افروزان، آداب اخلاقى را فرو نگذاشت و به همه احکام فقهى مربوط به جنگ با اهل قبله پایبند بود.» (الشیخ المفید،۱۳۳۴: ج ۵،۹۵ ) امام على‏علیه السلام در برخورد با مخالفان خویش سه راهبرد اساسى داشت: گفت‏وگو؛ مدارا؛ برخورد قاطع. تلاش اولیه امیر مؤمنان، پاسخگویى به شبهات مخالفان بود و مى‏کوشید راهى براى پایان‏بخشیدن مسالمت‏آمیز به نزاع و دشمنى بیابد. اگر از این راه نتیجه دلخواه به دست نمى‏آمد، با مخالفان خود، تا جایى که به امنیت و وحدت جامعه اسلامى آسیبى نمى‏رسید، مدارا، و از شدت و خشونت پرهیز مى‏کرد. سرانجام اگر مخالفان دست به قیام مسلحانه مى‏زدند و امنیت شهرها و راه‏ها را به خطر مى‏انداختند، نوبت به برخورد قاطعانه مى‏رسید. البته امام‏علیه‌السلام در این مرحله نیز هیچ گاه از ارشاد و راهنمایى دشمنان غفلت نمى‏کرد و در عمل نیز نشان مى‏داد که همواره این سخن پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله را پیش چشمان خود دارد که در غزوه خیبر، خطاب به ایشان فرمود: «اگر خداوند یک تن را به دست تو هدایت کند، بهتر از هر چیزى است که خورشید بر آن مى‏تابد.»( ابن ابى‏الحدید، ۱۴۰۴: ج ۷،۱۴ )
۲-۶-۱- گفت و گو
امیر مؤمنان با همه گروه‏هاى مخالف خود به گفت‏وگو مى‏نشست و با بردبارى و فروتنى دلایل آنان را مى‏شنید. در روزهاى آغاز خلافت، با برخى از کسانى که از بیعت با وى خوددارى مى‏کردند، جداگانه گفت‏وگو کرد. اما آنان منطق روشن امام را با سخنانى این‏چنین پاسخ مى‏گفتند: «به من شمشیرى بده تا کافر را از مؤمن باز شناسد، زیرا «اگر با تو بیعت کنم و در جنگ‏ها همراه تو باشم مى‏ترسم مؤمنى را بکشم و به آتش دوزخ بسوزم.» (ابن مزاحم،۱۳۸۲:ج۲،۵۵۱ ـ۵۵۲ )«امام‏علیه السلام با طلحه و زبیر بارها به گفت‏وگو نشست و براى هدایت آنان از هیچ کوششى دریغ نورزید؛ به گونه‏اى که حتى به آنان پیشنهاد کرد بخشى از دارایى شخصى امام را از آن حضرت بگیرند و از زیاده‏خواهى و تصرف در اموال عمومى در گذرند. امّا آنان همچنان برخواسته خود پاى مى‏فشردند و سهم بیش‏ترى را از بیت‏المال مى‏خواستند. طلحه و زبیر عدالت امام را تاب نیاوردند و سپاهى عظیم براى مبارزه با آن حضرت آراستند؛ وامیر مؤمنان همچون گذشته به روشنگرى خویش ادامه داد و با فرستادن نامه‏ها و سفیران خود، از آنان خواست که دست از هواهاى نفسانى خود بردارند و به عهد و پیمان نخستین خویش باز گردند.»(«ابن قتیبه،۱۳۶۳:۷۰ )«در گیر و دار جنگ جمل نیز امام على‏علیه السلام از ارشاد و راهنمایى دشمنان خویش دست نکشید و سرانجام با یادآورى حدیثى از رسول خداصلى الله علیه وآله زبیر را از ادامه جنگ منصرف کرد. امام‏علیه السلام در برخورد با معاویه نیز همین شیوه را در پیش گرفت و در چندین نامه، فضایل خویش را برشمرد و معاویه را به تقواى الهى و پرهیز از دنیاطلبى فرا خواند و از دنبال کردن چیزى که شایستگى آن را ندارد، بر حذر داشت.»( المجلسى،۱۳۶۲: ج ۵۵،۱۰۰)
«معاویه در برابر منطق روشن و استوار امام به رجزخوانى پرداخت و براى تحقیر جایگاه امام از هیچ تلاشى خوددارى نکرد. گستاخى معاویه در این نامه‏ها به جایى رسیده بود که ابن ابى الحدید، آرزو مى‏کند کاش کار امام على بدان‏جا نمى‏کشید که معاویه خود را همسان او بپندارد و چنین نامه‏هاى وقیحانه‏اى را بنویسد. اما امیر مؤمنان، که جز به خشنودى خداوند نمى‏اندیشد، یاوه‏گویى معاویه را با موعظه‏هاى حکیمانه پاسخ مى‏گوید و حتى تا اندکى پیش از آغاز نبرد نیز از ارشاد و هدایت معاویه ناامید نشد.» (ابن ابی الحدید،۱۴۰۴:ج ۷،۹۹) امام‏علیه السلام با خوارج نیز بارها گفت‏وگو کرد و همه همت خود را براى به راه آوردن آنان به کار گرفت. گاه کسانى همچون عبدالله‏بن عباس و براءبن عازب را به سوى آنان مى‏فرستاد و گاه خود با آنان سخن مى‏گفت ؛ چنان که درباره شعار اصلى خوارج (لاحکم الا لله) فرمود: «سخنى است حق که بدان باطلى را خواهند. آرى حکم جز از آن خدا نیست، لیکن اینان مى‏گویند فرمانروایى را جز خدا روا نیست؛ حالى که مردم را حاکمى باید نیکوکردار یا تبه‏کار، تا در حکومت او مرد با ایمان کار خویش کند، و کافر بهره خود برد. تا آن گاه که وعده حق سر رسد و مدت هر دو در رسد.»( نهج‏البلاغه، ۱۳۸۷: خ۴۰ ) امام على‏علیه السلام در سخنان خود ضمن تشریح ماجراى حکمیت و خطاى خوارج در این مسئله، از آنان خواست که از تفرقه و جدایى بپرهیزند؛ زیرا «آن که از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است؛ چنان که گوسفند چون از گله دور ماند، نصیب گرگ بیابان است. این سخنان سرانجام در گروهى از خوارج اثر کرد و آنان را به کناره‏گیرى از جماعت نهروانیان واداشت.( همان: خ۱۲۷ )
۲-۶-۲- مدارا
چنان که گذشت، امام على‏علیه السلام نخست مخالفان سیاسى خود را از راه مذاکره، نصیحت مى‏کرد و اگر این شیوه کارگر نمى‏افتاد، راه مدارا و بردبارى را پیشه مى‏گرفت برخى از یاران امام از وى مى‏خواستند تا با کسانى که از بیعت با او روتافته‏اند، با خشونت رفتار کند و دست‏کم آنان را زندانى کند؛ اما امام این نظر را نمى‏پسندید و به‏صراحت اعلام مى‏داشت که هر کس تا زمانى که به رویارویى مسلحانه علیه حکومت اسلامى برنخیزد، در امان خواهد بود.
«امام على‏علیه السلام با آن که از انگیزه طلحه و زبیر براى رفتن به مکه آگاه بود و مى‏دانست جز جنگ‏افروزى مقصود دیگرى ندارند، با آنان مدارا کرد و در پاسخ به پیشنهاد ابن‏عباس که از وى مى‏خواست تا آن دو را زندانى کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: آیا از من مى‏خواهى که آغازگر ستم باشم… و براساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه… که خدا مرا بدان امر فرموده، روى نمى‏گردانم.» (الشیخ المفید، ۱۳۳۴: ج۵، ۱۶۶)آن‏گاه که خبر پیمان‏شکنى و سرکشى اصحاب جمل را شنید، فرمود: «تا زمانى که براى جامعه خطرساز نباشند، صبر خواهم کرد و اگر از دشمنى دست بردارند، از آنان در مى‏گذرم.»( ابن الاثیر، ۱۴۰۴: ج ۱،۳۱۲ ) امیرمؤمنان در برخورد با خوارج نیز به مدارا رفتار کرد و حلم و بردبارى را به نهایت رساند. بارها هنگام ایراد خطبه با سخنان اعتراض‏آمیزى از این دست که «به حکمیت تن دادى و پستى را پذیرفتى، حکم جز خدا را نیست» (همان: ۴۰۶) روبه‏رو مى‏گشت؛ اما پاسخ وى این بود که شما را از نماز گزاردن در مساجد باز نمى‏داریم و سهمیه بیت‏ المال‏تان را قطع نمى‏کنیم و تا زمانى که دست به شمشیر نبرده‏اید، با شما نمى‏جنگیم. گاه در حالى که امام‏علیه السلام مشغول نماز بود، یکى از خوارج، این آیه از قرآن را مى‏خواند: «به تو و به پیامبران پیش از تو وحى فرستادیم که اگر شرک‏ورزى، اعمالت تباه خواهد شد و از زیانکاران خواهى بود.»( زمر: آیه ۶۵) مقصود این بود که على‏علیه السلام به دلیل پذیرش حکمیت کافر گردیده و از خواندن نماز بهره‏اى نمى‏برد. امیر مؤمنان همه این آزارها را به جان مى‏خرید و تا وقتى که کیان اسلام را در خطر نمى‏دید، شمشیر از نیام بیرون نمى‏کشید. روزى یکى از خوارج سخن حکیمانه‏اى را از امام شنید و در حضور آن حضرت و یارانش گستاخانه گفت: خدا این کافر را بکشد، چه دانش گسترده و عمیقى دارد! اصحاب قصد جان او را کردند، اما امام فرمود: «آرام باشید، دشنام را دشنامى باید و یا بخشودن گناه شاید.» ( نهج‏البلاغه،۱۳۸۷: خ۴۲۰ )
۲-۶-۳- شدت و قاطعیت
«هنگامى که مذاکره با مخالفان به جایى نرسید و برخورد مسالمت‏آمیز به سوء استفاده آن انجامید، امام‏علیه السلام دست به شمشیر برد و با همان قاطعیتى که در نبردهاى صدر اسلام از خود به نمایش گذاشته بود، به رویارویى با جنگ‏افروزان پرداخت. نمونه‏اى از این قاطعیت و دلیرى در پاسخ امیر مؤمنان به معاویه آشکار است: گفتى که من و یارانم را پاسخى جز شمشیر نیست؛ راستى که خنداندى از پس آن که اشک ریزاندى. کى پسران عبدالمطلب را دیدى که از پیش دشمنان پس روند و از شمشیر ترسانده شوند!… زودا کسى را که مى‏جویى تو را جوید، و آن را که دور مى‏پندارى به نزد تو راه پوید. من با لشکرى از مهاجران و انصار و تابعین آنان که راهشان را به نیکویى پیمودند، به سوى تو مى‏آیم؛ لشکرى بسیار ـ و آراسته ـ و گرد آن به آسمان برخاسته. جامه‏هاى مرگ بر تن ایشان، و خوش‏ترین دیدار براى آنان دیدار پروردگارشان. همراهشان فرزندان «بدریان»اند و شمشیرهاى «هاشمیان» که مى‏دانى در آن نبرد تیغ آن «رزم آوران» با برادر و دایى و جد و خاندان تو چه کرد و [ضرب دست آنان‏] از ستمکاران دور نیست [و امروزشان با دیروز یکى است‏].» (همان: ن ۲۸ )
۲-۷- جایگاه امام در حکومت خلفا
در دوران زمامدارى خلفاى سه‏گانه، امام على‏علیه السلام به مقتضاى مصلحت جامعه اسلامى، نقش‏هاى گوناگونى را بر عهده مى‏گرفت: گاه گره از مشکلات علمى خلفا مى‏گشود و زمانى به بهترین تدبیر ره مى‏نمود. در کنار این همکارى، در دفاع از حدود الهى و سنت نبوى تلاشى فراوان داشت و در برابر آشوب‏هاى داخلى، پرچم صلح و وحدت برمى‏افراشت. در این‏جا به برخى از این نقش‏ها اشاره مى‏کنیم:
۲-۷-۱- بالاترین مرجع علمى
سیره پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله آمیختگى دین و سیاست را به مردم آموخته و این توقع را پدید آورده بود که خلیفه پیامبر نیز باید افزون بر اجراى برنامه‏هاى اقتصادى، سیاسى و نظامى، مشکلات دینى آنان را پاسخ گوید و درباره خطاکاران براساس عدالت و با میزان شرع داورى کند. خلفاى سه‏گانه به اعتراف خود، بارها در این مسائل در مى‏ماندند و چاره‏اى جز پناه بردن به امام على‏علیه السلام نداشتند. قضاوت‏هاى شگفت‏انگیز امیر مؤمنان، نمونه‏اى از امداد علمى آن امام گرامى به خلفا است که بارها سخنانى از این دست را بر زبان خلیفه دوم جارى مى‏ساخت: لولا على لهلک عمر؛ (المحمودى، ۱۳۷۶: ج ۱،۱۸۷ )«اگر على نبود، نابودى عمر قطعى بود.» و اعوذ بالله من معضله لیس لها ابوالحسن؛( العاملى، ۱۴۰۳: ج ۵،۵۰ ) «به خدا پناه مى‏برم از مشکلى که ابوالحسن آن را نگشاید.»
نمونه‏اى دیگر از کمک‏هاى علمى امام به خلفا، تعیین مبدأ تاریخ است. خلیفه دوم در سال شانزدهم هجرى، درباره مبدأ تاریخ اسلامى به رایزنى پرداخت. گروهى میلاد پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله و پاره‏اى دیگر مبعث آن حضرت را پیشنهاد نمودند؛ اما امام على‏علیه السلام گزینه سومى را پیش نهاد؛ هجرت. خلیفه این پیشنهاد را پسندید و هجرت پیامبر را مبدأ تاریخ اسلامى کرد.( ابن مزاحم، ۱۳۸۲:ج ۲، ۱۲۶)
۲-۷-۲- مدافع سنت نبوى
امیر مؤمنان‏علیه السلام بارها با یادآورى سنت پیامبر گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله، خلفا را از کج روى باز مى‏داشت؛ چنان که وقتى در زمان خلیفه دوم اموال فراوانى به سوى خزانه مسلمین سرازیر شد، از عمر خواست تا این اموال را پیش خود نگه ندارد و میان مسلمانان تقسیم کند؛ زیرا پیامبرصلى الله علیه وآله تا زمانى که دینارى در بیت‏المال بود، آرامش و آسودگى نداشت. چگونگى بهره بردارى از زر و زیورهاى آویخته به کعبه، از دیگر امورى بود که اگر درباره آنها به راهنمایى امام‏علیه السلام عمل نمى‏شد، به مخالفت با سنت پیامبر مى‏انجامید و به تعبیر خلیفه، به افتضاح و رسوایى مى‏کشید: لولاک لافتضحنا. در این باره در نهج‏البلاغه چنین آمده است: و گفته‏اند که در روزگار خلافت عمربن خطاب از زیور کعبه و فراوانى آن نزد وى سخن رفت. گروهى گفتند: «اگر آن را به فروش رسانى و به بهایش سپاه مسلمانان را آماده گردانى، ثوابش بیش‏تر است. کعبه را چه نیاز به زیور است؟» عمر قصد چنین کار کرد و از امیرالمؤمنین پرسید، فرمود: «قرآن بر پیامبر(ص) نازل گردید و… در آن روز، کعبه زیور داشت و خدا آن را بدان حال که بود گذاشت. آن را از روى فراموشى رها ننمود و جایش بر خدا پوشیده نبود. تو نیز آن را در جایى بنه که خدا و پیامبر او مقرر فرمود.»( نهج‏البلاغه،۱۳۸۷:خ ۲۷۰ )با این حال، درباره برخى از بدعت‏ها، مخالفت امام على‏علیه السلام سودى نبخشید و مصلحت‏سنجى‏هاى سطحى‏نگرانه سنت پیامبر را زیر پا نهاد. عمره تمتع یکى از کارهایى بود که عمر ـ با اعتراف به این که در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله روا بوده است ـ فتوا به حرمتش داد و مردم را از آن‏جا بازداشت. چنین فرمان‏هایى توده مردم را از سنت پیامبر دور مى‏ساخت، اما اعمال کسانى چون امیر مؤمنان همواره نمایانگر اسلام راستین بود و حق‏جویان را به سوى سنت نبوى ره مى‏نمود. در همین مسئله، امام‏علیه السلام در پاسخ به عثمان که بدعت خلیفه دوم را بر سنت نبوى مقدم مى‏داشت، فرمود: «من سنت رسول خداصلى الله علیه وآله را براى خشنودى خاطر هیچ کس رها نمى‏کنم.»( السیوطى،۱۴۰۴: ج ۱،۲۱۶) «سنت پیامبر در زمان عثمان، چنان نحیف شده بود که خلیفه سوم خطبه نماز عید را ـ برخلاف سنت پیامبر و سیره دو خلیفه پیشین ـ بر نماز مقدم داشت؛ در سفر به منى، به جاى دو رکعت، چهار رکعت نماز به جا آورد؛ در حال احرام، خوردن گوشت صید را براى خودحلال شمرد و..»(همان:۲۱۸ )اعتراض امام على‏علیه السلام به این بدعت‏ها، پاسخ‏هایى این چنین را به دنبال داشت: رأى رأیته؛( ابن الاثیر،۱۹۸۹: ج۱،۲۴۴) «این، نظرى بود که من به آن رسیدم.» وانک لکثیر الخلاف علینا؛ «تو همواره بر آنى که با ما مخالفت ورزى» (همان: ۲۱۵ )

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : مدل‌سازی رهایش دارو از یک سیستم پلیمری دوفازی ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

شکل۲-۳ :معادلات ریاضی مربوط به رهایش دارو از سیستم‌های مخزن‌دار(غلظت اولیه دارو< غلظت انحلال‌پذیری دارو)]۲۴[.
شکل۲-۴ :معادلات ریاضی مربوط به رهایش دارو از سیستم‌های مخزن‌دار(غلظت اولیه دارو>غلظت انحلال‌پذیری دارو)]۲۴[.
شکل۲-۵ :معادلات ریاضی مربوط به رهایش دارو از سیستم‌های محلول یکپارچه (غلظت اولیه دارو< غلظت انحلال‌پذیری دارو)]۲۴[.
شکل۲-۶ :معادلات ریاضی مربوط به رهایش دارو از سیستم‌های محلول یکپارچه (غلظت اولیه دارو> غلظت انحلال‌پذیری دارو)]۲۴[.
۲-۲-۲٫ تئوری‌های مربوط به تورم پلیمر
دو نتیجه بسیارمهم برای تورم پلیمر در یک سیستم ماتریس با رهایش کنترلشده وجود دارد:
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
افزایش طول معبر نفوذ، منجربه کاهش گرادیان‌های غلظت دارو (نیروهای محرک موجودند برای نفوذ) و بنابراین، نرخ‌ رهایی دارو بالقوه کاهش می‌یابد.
رشد قابل‌توجه تحرک ماکرومولکول‌ها منجر به افزایش تحرک دارو می‌شود، بنابراین نرخ‌ رهایی دارو بالقوه افزایش می‌یابد.
وابسته به نوع‌پلیمر و نوع‌سیستم رهایش دارو یکی از این تأثیرات به‌طور بالقوه چیره می‌شود و منجربه کاهش یا افزایش نرخ‌های رهایی دارو می‌شود. شکل (۲-۷) به‌طور خلاصه پدیده فیزیکی که می‌تواند درگیر در کنترل رهایی دارو ازیک سیستم رهایش قابل تورم شود را نمایش می‌دهد.
شکل۲-۷: شماتیک یک سیستم رهایش داروی تورم کنترل‌شده شامل داروی حل‌شده (ستاره) و داروی پراکنده (دایره‌های سیاه) مطابق حرکت مرزها داریم : ۱) جبهه فرسایش که توده سیال را از سیستم رهایش مجزا می‌کند. ۲)جبهه نفوذ که ماتریس متورم شده شامل تنها داروی حل شده و ماتریس متورم شده شامل داروی حل شده وپراکنده شده را مجزا می‌کند. ۳) جبهه تورم که ماتریس متورم شده را از نشده مجزا می‌کند]۱۴[.
اگر غلظت اولیه دارو در سیستم رهایش از انحلال‌پذیری دارو متجاوز باشد، داروی حل‌شده و حل‌نشده باهم درون ماتریس وجود دارد. بعلت گرادیان‌های غلظت و افزایش تحرک به‌طور قابل‌توجهی، مولکول‌های داروی حل شده نفوذ می‌کند به بیرون از ماتریس متورم درون محیط رهایش بشرطی که یک داروی اضافی حل نشده وجود داشته باشد. غلظت داروی انحلال‌یافته در این بخش از سیستم ثابت است. معادلات در مقاله مربوطه آورده شده است]۱۴[.
۲-۳٫ مدل‌های ریاضی تجربی و نیمه‌تجربی
این مدل‌ها همچون یک آنالیز ریاضی توصیفی، می‌توانند برای مقایسه پروفایل‌های مختلف رهایی دارو ( برای مثال: برای طراحی مطالعات آزمایشی) استفاده شوند.
۲-۳-۱٫ معادلات Peppas
مدلی که خیلی اوقات استفاده می‌شود برای به‌کار بستن و توصیف رهایی دارو معادلات peppas یا پاورلا نامیده می‌شود ]۲۵[ :
(۱-۱۰)
n : تعیین‌کننده رهایش که ممکن حاکی از مکانیسم رهایی دارو باشد.
برای همۀ هندسه‌های وسیله و کنترل نفوذ داروی خالص، مقادیر نمایی رهایی مختلف منتج شده است (جدول۲-۱).
جدول ۲-۱: مقادیر نمایی رهایی برای هندسه‌های مختلف ]۱۴[.
۲-۳-۲٫ مدل Hopfenberg
یک مدل نیمه‌تجربی جالب‌توجه، برای توصیف کمی رهایی دارو از سیستم‌های رهایش دارو تخریب‌پذیر می‌باشد.
همۀ فرایندهای انتقال جرم درگیر در کنترل رهایی دارو، فرضی هستند برای اضافه‌کردن به فرایند تنها مرتبه صفر (توصیف‌شده توسط یک نرخ ثابت k0) که محبوس شده برای مساحت سطح سیستم، این فرایند مرتبه صفر باید با پدیدۀ فیزیکی یا شیمیایی رابطه داشته باشد، اما این ممکن همچنین از انطباق چندین فرایند همچون انحلال، تورم و یا تقسیم زنجیر پلیمر ناشی شود. مدل فوق می‌تواند به‌عنوان مثال کاربردی باشد برای ماتریس‌های پلیمری سطح‌فرسایش و معادله عمومی آن بصورت زیر است]۲۶[:
(۲-۱۱)
a : شعاع سیلندر یا کره یا نصف ضخامت میله
n : فاکتور شکل ( کروی =۳، استوانه ای =۲، قطعه =۱) ، مدل از اثرات انتهایی و لبه صرف‌نظر کرده‌است.
۲-۳-۳٫ مدل Cooney
جزئیات بیشتر آنالیز برای کره‌ها و سیلندرها با فرسایش سطحی را پیشکش نموده و همچنین مدل آنها بر اساس این فرض که، یک فرایند مرتبه صفر و محبوس شده در سطح سیستم رهایش دارو می‌باشد. در مدل فوق نرخ رهایی فرض شده متناسب با مساحت سطح دستگاه که وابسته به زمان است. برای سیلندری با طول اولیه L0 و ضریب نفوذ D0 معادله زیر مشتق شده بود برای تعیین کمیت نرخ رهایی دارو f به‌عنوان یک تابع از زمان]۲۷[:
(۲-۱۲)
۲-۳-۴٫ شبکه‌های عصبی مصنوعی
شبکه‌های عصبی‌مصنوعی (ANNS[23]) نیز می‌توانند برای مدل رهایش دارو استفاده شوند ]۲۸[.
۲-۴٫ روش‌های مدل‌سازی برای فرسایش و تخریب پلیمر
این مدل‌ها به ۳ روش اصلی طبقه بندی می‌شوند که در جدول (۲-۲) به‌طور خلاصه با توصیف فیزیکی آورده شده‌اند.
روش‌های مدل‌سازی ریاضی برای سیستم‌های رهایش دارو فرسایش‌پذیر به دو دسته تقسیم می‌شوند:
مدل‌های تجربی که معمولاً فرض می‌کنند یک تک فرایند کنترل‌شده مرتبه صفر]۲۶،۲۷[.
نظریه مدل‌های پدیده‌های فیزیکی – شیمیایی ویژه، مانند انتقال جرم نفوذی و یا واکنش‌های شیمیایی ]۳۰،۲۹[.
جدول ۲-۲ : خلاصه ای از کاربردها و مدل‌های فیزیکی فرسایش پلیمر]۷[.
هم تخریب پلیمر (شبیه‌سازی شده توسط تکنیک‌های مونت- کارلو)]۳۱[. و فرآیندهای انتقال جرم نفوذی (توصیف شده با قانون دوم نفوذ فیک) به حساب می‌آیند درون مدل‌های رشدیافته توسط گافریچ[۲۴]]۳۲[.
۲-۴-۱٫ مدل‌های وابسته به پدیده‌شناسی[۲۵]
بیشتر مدل‌هایی که فرسایش پلیمر را به‌حساب می‌آورند، بر اساس پدیدۀ ماشینی‌نگری و بر اساس مطالعات بدست‌آمده از انواع واکنش نفوذ و انحلال هستند. از آن‌جاییکه این نوع مدل براساس معادلات حاکمه است، روش های وسیعی برای نوع‌های متنوع، پلیمر، هندسه‌های وسیله و شرایط موجود می‌باشد که به‌قدر کافی عمومی و می‌توانند براحتی بکاربردنی باشند یا به‌طور وسیع توسعه یابند.
در حالت عمومی روش ([۲۶]RD) (واکنش نفوذ) استفاده می‌شود برای سیستم‌های حجم فرسایش که رفتار واکنش بسیار پیچیده‌تر را نشان می‌دهند. این مدل‌ها به سیستم‌های حجم فرسایش محدود نمی‌شوند و برای مدل اثرهای ریزساختار روی فرسایش سطحی کوپلیمرهای پلی‌انیدرید نیز به‌کار می‌روند.
یک مدل توسط بورکرسرودیت[۲۷] ]۳۱[ پیشنهاد شد برای عرضه‌کردن یک پارامتر بدون‌بعد که شرح می‌دهد تمایل پلیمر را به تحمل‌کردن فرسودگی‌های سطحی و حجمی تحت شرایط بحرانی :
(۲-۱۳)
Deff : ضریب پخش مؤثر آب
φ: چگالی
λ: ثابت نرخ تخریب بر اساس عاملیت استقامت
Mn: متوسط عددی وزن مولکولی
NA: عدد آووگادرو
N: متوسط درجه پلیمریزاسیون
<X>: میانگین حرکت آب
۲-۴-۲٫ مدل‌های احتمالی[۲۸]
توزیع‌های احتمالی می‌توانند استفاده‌شوند برای تغییرات نظریه ماشینی‌نگری دریک سیستم، بدون یک معادله که به‌طور دقیق آن پدیده را توصیف می‌کند و به‌نظر می‌رسد مخصوصاً مناسب باشد در مورد فرسایش پلیمر زیرا پلیمرها ترکیب شده‌اند در یک توزیع وزن‌های مولکولی و از هم پاشیدگی خطی آنها درون مونومرها که می‌توانند مدل شوند.

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره :مطالعه رابطه بین خط مشی های تقسیم سود سهام ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

تقسیم سود

 

۰.۲۲

 

-۰.۰۲

 

-۰.۲۵

 

۰.۸۰

 

 

 

اندازه شرکت

 

۰.۰۳

 

-۰.۱۸

 

-۲.۴۴

 

۰.۰۲

 

 

 

ارزش دفتری به بازار سهام

 

۰.۰۴

 

-۰.۱۰

 

-۱.۳۳

 

۰.۱۸

 

 

 

طبق جدول شماره (۶-۴) ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سیاستهای تقسیم سود نسبت نقد شوندگی آمیوست ۰.۲۱۴۹است. این عدد در سطح خطای ۵% رابطه معنی داری را بین دو متغیر سیاستهای تقسیم سود با نسبت نقد شوندگی آمیوست نشان نمی دهد. با توجه به خروجی های نرم افزار SPSS؛ جداول نشان می دهد، از آن جا که sig بیشتر از پنج درصد است، فرض H0 در سطح خطای پنج درصد رد نمی شود و وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید نمی شود. یکی از مفروضات رگرسیون استقلال خطاهاست؛ در صورتی که فرضیه استقلال خطاها رد شود و خطاها با یکدیگر همبستگی داشته باشند، امکان استفاده از رگرسیون وجود ندارد.آماره دوربین- واتسون به منظور بررسی استقلال خطاها از یکدیگر استفاده می شود که اگر مقدار آماره دوربین – واتسون در فاصله ۵/۱ تا ۵/۲ باشد فرض همبستگی بین خطاها رد می شود و می توان از رگرسیون استفاده کرد. مقدار آماره دوربین- واتسون طبق جدول (۶-۴) ۲.۰۶۴۰ می باشد و این عدد نشان می دهد که خطاها از یکدیگر مستقل هستند و بین خطاها خود همبستگی وجود ندارد و فرض همبستگی بین خطاها رد می شود و می توان از رگرسیون استفاده کرد.
طبق خروجی جدول شماره (۸-۴)، بقیه ستون های این جدول شامل معیار ضرایب ستون B ، آماره t و sig است که جهت آزمون فرض تساوی هر یک از ضرایب ستون B با عدد صفر به کار می رود. حال اگرβ و α به ترتیب مقدار ثابت و شیب خط رگرسیون جامعه باشد، آزمون فرض ها را برای این دو مقدار می توان به صورت زیر نوشت :
دانلود پایان نامه
,
از آنجا که در این خروجی، سطح معنی داری در نسبت نقد شوندگی آمیوست بیشتر از ۵% است فرضیه دوم رد میشود .
۳-۵-۴ تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه سوم:
سیاستهای تقسیم سود با نقد شوندگی شرکتها به روش نرخ گردش رابطه دارد.
آزمون فرضیه اول :اگر فرضیه اصلی یک را به صورت آماری بیان کنیم، به حالت زیر در خواهد آمد:
همبستگی معنا داری سیاستهای تقسیم سود با نقد شوندگی شرکتها به روش نرخ گردش.، وجود ندارد.
همبستگی معنا داری بین سیاستهای تقسیم سود با نقد شوندگی شرکتها به روش نرخ گردش. ، وجود دارد.
و با جدول های آماری ذیل نمایش داده میشود:
جدول (۹-۴) : ضریب همبستگی، ضریب تعیین، ضریب تعیین تعدیل شده و آزمون دوربین- واتسون بین سیاستهای تقسیم سود با نقد شوندگی شرکتها به روش نرخ گردش

 

 

مدل

 

ضریب همبستگی

 

ضریب تعیین

 

ضریب تعیین تعدیل شده

 

خطای معیار تخمین

 

دوربین- واتسون

 

 

 

۱

 

۰.۱۵۲۲

 

۰.۰۲۳۲

 

۰.۰۰۷۰

نظر دهید »
منابع پایان نامه در مورد طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

صادقی، خیرالله؛ صابری، مهدی و عصاره، مرضیه (۱۳۷۹). بررسی همه­گیرشناسی اختلال­های روانی در جمعیت شهری کرمانشاه. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۶، ۲، ۱۶-۲۵٫
طاولی، آزاده؛ اللهیاری، عباسعلی؛ آزاد فلاح، پرویز؛ فتحی آشتیانی، علی؛ ملیانی، مهدیه و صحراگرد، مهدی (۱۳۹۱). روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس اضطراب در تعاملات اجتماعی (SIAS). مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۱۸، ۳، ۲۲۷-۲۳۲٫
عسگری، پرویز؛ پاشا، غلامرضا و امینیان، مریم (۱۳۸۸). رابطه تنظیم هیجانی، فشارزاهای زندگی و تصویر از بدن با اختلالات خوردن در زنان. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران. ۱۳، ۴، ۷۸-۶۵٫
فتی، لادن؛ بیرشک، بهروز؛ عاطف وحید، محمدکاظم و دابسون، کیت­استفان (۱۳۸۴). ساختارهای معناگذار طرحواره‌ها، حالت‌های هیجانی و پردازش شناختی اطلاعات هیجانی: مقایسه دو چارچوب مفهومی. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۱۱، ۳، ۳۱۲-۳۲۶ .
فرد، کیومرث و احسان منش، مجتبی (۱۳۸۴). فراوانی تشخیص‌های روانپزشکی در بیماران ارجاعی برای مشاوره روانپزشکی در یک بیمارستان عمومی. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۱۱، ۱، ۱۴-۶٫
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
کاویانی، حسین؛ احمدی ابهری، سیدعلی؛ دهقان، محمد؛ منصورنیا، محمدعلی؛ خرمشاهی، مازیار؛ قدیری، محمدرضا؛ دادپی، علیرضا و چهاردهی، امیر (۱۳۸۱) شیوع اختلال‏های اضطراب در شهر تهران. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۸، ۳، ۱۱-۴
محمدی، ابوالفضل (۱۳۹۰). مقایسه­ رفتاردرمانی شناختی گروهی فراتشخیصی با شناخت درمانی گروهی کلاسیک در پیشگیری مشخص از علایم اضطراب و افسردگی. پایان نامه دکترای تخصصی روان‏شناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران.
محمدی، محمدرضا؛ رهگذر، مهدی؛ باقری یزدی، سیدعباس؛ تقوی، حمیدرضا؛ پوراعتماد، حمیدرضا؛ امینی، همایون؛ رستمی، محمدرضا؛ فراهانی، فریده و مسگرپور، بیتا (۱۳۸۲). همه‌گیر‌شناسی اختلال‌های روانپزشکی در استان تهران. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۹، ۲، ۱۳-۴٫
محمدی، محمدرضا؛ باقری­یزدی، سیدعباس؛ رهگذر، مهدی؛ مسگرپور، بیتا؛ حسینی­فخر، غلامرضا، زامیاد، عباس و افشار، حمید (۱۳۸۴). بررسی همه­گیرشناسی اختلال­های روانی در استان کرمان. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. ۴، ۳، ۱۳۶- ۱۴۵٫
یعقوبی، نورالله؛ نصر، مهدی و شاه­محمدی، داوود (۱۳۷۴). بررسی همه­گیرشناسی اختلالات روانی مناطق شهری و روستایی شهرستان صومعه سرای گیلان. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۱، ۴، ۵۵-۶۵٫
Abbott, M. J., & Rapee, R. M. (2004). Post–event rumination and negative self–appraisal in social phobia before and after treatment. Journal of Abnormal Psychology, 113, 136–۱۴۴٫
Abramowitz, J. S., Whiteside, S., Kalsy, S. A., & Tolin, D. F. (2003). Thought control strategies in obsessive–compulsive disorder: A replication and extension. Behaviour Research and Therapy, 41, 529–۵۴۰٫
Agras, W. S., Leitenberg, H., & Barlow, D. H. (1968). Social reinforcement in the modification of agoraphobia. Archives of General Psychiatry, 19, 423-427.
Aldao, M., Nolen-Hoeksema, S., & Schweizer, S. (2010). Emotion-regulation strategies across psychopathology: A meta-analytic review. Clinical Psychology Review, 30, 217–۲۳۷٫
Allen, B. A., McHugh, R. K., & Barlow. D. H. (2008). Emotional Disorders: A unified approach. In D. H. Barlow (Ed.), Clinical handbook of psychological disorders: A step-by-step treatment manuals (pp. 216-249). New York: Guilford Press.
Allen, L. B., White, K. S., Barlow, D. H., Shear, K. M., Gorman, J. M., & Woods, S. W. (2010). Cognitive-behavior therapy (CBT) for panic disorder: Relationship of anxiety and depression comorbidity with treatment outcome. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment 32(2), ۱۸۵-۱۹۲٫
American Psychiatric Association (1994). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (۴th ed.). Washington, DC: Author.
American Psychiatric Association (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5). Washington, DC: Author.
American Psychological Association. (2002). Ethical principles of psychologists and code of conduct. American Psychologist, 57, ۱۰۶۰-۱۰۷۳٫
Amir, N., Cashman, L., & Foa, E. B. (1997). Strategies of thought control in obsessive–compulsive disorder. Behaviour Research and Therapy, 35, 775–۷۷۷٫
Angst, J., Vollrath, M., Merikangas, K., et al. (1990). Comorbidity of anxiety and depression in the Zurich Cohort Study of Young Adults. In: Maser JD, Cloninger CR, editors. Comorbidity of mood and anxiety disorders (p 123-37). Washington, DC: American Psychiatric Press.
Antony, M. M., Bieling, P. J., Cox, B. J., Enns, M. W., & Swinson, R. P. (1998). Psychometric properties of the 42-item and 21-item versions of the Depression Anxiety and Stress scales in clinical groups and community sample. Psychological Assessment, 10, 179-181.
Baer, L. (1991). Getting control: Overcoming your obsessions and compulsions. Boston: Little, Brown.
Baer, R.A. (2003). Mindfulness training as a clinical intervention: A conceptual and empirical review. Clinical Psychology: Science and Practice, 10, 125-143.
Barker, C., Pisttrang, N.,& Elliot, R.(1998). Research methods in clinical and counseling psychology. New York: John Wiley.
Barlow, D. H. (1988). Anxiety and its disorders: The nature and treatment of anxiety and panic. New York: Guilford Press.
Barlow, D. H. (1991). Disorders of emotion. Psychological Inquiry, ۲, ۵۸–۷۱٫
Barlow, D. H. (2000). Unraveling the mysteries of anxiety and its disorders from the perspective of emotion theory. American Psychologist, ۵۵, ۱۲۴۷–۱۲۶۳٫
Barlow, D. H. (2002). Anxiety and its disorders: The nature and treatment of anxiety and panic (۲nd ed.). New York: Guilford Press.
Barlow, D. H. (2004). Psychological treatments. American Psychologist, 59 (۹), ۸۶۹–۸۷۸٫
Barlow, D. H., & Cerny, J. A. (1988). Psychological treatment of panic. New York: The Guilford Press.
Barlow, D. H., & Craske, M. G. (2000). Mastery of your anxiety and panic (MAP3): Client workbook for anxiety and panic (۳rd ed.). San Antonio, TX: Graywind/Psychological Corporation.
Barlow, D. H., & Hersen, M. (1984). Single case experimental designs: Strategies for studying behavior change (۲nd ed.). New York: Pergamon Press.
Barlow, D. H., & Hofmann, S. G. (1997). efficacy and dissemination of psychological treatments. In D. M. Clark & CH.C.Fairburn (Eds). Science and practice of cognitive behaviour therapy.(PP:970117). Oxford: oxford press.
Barlow, D. H., Allen, L. B., & Choate, M. L. (2004). Toward a unified treatment for emotional disorders. Behavior Therapy, 35, ۲۰۵–۲۳۰٫
Barlow, D. H., Boisseau, C. L., Ellard, K. K., Fairholme, C. P., & Farchione, T. J. (2008). Unified protocol for the treatment of emotional disorders. Unpublished treatment manual.
Barlow, D. H., Ellard, K. K., Fairholme, C. P., Farchione, T. J., Boisseau, C. L., Allen, L. B., & Ehrenreich-May, J. (2011). The unified protocol for transdiagnostic treatment of emotional disorders: Client workbook.New York: Oxford University Press.
Barlow, D. H., Farchione, T. J., Fairholme, C. P., Ellard, K. K., Boisseau, C. L., Allen, L. B., & Ehrenreich-May, J. (2011). The unified protocol for transdiagnostic treatment of emotional disorders: Therapist guide.New York: Oxford University Press.
Barlow, D. H.,& Lehman, C. L. (1996). Advances in the psychosocial treatment of anxiety disorders: Implications for national health care. Archives of General Psychiatry, 53,727–۷۳۵٫
Barlow,D. H., Chorpita, B. R, & lurovsky, J. (1996). Fear, panic, anxiety, and the disorders of emotion. In D. A. Hope (Ed.), Nebraska Symposium on Motivation: Perspectives on anxiety, panic, and fear (Vol. 43, pp. 251-328). Lincoln: University of Nebraska Press.
Beck, A. T. (1972). Depression: Causes and treatment. Philadelphia: University of Pennsylvania Press.
Beck, A. T., & Emery, G., with Greenberg, R. L. (1985). Anxiety disorders and phobias: A cognitive perspective. New York: Basic Books.
Beck, A. T., Epstein, N., Brown, G., & Steer, R. A. (1988). An inventory for measuring clinical anxiety: Psychometric properties.Journal of Consulting and Clinical Psychology, 56, 893–۸۹۷٫
Beck, A. T., Rush, A. J., Shaw, B. F., & Emery, G. (1987). Cognitive therapy of depression. New York: Guilford Press.
Beck, A. T., Steer, R. A., & Brown, G. K. (1996). Manual for the Beck Depression Inventory–II. San Antonio, TX: Psychological Corporation.
Berman, N. C., Wheaton, M. G., McGrath, P., & Abramowitz, J. S. (2010). Predicting anxiety: The role of experiential avoidance and anxiety sensitivity. Journal of Anxiety Disorders, ۲۴(۱), ۱۰۹-۱۱۳٫
Bishop, S. R. (2002). What do we really know about mindfulness-based stress reduction? Psychosomatic Medicine, 64, 71–۸۳٫
Bohlmeijer, E. T., Fledderus, M., Rokx, T., & Pieterse, M. E. (2011). Efficacy of an early intervention based on acceptance and commitment therapy for adults with depressive symptomatology: Evaluation in a randomized controlled trial. Behaviour Research and Therapy, 49(1), 62-67.
Boisseau, C. L., Farchione, T., Fairholme, C. P., Ellard, K. E., & Barlow, D. H. (2010).  The development of the Unified protocol for the transdiagnostic treatment of emotional disorders: A case study.  Cognitive and Behavioral Practice, ۱۷(۱), ۱۰۲-۱۱۳٫

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : مقایسه طرحواره های فعال در آزمودنی های افسرده با ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 

۱۴

 

محرومیت هیجانی

 

۵۲/۷

 

۶۰/۳

 

۵

 

۲۵

 

 

 

۱۵

 

آسیب‌پذیری نسبت به بیماری/ضرر

 

۴۳/۷

 

۰۳/۳

 

۵

 

۲۲

 

 

 

۱۶

 

شکست

 

۳۶/۷

 

۷۲/۲

 

۵

 

۲۱

 

 

 

۱۷

 

وابستگی/بی‌کفایتی

 

۰۸/۷

 

۶۴/۲

 

۵

 

۲۲

 

 

 

۱۸

 

شرم/نقص

 

۰۳/۷

 

۶۸/۲

 

۵

 

۲۵

 

 

 

چنانکه از جدول ۴-۱۴ برمی‌آید، هیچ یک از طرحواره‌های موجود در گروه بهنجار از نقطه برش (۱۷) عبور نکرده‌اند؛ طرحواره معیارهای سخت‌گیرانه که بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است (میانگین=۷۲/۱۴ و انحراف معیار ۵۳/۵) با نقطه برش، بیش از ۲ نمره اختلاف دارد. به این ترتیب فرضیه سوم پژوهش، آزمودنی‌های بهنجار فاقد طرحواره فعال هستند، تأیید می‌شود.
۴-۳- تحلیل رگرسیون خطی گام به گام
۴-۳-۱- پیشبینی طرحوارههای اثرگذار بر افسردگی
هدف رگرسیون اندازه گیری واقعی تاثیر هر کدام از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته و پیش بینی تغییرات متغیر وابسته و تعیین سهم هر کدام از متغیرهای مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته میباشد. جهت بررسی عوامل موثر بر متغیر وابسته یک سری از عوامل را در مدل رگرسیونی گام به گام قرار داده و مرحله به مرحله مراحل آن توضیح داده میشود. در واقع رگرسیون چندگانه، روشی برای مطالعه تاثیر چند متغیر مستقل در پیش بینی متغیر وابسته است. لازم به ذکر است که متغیرهای مستقلی وارد رگرسیون شدند که در بخش آنالیز همبستگی با متغیر وابسته رابطه معنیداری داشته و همچنین مقدار همبستگی بین متغیرهای مستقلی که کمتر از ۸/۰ بوده وارد معادله رگرسیون شد تا اثر همخطی بین متغیرهای مستقل جلوگیری شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
روش گام به گام روشی است که در آن قویترین متغیرها یک به یک وارد معادله میشوند و این کار تا زمانی ادامه مییابد که خطای آزمون معنیداری به پنج درصد برسد. برای تعیین تاثیر هر یک از متغیرهای مستقل در واریانس میزان افسردگی دانشجویان از تحلیل رگرسیون چند گانه با روش گام به گام استفاده شد. نتایج رگرسیون طی هفت گام نشان داد که هفت طرحواره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری (VU)، شکست (FA)، محرومیت هیجانی (ED)، خویشتن داری/خود انضباطی ناکافی (IS)، اطاعت (SB)، ایثارگری (SS) و انزوای اجتماعی/بیگانگی (SI) با افسردگی، دارای همبستگی چند گانه بودند. در گام پایانی میزان ضریب همبستگی چندگانه ® به ۷۴۶/۰، ضریب تعیین (R2) به ۵۵۶/۰ و ضریب تعیین تعدیل شده (Adjusted R2) به ۵۵۰/۰ بود (جدول ۴-۱۵).
مقدار دوربین واتسون (Durbin-Watson) استقلال بین خطاها را نشان میدهد. منظور از خطا، تفاوت بین مقادیر واقعی و مقادیر پیشبینی شده توسط معادله رگرسیون میباشد و در صورتی که خطاها با یکدیگر همبستگی داشته باشند استفاده از رگرسیون امکان پذیر نیست. مقدار دوربین واتسون بین صفر تا چهار متغیر میباشد و دوربین واتسون بین ۵/۱ تا ۵/۲ نشان دهنده عدم همبستگی بین خطاها میباشد. مقدار دوربین واتسون در این تحقیق برابر ۶۸۵/۱ بود که نشان دهنده عدم همبستگی بین خطاها بوده و استفاده از رگرسیون امکان پذیر میباشد (جدول ۴-۱۵).

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 163
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 رام کردن عروس هلندی ترسیده
 ساخت اپلیکیشن هوش مصنوعی درآمدزا
 فروش دوره‌های آنلاین آموزشی
 سئو ویدئو در گوگل
 آموزش Copilot حرفه‌ای
 ساخت ویدیو آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد از کسب‌وکارهای کوچک
 پادکست درآمدزا
 بازاریابی ایمیلی سایت
 بلوغ گربه ها
 انتخاب اسباب بازی گربه
 درآمد از تبلیغات سایت
 تبلیغات درون اپلیکیشنی
 افزایش فروش فایل آموزشی
 حقایق طوطی کاسکو
 تاثیر روابط زناشویی سالم
 نشانه های عشق مردان
 رفع سوءتفاهم رابطه
 بهینه سازی عکس فروشگاه
 تدریس مهارت دیجیتال
 جلوگیری از افسردگی رابطه
 درآمد از هنر دستی
 خصوصیات سگ ساموید
 سرلاک پرنده مناسب
 خصوصیات سگ گرگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • دنیای دانش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان