مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • توصیه های ارزشمند درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش دخترانه
  • راهکارهای تجربه شده درباره آرایش (آپدیت شده✅)
  • ☑️ تکنیک های طلایی و ضروری درباره میکاپ
  • ✅ توصیه های آرایش دخترانه و زنانه
  • هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها توجه کرد
  • تکنیک های اساسی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • ✅ نکته های آرایش دخترانه و زنانه
  • روش های سريع و آسان درباره میکاپ که باید در نظر بگیرید
  • ⛔ هشدار : ترفندهایی که درباره آرایش برای دختران حتما باید به آنها دقت کرد
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره شناسایی و رتبه بندی عوامل کیفیت خدمات در حفظ و ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

علاقه مندی به فراهم ساختن خدمت مناسب و در کل کمک سازمان به مراجعان جهت دریافت بهترین خدمت

 

 

 

اطمینان

 

توانایی و دانش کارکنان در جلب اعتماد مشتریان جهت بازگشت مجدد آنها

 

 

 

همدلی

 

احساس تعلق و تعهد سازمان نسبت به فرد فرد مشتریان

 

 

 

منبع: پاراسورامان (۲۰۰۰)
قابل اعتماد بودن : عبارت است از توان اجرا و ارائه خدمات وعده داده شده به طرزی مناسب، دقیق و قابل اتکا .اجرای قابل اعتماد خدمات، مورد توقع مشتری است و معنای آن این است که خدمات در زمان مقرر،به همان شکل وعده داده شده است و بدون اشتباه در اختیار مشتری قرار گیرد.
پاسخگو بودن: یعنی تمایل به کمک مشتریان و ارائه خدمات فوری، مشتریان را منتظر و معطل نگه داشتن بدون دلیل موجه ، که موجب نارضایتی و برداشتهای منفی در مشتری نسبت به کیفیت خدمات ارائه شده می گردد.اگر خدمت خوب ارائه نشود،توانایی جبران فوری آن و مهارت می تواند دیدگاه و باور مشتریان را نسبت به کیفیت خدمات مثبت کند.
اطمینان دادن: عبارت است از آگاهی و حضور ذهن و هم چنین توانایی آنها در جلب اعتماد و اطمینان مشتریان. این بعد شامل ویژگیهای زیر می باشد :   شایستگی ارائه خدمات،مودب بودن و احترام گذاشتن به مشتری ، برقراری ارتباط موثر با مشتری و باور این اصل کلی که محبت و اعتماد مشتری نسبت به فرد خدمتگزار برترین امتیاز و منفعت برای اوست.
پایان نامه - مقاله - پروژه
همدلی داشتن :یعنی نشان دادن و اعمال توجه خاص و گرم به مشتریان. همدلی شامل این ویژگیهاست:
مشتری بتواند به ارائه دهنده خدمت نزدیک شود ( گرم و خوش اخلاق بودن)،حساس بودن نسبت به نیازهای مشتری و تلاش برای درک آنها.
حفظ ظاهر نمودن : یعنی ظاهر تسهیلات و تجهیزات فیزیکی، کارکنان و ابزار ارتباطی موجود در محل عرضه خدمات، وضعیت محیط فیزیکی محل(مثل تمیزی آن)، گواهی است قابل احساس بر توجه خدمات دهنده به بهداشت وسلامتی مشتریان خود. از این بعد ارزیابی می توان برای سنجش رفتار مشتریان نیز بهره گرفت (مثل یک مسافر پر سر و صدا در اتاق مجاور یک هتل).
مشتریان از این پنج بعد برای ارزیابی کیفیت خدمات استفاده می کنند که قضاوت آنها بر مقایسه انتظارات خود با واقعیات موجود استوار می باشد.
از آنجا که خدمات ،یک تجربه برای مشتری محسوب می شود ،هر شکستی در ارائه خدمات به داستانی برای آن مشتری تبدیل می شود تا آن را برای بقیه تعریف کند .مدیران خدمات باید بدانند که مشتریان ناراضی نه تنها در آینده به جای دیگری مراجعه می نمایند ،بلکه برای دیگران نیز تجربه نا خوشایند خود را تعریف می کنند و لطمه زیادی را به شرکت وارد می کنند.
گرونز در بحث خود از کیفیت خدمات به سه بعد کیفیت فنی ستاده، کیفیت وظیفه ای مواجهه خدمت و تصویر ذهنی شرکت اشاره می کند(گرونروس[۱۴۱]،۲۰۰۰ :۶۵-۶۳ ) لهتنین و لهتنین[۱۴۲] نیز ابعاد کیفیت فیزیکی، کیفیت تعاملی و کیفیت سازمانی را به عنوان سه بعد کیفیت خدمات یاد کرده اند (هاریسون[۱۴۳]،۲۴۵:۲۰۰۰).
همانطوری که بررسی شد نویسندگان زیادی درباره اجزای تشکیل دهنده کیفیت خدمات بحث کرده اند. عوامل مشترکی این افراد به آن اشاره کرده اند عبارتند از: کیفیت فرایند، کیفیت ستاده، کیفیت فیزیکی، کیفیت تعاملی، کیفیت سازمانی که در اینجا به صورت مختصر به آنها اشاره می شود(هاریسون،۲۰۰۰: ۲۴۵-۲۴۴).
کیفیت فرایند[۱۴۴]: کیفیت فرایند یا وظیفه ای به کیفیت فرایند ها و رویه ها در تولید و ارائه خدمات به مشتریان اشاره دارد. با توجه به همزمانی تولید و مصرف خدمات، کیفیت فرآیندمعمولا در هنگام خدمت، از سوی مشتری مورد ارزیابی قرار می گیرد(بیتنر و هابرت[۱۴۵]،۱۹۹۴).
کیفیت ستاده[۱۴۶]: کیفیت فنی یا ستاده، بعد از اینکه خدمت ارائه شد، مورد ارزیابی قرار می گیرد، ستاده آن چیزی است که مشتری از سازمان دریافت می کند.
کیفیت فیزیکی[۱۴۷]: کیفیت فیزیکی به محصولات و مواد حمایتی از محصولات اشاره دارد. محصولات مالی ابعاد فیزیک محدودی دارند. بنابراین غالبا شواهد فیزیکی دیگری به منظور ارزیابی کیفیت خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال مشتریان بر اساس دکوراسیون،امکانات، تسهیلات درون شعبه و … کیفیت را مورد ارزیابی قرار می دهند.
کیفیت تعاملی[۱۴۸]: کیفیت تعاملی به تعاملات بین مشتری و ارائه کنندگان خدمات اشاره دارد. تعاملات ممکن است به روش های مختلف روی دهند.مثلا می توان به صورت رو در رو یا از طریق ابزارهای دوربرد نظیر تلفن و اینترنت یا شعب، تماس برقرار کرد. تعامل به هر شکلی باشد سازمانها باید اطمینان حاصل کنند که به صورت اثربخشی با مشتریانشان ارتباط برقرار کنند.
کیفیت سازمان[۱۴۹]: کیفیت سازمان به تصویر ذهنی و ادراکات کلی از سازمان بر می گردد.کیفیت سازمان یک بعد ناملموس است. بنابراین احتمالا ادراکات از کیفیت کلی سازمان به تمامی عواملی که در بالا ذکر شد مبتنی است.
در جدول ۲-۱۲ عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات که توسط پاراسورامان , هیودفامر[۱۵۰](برای خدمات انتفاعی)،استوارت و والش[۱۵۱]، گاستر[۱۵۲](برای خدمات غیر انتفاعی)،گاروین(برای کیفیت محصولات)و ماستون آورده شده است .
جدول ۲-۱۲: مقایسه عوامل تعیین کننده کیفیت خدمات

 

 

پاراسورامان و دیگران

 

گاروین

 

استوارت و والش

 

گاستر

 

هیود- فارمر

 

ماتسون

 

 

 

قابلیت اعتبار
پاسخگویی
شایستگی
دسترسی
تواضع

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر پیاده ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

شرکت‌هایی که اغلب به عنوان شرکت‌های چابک و فعال شناخته می‌شوند (گلدمن ۱۹۹۴) از نسل جدید مدل ساخت مبتنی‌بر دانش برای توسعه محصولاتی که به راحتی طبق نیازهای فردی مشتریان
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
باشد، استفاده می‌کنند.
سازمان‌ها تنها در صورتی می‌توانند به ارزش کامل دارایی‌های دانش خود پی ببرند که به‌طور اثربخش
بتوانند بین کارکنان و افراد رفت و آمد کرده و با آنها رابطه برقرار کنند.
برطبق تحقیق نوناکا و تاکوچی، فناوری‌های داده‌افزار به‌طور خلاصه ۴ فرایند زیر را شناسایی می‌کنند
که به‌طور مشترک برای تبدیل دانش توسط سازمان‌ها به‌کار می‌روند:
۱: اجتماعی کردن:سهیم شدن در تجربه‌ها از طریق مشاهده، تقلید و تمرین این فرایند به‌طور کلی
در کارگاه‌ها، سمینارها، کارآموزی‌ها، کنفرانس‌ها و… رخ می‌دهد.
۲:کسب و جذب کردن:فرایند تبدیل دانش پنهان (مثل آنچه یک فرد در کارگاه آموخته است) به
دانش آشکار (مثل نوشتن گزارش).
۳: انتشار دادن:فرایند کپی گرفتن و توزیع و پخش کردن دانش آشکار
معیار ارزیابی در مفید بودن دانش معمولاً مشخص نیست. در عین حال اگر سازمانی، دانش را در کارها و فعالیتهای رایج خود مفید دانست باید ترتیبی اتخاذ نماید که گروه‎های کاری بتوانند به سنجش و ارزیابی دانش بپردازند (کولیس و مونتاگومری، ۱۹۹۵).
به کارگیری الگوهای تعامل بین اعضا، فناوری‌ها، و فرهنگ یک سازمان می‌تواند با شرایط دشوار روبرو شود و به همین دلیل است که برخی صاحب‎نظران این الگوی تعاملی را مجموعه عقل‌های سازمان نامیده‌اند. ما در ادامه به بررسی تعاریف مطرح شده در ارتباط با این فرآیندها می‎پردازیم.
۴:درونی و نهادینه‌سازی:فرایند تجربه دانش از طریق منبعی آشکار مانند فردی که قادر است تجربه
خواندن گزارش کارگاه را به تجارب قبلی خود بیفزاید.
شرکت‌هایی که با تأکید بر عدم تمرکزگرایی اساسی، به سوی مدل‌های جدید سازمانی گام برمی‌دارند، توأم با آن از فناوری اطلاعات (IT) پیشرفته استفاده می‌کنند که به سازمان‌ها امکان استفاده از دارایی‌های نامشهود آنها را می‌دهد. این رویکرد توسط شرکت مونسانتو در اقدام آرایش درونی مدیریت دانش آن شرکت (KMA) به‌کار گرفته شده است، این اقدام به شرکت مونسانتو اجازه می‌دهد سرمایه نامشهود آن را به گونه‌ای مهار کند تا از مزیت‌های شرکت جهانی بزرگ که به اندازه شرکتی کوچک، انعطاف‌پذیر است برخوردار شود و به مدیریت دانش از منظر ایجاد ارزش بنگرد
(لیود ۱۹۹۶).
با انطباق مدل آرایش درونی مدیریت دانش (KMA) و مدل نوناکا و تاکوچی می‌توان مدل مارپیچی
و سه مرحله‌ای نوناکا و تاکوچی را ارائه کرد که شامل موارد زیر می‌باشد:
یک نقشه یادگیری که سؤالاتی را برای پاسخ‌دهی و تصمیماتی را برای اتخاذ کردن شناسایی می‌کند.
یک نقشه اطلاعات که نوع اطلاعات مورد نیاز کاربران را مشخص می‌کند.
. ۳ یک نقشه دانش که توضیح می‌دهد، کاربران از اطلاعات خاص چه استفاده‌ای می‌کنند، نقشه دانش تبدیل اطلاعات به معرفت یا دانش را نشان می‌دهد.
وقتی که این ۳ نقشه تهیه شده باشد، ارزیابی عملکرد متوازنی برای ارزیابی اینکه چه نوع ابزار فناوری اطلاعات (IT) برای استفاده از قدرت منابع اطلاعاتی، اثربخش خواهد بود انجام می‌شود و نقشه فناوری اطلاعات (IT) ایجاد می‌شود. تمرکز شرکت مونسانتو بر توانایی تشخیص افراد می‌باشد.
۲-۴- ایجاد دانش
ایجاد دانش به توانایی سازمان ها در ایجاد ایده‌ها و راه‌ حل ‌های نوین و مفید اشاره دارد (ماراکاس، ۱۹۹۹). سازمان ها با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی خود با روش‎های مختلف به خلق واقعیت‎ها و مفاهیم جدید می‌پردازند. ایجاد دانش فرایند مهمی است که در آن انگیزه، تلقین، تجربه، و شانس، نقش مهمی ایفا می‌کنند (لین و دیگران، ۱۹۹۶). معیار سنجش دانش نو، نقش مؤثر آن در حل مسائل جاری و نوآوری در بازار است.
۲-۵- اعتباربخشی به دانش
اعتباربخشی به دانش، به گستره‌ای اشاره دارد که بنگاه‌ها می‌توانند بر روی دانش اثر گذاشته و اثرات آن را بر محیط سازمانی ارزیابی نمایند. چرا که با گذشت زمان بخشی از دانش گذشته نیاز به بازنگری و انطباق با واقعیتهای کنونی دارد. اغلب تقابل مداوم و چند وجهی بین فناوری، فنون و افراد برای سنجش اعتبار دانش مورد نیاز است (بات، ۲۰۰۰) برای مثال وقتی سازمانی مجموعه جدیدی از فناوری‌ها، ابزار، رویه‌ها و فرآیندها را به کار می‌گیرد، نیازمند بهبود و روزآمدسازی مهارت‎های کارکنان خود است تا بتواند به خوبی خود را با واقعیت‎های رقابتی جدید منطبق سازد. اعتبار بخشی به دانش، فرایند سخت کنترل، آزمون و بهبود مداوم دانش پایه برای رسیدن به واقعیت‎های موجود و بالقوه است. به طور کلی پیشرفت در یک زمینه، اطلاعات، فرضیه‌ها، قوانین و مقررات جدیدی را ایجاد کرده و بخشی از قواعد و فرضیه‌های قدیمی را از رده خارج می‌سازد. بنابراین برای سازمان ها مرور، آزمون و افزایش مداوم اعتبار دانش پایه برای رسیدن به دانش جاری ضروری است.
ارائه دانش
ارائه دانش حاکی از شیوه‌هایی است که از آن طریق دانش به اعضای سازمان ارائه می‌شود. به طور کلی سازمان ها می‌توانند روندهای مختلفی در جهت ایجاد دانش پایه خود اتخاذ نمایند. با این وجود دانش سازمانی در موقعیت‎های مختلفی ارائه شده و روندهای مختلفی را در بر دارد. اعضای سازمان با مجموعه‌هایی از شیوه‌ها سرو کار دارند. اگر لازم باشد که آنها شیوه کاری خاصی را بیاموزند، تأخیر در منسجم‌سازی این دانش جدید امری طبیعی و ضروری است. بنابراین یک سازمان می‎توانداستانداردهای برنامه‌ریزی شده یکسانی را ایجاد نماید و یا از الگوهای یکسانی برای ارائه «داده»، «اطلاعات» و «دانش» بهره گیرد.
توزیع دانش
لازم است که دانش قبل از بهره‌برداری در سطوح سازمانی در درون سازمان به اشتراک گذارده شود. تعامل بین فناوری‌های سازمان، فنون و افراد می‌تواند اثر مستقیم بر توزیع دانش داشته باشد. در ساختارهای سازمانی سنتی، با توجه به شکل کنترل‌ها و نقش‌های از قبل تعریف شده، فرصت‌های توزیع دانش و تعامل بین فناوری‌ها، فنون و افراد کاهش می‌یابد. اما در ساختارهای نوین (افقی) سازمانی، تقویت و سیاست‎های درهای باز، جریان دانش را در میان بخش‎ها و افراد سرعت می‌بخشد.مسائلی همچون چگونگی به اشتراک گذاری دانش موجودوانتقال آن به محل مناسب وموردنیازوچگونگی انتقال دانش،به گونه ای که درسازمان قابل دسترسی واستفاده باشدونیزچگونگی انتقال دانش ازسطح فردی به سطح دانش گروهی وسرانجام سطح دانش سازمانی،ازجمله مواردی است که دردستورکاراین بخش ازمدیریت دانش قرارمیگیرد.
کاربرد دانش
به طور کلی دانش سازمانی باید در جهت محصولات، خدمات و فرآیندهای سازمانی به کار گرفته شود. اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جای مناسب آن مشخص نماید در عرصه‌های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. زمانی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان باید بتواند دانش مناسب را در جای مناسب به کار گیرد. معیار ارزیابی در مفید بودن دانش معمولاً مشخص نیست. در عین حال، اگر سازمانی دانش را در کارها و فعالیت‎های رایج خود مفید دانست باید ترتیبی اتخاذ نماید که گروه‎های کاری بتوانند به سنجش و ارزیابی دانش بپردازند. سازمان ها به منظور هدایت دانش فردی در جهت اهداف سازمانی، باید محیطی برای اشتراک، انتقال و تقابل دانش در میان اعضا به وجود آورند (نوناکا و تاکوچی، ۱۹۹۵) و افراد را در جهت با مفهوم کردن تعاملاتشان آموزش دهند. برای بسط «دانش مجموعه» باید هر فعالیتی را در راستای توسعه و تعامل منطقی بین کارکردها هدایت نمود. اطمینان به استفاده مفیدازدانش درسازمان،مربوط به این قسمت است.دراین بخش،موانعی برسرراه استفاده مفیدازدانش جدیداست که بایدشناسایی و رفع شوندتاازآن بتوان،به طورعملی در ارائه خدمات ومحصولات دانش استفاده کرد.
خلاصه اینکه مدیریت دانش به تغییر فرهنگ همکاری در فرآیندهای تجاری، به منظور ممکن ساختن اشتراک اطلاعات اشاره دارد. این کار همانند فعالیت در زیرمجموعه‌های فرهنگی و اجتماعی است. در محیط‌های پویا سازمان ها با یک سلسله مسائل ناخواسته و موقعیت‎های پیش‌بینی نشده روبرو هستند که کنترل آنها توسط فرد در سازمان دشوار است. کارهای پیچیده در یک سازمان توسط یک فرد انجام نمی‌گیرد بلکه تعامل بین فناوری‌ها، فنون و افراد است که یک سازمان را در انجام وظایف خطیر خود یاری می‌کند. بنابراین یکی از وظایف دشوار مدیریت ایجاد همکاری بین بسته‌های مختلف دانش از طریق تبادل و اشتراک اطلاعات است.
ﻣﺪل ﻫﺎی ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی داﻧﺶ
اﻳﻦ ﻣﺪل ﻫﺎ داﻧﺶ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻨﺼﺮی ﻣﺠﺰا ﻣﻲ ﭘﻨﺪارﻧﺪ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل ﻣﺪل ﻧﻮﻧﺎﻛﺎ و ﺗﺎﻛﺎﻳﻮﭼﻲ ﺑﺎزﻧﻤﻮن ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ از ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺧﻠﻖ داﻧﺶ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

شکل ۲-۳- ﻣﺪل ﻧﻮﻧﺎﻛﺎ و ﺗﺎﻛﻮﻳﻮﭼﻲ، ۱۹۹۵ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ از Hiscock,2004
ﺑﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ ﻣﺪل داﻧﺶ از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻋﻴﻨﻲ و ﺿﻤﻨﻲ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻌﺮﻳﻒ ﭘﻮﻻﻧﻲ (Polanyi,1962; Hiscock,2004) داﻧﺸﻲ ﻏﻴﺮ ﻟﻔﻈﻲ، ذاﺗﻲ و ﺑﻴﺎن ﻧﺸﺪه اﺳﺖ. داﻧﺶ ﻋﻴﻨﻲ داﻧﺶ اﻇﻬﺎر ﺷﺪه از ﻃﺮﻳﻖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ، ﻃﺮح ﻫﺎ، ﻧﻘﺎﺷﻴﻬﺎ،ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮی و… اﺳﺖ. در اﻳﻦ ﻣﺪل ﻓﺮض ﺷﺪه ﻛﻪ داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ از ﺧﻼل ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﮕﺮی ﺑﻪ داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ ﻓﺮد دﻳﮕﺮی ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪه و در ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺑﺮوﻧﻲ ﺳﺎزی ﺑﻪ داﻧﺶ ﻋﻴﻨﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ ﻣﺪل داﻧﺶ ﻋﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﻓﺮآﻳﻨﺪ دروﻧﻲ ﺳﺎزی ﺑﻪ داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد و از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺷﺪن و اﻧﺘﺸﺎر ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ داﻧﺶ ﻋﻴﻨﻲ دﻳﮕﺮی ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻴﭽﻴﺪه ﺗﺮ از ﻣﺎﺗﺮﻳﺲ ﺳﺎده ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدی ﻧﻮﻧﺎﻛﺎ اﺳﺖ و ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻔﺴﻴﺮ در ﭘﺎراداﻳﻢ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﺴﺨﻪ ﺑﻬﻴﻨﻪ ای از اﻳﻦ ﻣﺪل در ﻣﺪل ﻧﻮﻧﺎﻛﺎ و ﻫﺪﻻﻧﺪ (Hedlund &Nonaka,1993; Hiscock,2004) ﻧﻤﺎﻳﺶ داده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ ﻣﺪل ﭼﻬﺎر ﺳﻄﺢ ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺣﺎﻣﻠﻴﻦ ﻳﺎ ﻋﺎﻣﻠﻴﻦ داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ وﺟﻮد دارد ( ﻣﺤﻮر ﻫﺴﺘﻲ ﺷﻨﺎﺳﻲ) ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ اﻓﺮاد، ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻛﻮﭼﻚ درون ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎ ﺑﻴﺮون ﺳﺎزﻣﺎن (ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن اﺻﻠﻲ، ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن، رﻗﺒﺎ و…..) ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺪل دﻳﮕﺮی ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺣﻮزه ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﻣﺪل ﺑﻮﻳﺴﻮت (Boisot,1997) اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ ﻣﺪل وی داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ را ﺑﻪ داﻧﺶ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه، ﺗﺪوﻳﻦ ﻧﺸﺪه و ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه، ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺸﺪه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮده اﺳﺖ. داﻧﺶ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه داﻧﺸﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮای ﻫﺪف اﻧﺘﻘﺎل اﻳﺠﺎد ﺷﺪه ﻧﻈﻴﺮ داده ﻫﺎی ﻣﺎﻟﻲ، و داﻧﺶ ﺗﺪوﻳﻦ ﻧﺸﺪه داﻧﺸﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺘﻘﺎل ﻧﻴﺴﺖ ﻧﻈﻴﺮ ﺗﺠﺮﺑﻪ، داﻧﺶ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه داﻧﺸﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ آﻣﺎده ﺑﻪ اﺷﺘﺮاک ﮔﺬاری اﺳﺖ. داﻧﺶ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺸﺪه ﺑﻪ آﺳﺎﻧﻲ ﻗﺎﺑﻞ اﺷﺘﺮاک ﮔﺬاری ﻧﻴﺴﺖ. اﮔﺮ داﻧﺸﻲ ﺗﺪوﻳﻦ ﻧﺸﺪه و ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان داﻧﺶ ﺷﺨﺼﻲ ( ادراک، دﻳﺪﮔﺎه، ﺗﺠﺮﺑﻪ) ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد. داﻧﺶ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه و ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺸﺪه ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس “ﻧﻴﺎز ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻦ” در ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻛﻮﭼﻚ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺘﻘﺎل اﺳﺖ.
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮان ﺟﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﺪﻟﻲ ﻛﻪ در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه را ﻣﺪل ﻻﺳﺘﺮی (Lustri,2007) داﻧﺴﺖ. ﻣﺪل اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ وی ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ داﻧﺶ ﻓﺮدی ﻧﻘﻄﻪ آﻏﺎز ﺧﻠﻖ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺎده ﺧﺎم داﻧﺶ ﻓﺮدی اﺳﺖ ﻛﻪ اﺳﺎس داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ دﻫﺪ. ﻫﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ داوﻧﭙﻮرت اﻇﻬﺎر ﻛﺮده داﻧﺶ ﻓﺮدی از ﺗﺮﻛﻴﺐ اﻃﻼﻋﺎت، ﺗﻔﺴﻴﺮ، اﻧﻌﻜﺎس و ﺗﺠﺮﺑﻪ در ﻳﻚ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺧﺎص ﻇﻬﻮر ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﺮای ﺧﻠﻖ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ، داﻧﺶ ﻓﺮدی (ﻋﻴﻨﻲ و ﺿﻤﻨﻲ) ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮوﻧﻲ ﺷﻮد. داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ از ﺗﺮﻛﻴﺐ اﻳﻦ دو ﺑﻌﺪ اﻳﺠﺎد ﻣﻲ ﺷﻮد.
داﻧﺶ ﻓﺮدی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻓﺮاد و ﮔﺮوه ﻫﺎی دﻳﮕﺮ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮد ﺗﺎ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﻬﺒﻮد ﻳﺎﺑﺪ. اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ ﻓﺮدی ﺑﻪ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی، ﺑﺮوﻧﻲ ﺳﺎزی، دروﻧﻲ ﺳﺎزی و ﺗﺮﻛﻴﺐ اﺗﻔﺎق ﻣﻲ اﻓﺘﺪ. اﻳﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ از ﻓﺮد ﺑﻪ ﻓﺮد، از ﻓﺮد ﺑﻪ ﮔﺮوه و ﻳﺎ در درون ﮔﺮوه ﻫﺎ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺪ. دو ﻣﻮرد اﺧﻴﺮ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮای اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ ﻣﺪل ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ دارای ۶ ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺳﺖ:
۱- ﺧﻠﻖ ﻣﻌﻨﺎ ﻳﺎ دﻳﺪﮔﺎه ﻣﺸﺘﺮک در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﻮﺳﻌﻪ داﻧﺶ
۲- ﺗﻬﻴﻪ اﻃﻼﻋﺎت
۳- اﻳﺠﺎد ﻓﺮآﻳﻨﺪ دروﻧﻲ ﺳﺎزی ﺑﺮای ﺧﻠﻖ داﻧﺶ ﻓﺮدی
۴- ﺗﺒﺪﻳﻞ داﻧﺶ ﻓﺮدی ﺑﻪ ﻳﺎدﮔﻴﺮی ﮔﺮوﻫﻲ

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره الگوی تعالی سازمانی و سرآمدی و تاثیر آن بر ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

میانگین سه سال

 

 

 

حوزه‌های نه گانه EFQM

 

۰٫۹۴۶

 

 

 

باتوجه به تحلیل‌های آماری به عمل آمده متغیر‌های تحقیق از ضریب پایایی بالایی برخوردار بوده و از همبستگی بالایی برخوردار می‌باشند.
آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه متغیر مستقل و وابسته؛
پایان نامه - مقاله - پروژه
ضریب همبستگی پیرسون آمارهای است برای تلخیص رابطه دو متغیر فاصلهای. مقدار همبستگی پیرسون شاخص عددی شدت و جهت هر نوع رابطه خطی بین دو متغیر است (مؤمنی و قیومی, ۱۳۸۷).
این آزمون روشی پارامتری است و برای داده‌هایی با توزیع نرمال یا تعداد داده‌های زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ضریب میان ۱+ (رابطه شدید و هم جهت) تا ۱- (رابطه شدید و مخالف) است و در صورت عدم وجود رابطه میان دو متغیر برابر صفر است.
ضریب همبستگی پیرسون از متداولترین آزمون‌های تعیین ضریب همبستگی میان متغیرهای دارای اندازه‌های فاصله ای و نسبی است و برای محاسبه ضریب آن از گزاره زیر استفاده می‌شود (حافظ نیا, ۱۳۸۹).
= ضریب همبستگی
= تعداد آزمودنی‌ها
= مجموع حاصلضرب تفاضل نمره‌ها از میانگین
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده‌ها
۴-۱- مقدمه:
اصولاً کار آمار استنباطی نشان دادن این نکته است که آیا الگوهای توصیف شده در نمونه کاربردی در مورد جمعیتی که از آن نمونه انتخاب شده و همچنین الگوها و فرآیندهای کشف شده در نمونه، در جمعیت نیز کاربرد دارد یا خیر. همچنین آمار استنباطی ما را قادر به استنباط ویژگیهای جمعیت از روی ویژگیهای نمونه میکند(دواس، ۱۳۷۶).
در این فصل قصد برآزمون کردن فرضیات تحقیق است. این فصل به دو بخش تقسیم میشود:
الف) تحلیل‌های آماری
ب) آزمون فرضیات تحقیق
شایان ذکر است که عموم تحلیلها در داده پردازیها با بهره گرفتن از نرم افزار Spss و Exell صورت گرفته است.
۴-۲- تحلیل دموگرافیک (تجانس سازمان‌ها)
جامعه مورد بررسی ۱۷شرکت بوده که در ارتباط با تجانس جامعه آماری تحقیق موارد زیر قابل ذکر می‌باشد :
نوع صنعت جامعه آماری تولیدی وخدماتی می‌باشد.
بیش از سه بار از انجام پروژه تعالی سازمانی در آن‌ها گذشته است.
متدولوژی مورد استفاده در شرکت‌ها یکسان می‌باشد.
نوع مالکیت شرکت‌های مورد بررسی عمدتاً عام می‌باشد.
عمدتاً جزو شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشند.
اطلاعات مالی و شاخص‌های شرکت‌های مورد ارزیابی برای سال‌های شرکت در جایزه ملی کیفیت اخذ و مورد بررسی قرار گرفته است.
شایان ذکر است که، از آنجائیکه اطلاعات هر یک از شرکت‌ها در خصوص امتیازات کسب شده در معیارهای مختلف مدل خود ارزیابی بیان کننده وضعیت شرکت‌ها از نظر عملکردی می‌باشد و این اطلاعات از انجمن مدیریت کیفیت ایران اخذ شده است برابر درخواست انجمن مدیریت کیفیت، انتشار اطلاعات از سوی شرکت‌ها ممنوع بوده لذا در بررسی‌های انجام شده در این تحقیق با توجه به این که داده‌های مورد بررسی واقعی می‌باشند بجای نام شرکت‌ها از کد فرضی استفاده شده است.
۴-۳- تحلیل آماری :
تحلیل‌های آماری بر دوگونه اند :
الف: تحلیل توصیفی
ب : تحلیل استنباطی
در تحلیل توصیفی محقق نتایج حاصله را به گروه مورد مشاهده تعمیم می دهد و بس و هیچگونه نتیجه گیری خارج از گروه مزبور به عمل نیامده و یا قابل تعمیم نخواهد بود لیکن هدف از تحلیل استنباطی، تعمیم نتایج حاصل از مشاهدات محقق در نمونه انتخابی خود به جمعیت اصلی می‌باشد.
در این فصل تحلیل توصیفی مربوط به شرکت‌ها به صورت محاسبه انحراف معیار و واریانس از طریق نرم افزار Spss ، و نمایش گراف امتیازها در حوزه‌های نه گانه طی سنوات ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۸ نشان داده شده و تحلیل استنباطی نیز در صورت خواهد گرفت.
۴-۴-انحراف معیار و میانگین جامعه آماری
انحراف معیار و میانگین داده‌ها محاسبه شده از طریق نرم افزار Spss، در طی سنوات ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۸ به شرح جدول زیر ارائه می‌گردد:
جدول ۴-۱
محاسبه انحراف معیار و میانگین داده‌ها

 

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره بررسی فرهنگ بومی- محلی و ادبیات شفاهی قوم ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۱۴-۸- کلمتا (kelmutā )
برای برگزاری این بازی به دو گروه چند نفره نیاز هست و وسایل بازی که عبارتند از: یک تکه چوب که در اصطلاح محلی آن را کلمت ( kelmuta ) می نامند و یک تکه چوب بزرگ که به آن داری ( dāri ) گفته می شود و یک چاله ی کوچک هم از وسایل بازی است طرز بازی کردن به این صورت است که این بازی از دو گروه بازیکن تشکیل می شود که گروه اول به بالایی و گروه دوم به زیر معروف است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
گروه زیر با فاصله معینی بین ۲۰ الی ۲۵ متر از گروه بالایی فاصله می گیرند در این هنگام گروه اول تکه چوب کوچک را روی تکه چوب بزرگ قرار داده و با هوا کردن با چوب بزرگ به آن ضربه می زنند سپس چوب بزرگ را روی چاله ی کوچک نهاده و گروه زیر ضربه زدن و برخورد نمودن چوب کوچک به چوب بزرگ آن را به طرف چاله پرتاب می کنند. چنانچه چوب کوچک به چوب بزرگ برخورد کرد گروه دوم برنده می شوند و اگر چنین نشد، گروه بالا چوب را درون چاله نهاده و با چوب بزرگ به آن ضربه می زنند تا از چاله فاصله بگیرد به تعداد فاصله چوب از چاله هر چند متر که شد امتیاز به آن در نظر گرفته می شود با این توضیح که هر متر یک امتیاز دارد. شیوه اجرای این بازی به ترتیبی است که ذکر آن رفت و تا خسته نشدن بازیکنان این بازی ادامه پیدا می کند.
۲-۱۴-۹- غُجمب غجمب
غجمب غجمب نیز یکی دیگر از بازیهای کودکان در هرمزگان است که بین کودکان یک تا هفت سال برگزار می گردد. و شروع بازی به این گونه است که در حالی که کودک نشسته است، ساق پای او را در دست می گیرند و کودک را به جلو و عقب می برند و ادای مشک حاوی دوغ در موقع به عمل آوردن دوغ می آورند و می گویند: غجمب غجمب، غجمب شیری که کودک با این بازی به خنده می آید و پس از چند بار تکرار به پایان می رسد(سعیدی،۱۳۸۹،۶۴).
۲-۱۴-۱۰- بازی چهم بنکا
این بازی معادل بازی «قایم باشک» فارسی معیار می باشد و شعر آن به این صورت است:
پمبه دونه / دونه به دونه / هر که سعی کن / سی و سه دونه
این بازی با چند نفر پسر یا دختر زیر ۱۰ سال یا بالاتر از آن شروع می شود به این ترتیب که یک نفر چشم می بندد و دیگران در زمان مشخص پنهان می شوند و موقعی که مهلت تمام شد. همبازیان باید «کودک» بگویند تا فردی که چشم بسته، یکی یکی آنها را پیدا کند و به تعبیر خودشان آنها را کچل نماید؛ این بازی همینطور ادامه می یابد تا طرف های بازی خسته شوند و آنرا رها سازند(همان، ۶۸ – ۶۷).
۲-۱۴-۱۱-کتوکا (kotukā )
در بعضی از نقاط سندرک بازی کتوکا (kotukā) به خونکیا (xonakiyā) نیز شهرت دارد در این بازی که مخصوص کودکان ۴ تا ۸ سال است هر کدام از بازیکنان برگهای خشک شده درخت نخل (پیش :piš)، تخته یا مقوا را مورد استفاده قرار می دهند به این ترتیب که با وسایلی که ذکر آن رفت خانه را درست نموده و چند ظرف پلاستیکی یا گلی را در آن می چینند و آنها را به عنوان ظروف آشپزخانه جهت بازی و غذا درست کردن و نان محلی پختن مورد استفاده قرار می دهند، مهمان دعوت می کنند و برای او غذاهای رنگارنگ می پزند با یک سنگ خرد شده و یک نوع آجر ریزه شده از مهمانان خود پذیرایی بعمل می آورند بعد ظرف های خود را می شویند و روز بعد به منزل شخص دیگری مهمانی می روند و با هم به گردش می پردازند، زیر نخل ها قدم می زنند، خرما می چینند و مثل زندگی واقعی و روزمره ایام را می گذرانند حتی مجالس، جشن و شادی و کفن هم در این بازی دیده می شود. اما در مورد واژه کتوک باید نوشت که واژه کتوک در اصل به معنی سوراخ کوچک بوده و خانه ای است شبیه سرگ (serg) ولی بسیار کوچکتر از آن و به اندازه ی قد کودکان ساخته می شود و یک سوراخ برای در ورودی آن در نظر گرفته می گردد که در گویش محلی به آن کنوک (konuk) هم می گویند.
۲-۱۵- غذاهای سنتی
۲-۱۵-۱- فرآورده های گوشتی
گوشتی که مدتی در آب جوشانده می شود و سپس آنرا خشک می کنند و در هوای آزاد از آن نگهداری می کنند و تا چند هفته بعد هم مورد استفاده قرار می گیرد که در مناطق جنوب کرمان اصطلاحا به آن تباهگ (tabāheg) می گویند در صورتی که منطقه سندرک به تخم مرغ تباهگ می گویند.
۲-۱۵-۲- پیمابریز
مواد لازم : پیاز ، روغن ، ماست یا کشک ، زردچوبه و نمک و فلفل.
ابتدا روغن را داخل ماهی تابه ریخته تا گرم شود بعد مقداری پیاز ریخته وسپس زردچوبه و نمک و فلفل زده تا سرخ شود و بعد آن را روی ماست یا کشک آماده شده ریخته و می خورند.
۲-۱۵-۳- حلواهای خرما
چنگال: ترکیبی از خرما، روغن و نان که معمولا در هوای بارانی بیشتر ذائقه را تحریک می کند.
مُستوک (mostuk) : خرمای هسته کنده آفتاب زده سفت شده که معمولا در برگ های درخت نخل بسته بندی می شود.
۲-۱۵-۴- فرآورده های شیر
لچ: شیر جوشانده و حرارت دیده که داخل کیسه به مدت چند روز نگهداری می شود.
نیمشک (nimoŠk) :روغن حیوانی قبل از جوشاندن که به آن مسکه می گویند.
۲-۱۵-۵- انواع نان
تیمش (timoŠ): نان نازک که روی تابه می پزند.
پتیری (patiri): نانی که روی دیگهای داغ و سنگ می پزند که در جنوب کرمان هم پخت می کنند. و از شهرت خاصی هم برخوردار است.
کول (kol): نان ضخیم تنوری
تنکی (taneki): نان معمولی نازک که در تنور های گلی می پزند.
قرصک (qorsak): نان خمیری که داخل تنور می پزند.
بَزَک (bazak): نان نسبتا ضخیم که به روی تابه پخت می گردد و با روغن حیوانی استفاده می گردد.
۲-۱۶- گیاهان صحرایی قابل استفاده بصورت خام و پخته
سَلمَگ (salmog): گیاهی که در شوره زارها روییده می شود و با شیر مورد استفاده قرار می گیرد.
شُلکی Šolaki): گیاهی است که بیشتر در کشتزار می روید و به صورت پخته مصرف می شود. پیمازوک (pimazŌk): گیاهی است شبیه پیاز که به صورت پخته مصرف می شود.
سُمسیل (somsil): گیاهی شور که چاشنی غذاهاست و به جای سبزی از آن استفاده می شود.
اَگهر (agehr): نوعی قارچ خوراکی شبیه سیب زمینی است که زیر لایه روئین خاک می روید.
پَهن پورک (pahn pork): گیاهی که در کشتزار می روید و به جای سبزی مصرف می شود.
تُرُشهک (torošahk): گیاهی ترش که در شنزارمی روید و به صورت خام مصرف می شود.
۲-۱۷- انواع برقع (برقع دخترانه، برقع زنانه، برقع مخصوص بیوه زنان)
۱.برقع دخترانه از یک تکه پارچه سیاه رنگ ساخته می شود و با نخ ابریشمی گلدوزی می گردد.
۲.برقع زنان شوهر دار از یک تکه پارچه سیاه رنگ است که سرتاسر با نخ ابریشمی قرمز گلدوزی می شود و یکدست قرمز است. و زنانی که کمی پا به سن میگذارند ابریشم برقع شان کمتر از زنان جوان می باشد.
۳.برقع زنان شوهر مرده؛ آنها از برقعی استفاده می کنند که یک نوار ابریشمی قرمز رنگ به عنوان بیوه بودن به برقع آنها دوخته شده است و معمولا بیشتر برقع سیاه رنگ است(سعیدی، ۱۳۸۷ ،۱۱۸).
جدول ۲-۳ : اوقات شبانه روز

 

کروس بنگ اول Korus bong aval خروس خوان اول
کروس بنگ دوم Korus bong dovom خروسخوان دوم
پیش بیوم
نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع بررسی تاثیر یک دوره تمرین ورزشی شنا و مکمل ...
ارسال شده در 16 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

کراس[۵۶] و همکاران (۱۹۷۲) به بررسی تاثیرات بیوشیمیایی ریزش تدریجی[۵۷] کلراید کادمیوم به داخل نای موش های صحرایی بر روی ریه آنها پرداختند. پارامترهای بیوشیمایی انتخابی در بافت ریه موش صحرایی پس از ریزش داخل نایی ۵/۰ میوگرم بر کیلوگرم کلراید کادمیوم (cdcl2) ، که یک ساعت پس از ریزش تقریباً سطوح ۱۰ میوگرم کادمیوم در هر گرم وزن تر ریه تولید می کند، مورد بررسی قرار گرفتند. ریه ها پس از ۲ ساعت، ۱ روز، ۳ روز و ۷ روز از ریزش کلراید کادمیوم مورد آزمایش قرار گرفته و با گروه های پایه که در معرض ریزش سالین بودند مقایسه شدند. آنزیم های لیزوزومی سیتوزولی[۵۸]، سوپراکساید دیسموتا (SOD) ، کاتالاز[۵۹] و آنزیم های مرتبط با پروکسیداز، ۲۴ ساعت پس از ریزش کلراید کادمیوم به طور معنی داری افزایش یافت. اوج افزایش فعالیت آنزیم ها، ۳ روز پس از ریزش کلراید کادمیوم اتفاق افتاد. سطوح گروه های سولفیدریل غیر پروتئینی (NPSH) ، تولیدات واکنشی تیوبار بیتیوریک اسید (TBA) ، پروتئین و DNA ، پس از ریزش کلراید کادمیوم در رفتاری مشابه افزایش یافتند. پارامترهای بیوشیمیایی پس از ۷ روز، یا در اوج مقادیر بدست آمده در روز سوم باقی ماند و یا تا سطوح نرمال کاهش یافت. مقادیر بیوشیمایی بدست آمده، گزارشات پیشین در مورد التهاب و ادم ناشی از کادمیوم، فراخوانی فاگوسیت ها به بافت ریه و تکثیر جبرانی انواع سلول های ریه را تایید کردند[۱۵].
داستون[۶۰] و گرابوسکی[۶۱] (۱۹۷۹) به بررسی تاثیر کادمیوم بر رشد ریه و همچنین سورفکتانت ریوی و ایجاد سندرم زجر تنفسی پرداختند. در این مطالعه، موش های باردار میزان ۸ میلی گرم بر کیلوگرم کادمیوم را به صورت تزریق زیرپوستی (sc) در روزهای ۱۲-۱۵ بارداری دریافت و در پایان بارداری کشته شدند. ریه جنین به منظور بررسی لسیتین۷سورفکتانت ریوی و اسفنگو میلین مورد بررسی قرار گرفت. به بعضی از حیوانات اجازه داده شد که نوزادانشان را به دنیا بیاورند که در آنها علائم زجر تنفسی مشاهده شد. همچنین کادمیوم منجر به افزایش مرگ و میر و کاهش رشد در جنین ها شد. نسبت های وزن ریه به وزن بدن در جنین های در معرض، به میزان ۲۰-۳۰ درصد کاهش یافت. کادمیوم تاثیری بر محتوای اسفنگومیلین ریوی نداشت. در آخرین روز بارداری، لسیتین، مهمترین بخش سورفکتانت، در مقادیر مطلق کاهش یافت اما تغییری در نسبت لسیتین به وزن ریه مشاهده نشد. در گروه های شامل کادمیوم، زایمان تقریباً یک روز کامل به تاخیر افتاد و وزن های تولد کاهش یافت. سندرم دیسترس تنفسی به میزان ۱۱% در نوزادان در معرض کادمیوم رشد داشت[۶].
جورج داستون[۶۲] (۱۹۸۲) به بررسی تاثیر کادمیوم بر رشد ریه موش های صحرایی پرداخت. او نشان داد که مادرانی که در معرض کادمیوم هستند نوزادانی با وزن ریه کمتر و انباشتگی سورفکتانت در ریه به دنیا می آورند که اینها ممکن است منجر به سندرم دیسترس تنفسی یا مرگ نوزادان شود. در این مطالعه، موش های باردار میزان ۸ mg/kg کادمیوم را به صورت تزریق زیرپوستی (sc) در روزهای ۱۲-۱۵ بارداری دریافت و در پایان بارداری کشته شدند. ریه جنین به منظور بررسی پروتئین، DNA و گلیکوژن مواد بررسی قرار گرفت. محتوای DNA ریه ها کاهش در حالی که نسبت پروتئین به DNA هیچ تغییری نکرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کاهش وزن ریه در اثر هیپوپلاژی و نه هیپوتروفی بود. به علاوه اتصال کولین به اسفنگومیلین ریوی تغییری نکرد. اتصال کولین به فسفاتیدیل کولین، مهمترین بخش سورفکتانت، در آخرین روز بارداری کاهش یافت. گلیکوژن هم به صورت مطلق و هم غلظت سلولی در ریه جنین های در معرض کادمیوم کاهش پیدا کرد. گلوکز مشتق از گلیکوژن یک سوبسترای متابولیکی مهم در ریه جنین بوده و احتمال دارد که به میزان زیادی در ساخت فسفولیپید شرکت کند. کاهش غلظت گلوکز ریه­ی موش های در معرض کادمیوم می تواند یک عامل در کاهش سنتز فسفاتیدیل کولین سورفکتانت ریوی پیش از تولد باشد. بنابراین، داتسوی نشان دادکه بودن در معرض کادمیوم پیش از تولد موجب: ۱- هیپوپلاژی ریوی جنین ۲- کاهش مقادیر گلیکوژن ریه جنین و ۳- کاهش سرعت سنتز فسفاتیدیل کولین سورفکتانت ریوی می گردد[۱۵۶].
پایان نامه
پنجه پور و بایسته (۲۰۰۸) در مطالعه­ ای به بررسی اثرات کلراید کادمیوم بر روی خط سلولی کارسینومای ریه انسان پرداختند. هدف این مطالعه تعیین توانایی کلراید کادمیوم (cdcl2) در ایجاد مرک سلولی در خط سلولی کارسینومای ریه انسان بود. سلول ها در مدیوم RPMI-1640 رشد کرده و تحت مکمل %۱۰FCS ، پنیسیلین[۶۳] / استرپتومایسی[۶۴](۱۰۰ U/ml, 100µg/ml) در ۳۷ درجه سانتیگراد، ۵%co2 ۹۵% هوا قرار گرفتند. سپس سلول ها در معرض مقادیر مختلف کادمیوم قرار گرفتند و برای مطالعه­ اثرات مسمومیت زای سلولی کادمیوم، از آزمایش زیست پذیری[۶۵] سلولی MTT[66] استفاده شد. یافته های این پژوهش مبین تاثیر کاهشی معنی دار در زیست پذیری سلول ها در غلظت ها مختلف فلز (۱-۱۰۰۰ Mm) و در زمان های مختلف بود. در یک رفتار وابسته به دوز، یک سمیت سلولی قابل توجه در µM 200 کلراید کادمیوم در ۴۸ ساعت و در µM1 پس از ۷۲ ساعت مشاهده شد. به هر حال مقادیر بیشتر از µM200 هیچ تاثیر فزاینده ای بر افزایش سمیت سلولی نداشت. بنابراین، کادمیوم، حتی در غلظت های کم، توانایی ایجاد سمیت در خط سلولی کارسینومای ریه انسان را دارد. در نتیجه، در حالی که غلظت های بالای کادمیوم برای سلامتی انسان مضر است، غلظت های کم آن نیز سمیت قابل توجهی در سلول های سرطانی ایجاد می کند[۱۸].
کاندو[۶۷] و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی تاثیر کادمیوم بر روی التهاب ریه پرداختند. در مطالعه حاضر نشان داده شده که کادمیوم به جای منجر شدن به مکانیزم مرگ سلول، در غلظت های کم موجب تحریک تکثیر سلول های ریه موش ها شده و نتایج این تحقیق نشان داد که پیش از وقوع عمل تکثیر باعث التهاب شدید می شود. به منظور تعیین LD50 ، موش های سفید سوئیسی در معرض غلظت های مختلفی از کادمیوم قرار گرفتند. موش ها برحسب دوره در معرض بودنشان (۱۵ و ۳۰ و ۴۵ و ۶۰ روز) دسته بندی شدند (۵ موش در هر دسته) و دوز کمتر از کشنده­ای (mg/kg 5 روز وزن) از کلراید کادمیوم و ایبوپروفن (دوز توصیه شده به اندازه mg/kg 50 وزن بدن) یک بار در هفته به آنها خورانده شد. تحلیل SEM[68] و بافت شناسی به عنوان شواهد تغییرات در ریخت شناسی سلولی به کار گرفته شده است. مقدار التهاب برحسب COX-2 و MMPs اندازه گیری شد.
تکثیر سلول توسط شمارش سلول، چرخه سلول و تحلیل DNA تعیین شد. نتایج نشان داد افزایش مدت قرارگیری در معرض غلظت کم کادمیوم باعث تنظیم افزایشی سایتوکانی های پیش التهابی و مولکول های تنظیم کننده چرخه سلول می شود. اگرچه داروهای ضد پیش التهابی غیر استروئیدی (NSAIDs)[69] مانند ایبوپروفن حالت سایتوکان های پیش التهابی[۷۰](Cox-2 , IL-6) را کاهش می دهد، اما هیچ اثری از بازدارندگی را بر تکثیر سلول ریوی برگفته از کادمیوم نشان نداد. نتایج این تحقیق نشان داد که کادمیوم باعث هر دو اثر التهاب و تکثیر سلول در زمان به کارگیری آن در یک دوز پایین می شود ولی تغییرات تکثیری مستقل از اثر التهاب روی می دهد[۱۵۷].
آیزاوا[۷۱] و کودو[۷۲] (۲۰۱۰) به بررسی تاثیر فلزات سنگین معلق در هوا بر روی ریه و ماکروفاژهای آلوئولی (AMs) پرداختند. برای ارزیابی تاثیر مواد شیمایی معین بر روی ریه و ماکروفاژهای آلوئولی[۷۳] از یک مغناطیس سنج استفاده شد. کاهش سریع میدان مغناطیسی بلافاصله پس از قطع مغناطیس خارجی، پدیده ای است که ریلکسیشن نامیده می شود و هنگامی که ریه ها و ماکروفاژها در معرض مواد سمی قرار می گیرند آسیب می بیند. ریلکسیشن در مواجهه ریه ها با آهن مغناطیسی و گالیوم آرسنید در محیط طبیعی به تاخیر افتاد و در ماکروفاژها نیز (در محیط آزمایشگاهی) به همان شکل بود. ماکروفاژهای آلوئولی، همان تاخیر در ریلکسیشن را در مواجهه با غبار سیلیس، تارهای مختلف از قبیل کریزوتیل
و بعضی تارهای معدنی بشر ساخته و ترکیبات سمی آرسنیک و کادمیوم نیز نشان دادند. ترشح خارجی سلولی لاکتات دی هیدروژناز در ماکروفاژهای آلوئولی که در معرض مواد شیمیایی بودند مشاهده شد[۱۵۸].
استوزیک[۷۴] و همکاران (۲۰۱۰) به بررسی تاثیر تفاوت های جنسی بر التهاب ریوی ناشی از مصرف حاد کادمیوم در موش های صحرایی پرداختند. بدین منظور حضور شاخص های اصلی التهاب ریه (محتوای سیتوکین های التهابی ریه، ارتشاح لکوسیتی و فعالیت سلول های بازیابی شده ریه بوسیله­ی آنزیم های گوارشی) ارزیابی و در هر دو جنس مورد مقایسه قرار گرفت. تزریق داخل صفاقی کادمیوم (۱٫۰ mg/kg) منجر به محتوای بیشتر کادمیوم در ریه­ی موش های ماده شد. محتوای نکروز تومور (TNF) در ریه موش های نر بیشتر بود در حالی که محتوای اینترلوکین ۶ (IL-6) بسیار کم بود با این وجود میزان آن در ریه موش های ماده به طرز چکنترلگیری بالاتر نشان داد. افزایش ارتشاح لکوسیتی مشاهده شده در ریه موش های نر عمدتاً به دلیل وجود نوتروفیل ها بود. افزایش پاسخ دهی به تحریک فوربول میریستات استات (PMA) در سلول های بازیابی شده ریه موش های نر مشاهده شد. بالا رفتن محتوای درون سلولی میلو پروکسیداز (MPO) در سلول های ریه در معرض کادمیوم هر دو جنس مشاهده شد اما این افزایش در موش های بیشتر بود. داده های به دست آمده نشان داد که پاسخ التهابی ریوی شدیدتری در موش های نری که کادمیوم دریافت کرده بودند مشاهده شد و سطوح اینترکولین ۶ در موش های ماده بیشتر بود[۱۵۹].
گروز[۷۵] و همکاران در سال ۱۹۸۷ به مقایسه­ تاثیر کلراید کادمیوم و اکسید کادمیوم پرداختند در این مطالعه از هر دوی این ترکیبات در دوزهای مختلف و به صورت حاد استفاده شد. آنها نشان دادند که اکسید کادمیوم در دوزهای پایین تاثیرات شدیدتری در تکثیر سلول های شبه فیبروتیک و همچنین نموسیت ها داشت ولی در غلظت های بالا تاثیر این دو ترکیب مشابه بود. این ترکیبات موجب افزایش معنادار وزن ریه، نسبت وزن ریه به وزن بدن، گلوتاتیون ریداکتاز، گلوتاتیون ترانسفراز و G-6-PDH شد. به علاوه، آنها نشان دادند که استنشاق اکسید کادمیوم نسبت به کلراید کادمیوم بسیار سمی تر است[۱۶۰].
۲-۳-۲- اثر ورزش بر دستگاه تنفسی
نیکلاس[۷۶] و همکاران (۱۹۸۲) به تحقیق درباره هموستاز سورفکتانت در ریه موش صحرایی در اثر یک وهله ورزش شنا پرداختند. شنا کردن موش ها به مدت ۲ ساعت در آب ۱±۳۴ درجه سانتیگراد موجب افزایش سرعت تنفس تا ۶۰ درصد و حجم جاری تا ۲۰۰-۳۰۰ درصد شد. فعالیت بیشینه­ی ویژه­ی فسفولیپید (PL) بافت و فسفو لیپید آلوئولی (PLalv)[77] به ترتیب پس از ۱ و ۱۲ ساعت اتفاق افتاد. فسفو لیپید آلوئولی کل، فعالیت ویژه­ی PLalv و درصد PL کل (%A/T) آزاد شده در ۱۰ دقیقه اول شنا افزایش و حداقل تا ۲ ساعت پس از شنا باقی ماند. بعد از یک ساعت شنا، PLalv در ظرف ۴ ساعت به مقادیر پایه بازگشت. این نتایج نشان می دهد که ورزش باعث ترشح سورفکتانت از طریق پاسخ به تحریک مستقیم سلول های آلوئولی نوع II و همچنین سلول های تحت کنترل عصبی سمپاتیک می شود[۱۶۱].
دورسن[۷۸] و همکاران (۲۰۰۶) به بررسی کاهش پس از ورزش در ظرفیت انتشار ریه ها پس از دویدن و شنای متوسط تا شدید پرداختند. بدین منظور از ۶ شناگر تمرین کرده و ۶ دونده­ی تمرین کرده (۸۰۰ و ۱۵۰۰ متر) سطح منطقه ای استفاده شد. آزمودنی ها غیر سیگاری بودند و ۴ جلسه در هفته ورزش می کردند. شناگران دارای شاخص توده­ی بدنی (BMI) بالاتر، حجم های ریوی و TLCO (فاکتور انتقالی ریه برای مونوکسید کربن) بیشتری نسبت به دوندگان بودند. علمکرد ریه ۳۰-۴۵ دقیقه قبل و ۶۰-۹۰ دقیقه پس از یک جلسه­ تمرینی (۳۰ دقیقه با شدت متوسط در ضربان قلب ۱۴۰-۱۶۰ که تقریباً ۷۰-۸۰ درصد ضربان قلب بیشینه شان بود) اندازه گیری شد. یک کاهش معنی دار در TLCO شناگران و دوندگان ۶۰-۹۰ دقیقه پس از ورزش مشاهده شد. با توجه به داده های به دست آمده بهبود عملکرد ریه پس از تمرین گزارش شد[۱۶۲].
آدیر[۷۹] و همکاران (۲۰۰۷) به بررسی ادم ریوی ناشی از شنا[۸۰](SIPE) پرداختند. برای این پژوهش از ۷۰ آزمودنی مرد سالم و غیر سیگاری ۱۸ تا ۱۹ ساله استفاده شد. آزمودنی ها از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار بودند و در هر مرحله ۴/۲ تا ۶/۳ کیلومتر در دریای آزاد شنا می کردند که معمولاً ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول می کشید. اشباع اکسیژن سرخرگی همه آزمودنی ها در حالت استراحت نرمال بود. ۷ مورد SIPE پس از ۳ سال تمرین تشخیص داده شد. همه­­ی ۷۰ آزمودنی علایم کوتاهی تنفس[۸۱] را نشان دادند. علائمی از قبیل سرفه[۸۲] (۶۷ نفر)، خلط خونین[۸۳] )۳۹(، تولید خلط سینه[۸۴] (۶۳) ، درد سینه[۸۵] (۶) ، کراکل های دمی پایه[۸۶] (۶۴) و خس خس[۸۷] (۶) نیز مشاهده شدند. میانگین اشباع اکسیژن سرخرگی پس از دوره­ تمرینی ۶/۶±۴/۸۸% از هوای تنفسی در مقایسه با ۷/۱±۹۸%از هوای تنفسی حالت استراحت پیش از دوره­ تمرینی کاهش یافته بود[۱۶۳].
سارو[۸۸] و همکاران (۲۰۰۸) به بررسی هماهنگی بین حرکت دنده ها و حجم های سینه ای شکمی در شناگران در طول مانورهای تنفسی پرداختند. آنها در پی یافتن این مسئله بودند که آیا شناگران نسبت به افراد سالم غیر ورزشکار قفسه سینه هماهنگ تری در تنفس دارند یا خیر؟ بدین منظور از ۱۵ آزمودنی مرد شناگر و ۱۵ مرد سالم غیر ورزشکار به عنوان گروه کنترل استفاده و ۴ حجم مجزا در قفسه سینه (توراکس جلویی، توراکس پشتی، شکم جلویی و شکم پشتی) را به عنوان یک عملکرد زمانی اندازه گیری کردند. آزمودنی ها به مدت ۳ سال، ۳ بار در هفته یا به طور میانگین ۳۰۰۰۰ متر در هر ماه شنا می کردند. گروه پایه شناگر نبودند اما ورزش منظم انجام می دادند. شناگران نسبت به غیر ورزشکاران دارای حجم های سینه ای بزرگتری بودند. این نتایج پیشنهاد می کنند که شناگران دارای هماهنگی بهتری بین حرکت دنده ها و حجم های سینه ای شکمی هستند که این نشان دهنده فعالیت هماهنگ دیافراگم و عضلات شکمی برای پر و خالی شدن قفسه سینه از هوا می باشد. با توجه به این داده ها می توان نتیجه گرفت تمرینات شنا منجر به ایجاد یک الگوی تنفسی بهینه می شود و می تواند حجم های ریوی بالاتر شناگران را که در مطالعات پیشین نیز گزارش شده است توضیح دهد[۱۶۴].
۲-۳-۳- اثرات درمانی سیلیمارین
استیون نیز[۸۹] و همکاران (۲۰۰۴) به بررسی تاثیر مصرف اتانول و سیلیمارین در دوران بارداری بر روی حافظه کاری فضایی[۹۰](SWM) پرداختند. در این مطالعه به تعیین اینکه آیا حافظه کاری فضایی در نوزادان مادرانی که در رژیم شان در هفته های مختلف بارداری اتانول دریافت می کردند پرداخته شد. آنها همچنین به تاثیر مکمل سیلیمارین بر تغییر حافظه کاری فضایی (SWM) پرداختند. بدین منظور از موش های باردار با رژیم مایع شامل ۳۵% اتانول در طول هفته های خاصی از بارداری استفاده شد. به علاوه، یک ترکیب سیلیمارین / فسفولیپید شامل ۸/۲۹% سیلیبین همراه با اتانول در طول همان هفته های خاص به موش ها خورانده شد. حافظه کاری فضایی (SWM) موش های نوزاد بر روی یک مار شعاعی بازویی ۶۰ روز پس از تولد مورد آزمایش قرار گرفت. پس از این آزمون موش ها کشته شده و مغزشان برای آنالیزهای بعدی بیرون آورده شد. نوزادان مادرانی که در هفته سوم بارداری اتانول دریافت کرده بودند نسبت به نوزادان مادرانی که در هفته­ی اول و دوم اتانول دریافت می کردند، SWM و همچنین وزن مغز پایین تری داشتند. اما مادرانی که در کنار اتانول، سیلیمارین هم دریافت کردند هیچ کمبود معنی داری در SWM نوزدانشان نشان ندادند. دریافت اتانول در هفته­ی آخر بارداری بیشترین تاثیر را بر روی SWM داشت. اضافه کردن سیلیمارین به رژیممایع اتانول به نظر می رسد که موجب بهبود نقص یادگیری ناشی از اتانول شد[۱۶۵].
حسنی منصور[۹۱] و همکاران (۲۰۰۶) به بررسی اثر سیلیمارین بر استرس اکسیداتیو ناشی از سیسپلاتین[۹۲](CDDP) و مسمومیت کبدی در موش های صحرایی نر پرداختند. بدین منظور از موش های صحرایی نر ۱۲۰-۱۵۰ گرمی که در شرایط استاندارد نگهداری و رژیم غذایی معمولی و آب سالم دریافت می کردند استفاده شد. در این مطالعه از سیسپلاتین برای توسعه سمیت در کبد و از سیلیمارین برای درمان سمیت موجود استفاده شد. حیوانات به ۴ گروه (هر گروه شامل ۱۰ موش) تقسیم شدند. گروه اول آنهایی بودند که پروپیلن گلیکول در سالین (به نسبت ۷۵ به ۲۵) دریافت می کردند و به عنوان پایه طبقه بندی شدند. در گروه دوم، میزان mg/kg 5/7 سیسپلاتین به صورت IP تزریق می شد. گروه سوم موش هایی بودند که میزان mg/kg/day 100 سیلیمارین برای ۵ روز متوالی به صورت IP به آنها تزریق شد. گروه چهارم ۱ ساعت پس از آخرین تزریق سیلیمارین با تنها یک تزریق IPسیسپلاتین (mg /kg 5/7) مورد تهدید قرار گرفتند. تزریق CDDP منجر به افزاش معنی دار ۸۷ و ۹۰ درصدی در سطوح آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز سرم و کاهش معنی دار ۳۰ و ۵۲ درصدی به ترتیب در سطوح کلسیم و آلبومین سرم شد. تزریق سیلیمارین منجر به افزایش معنی دار در آلانین آمینو ترانسفراز (۱۲%) و کاهش معنی دار در آسپارتات آمینو ترانسفراز (۵%) کلسیم (۵۰%) و آلبومین (۲۸%) سرم شد. سیسپلاتین یکی از فعال ترین بنگاه های سمیت سلولی است که موجبات سمیت کبدی را فراهم می آورد. در این مطالعه تزریق منفرد CDDP موجب سمیت کبدی گردید که با افزایش در آلانین آمینو ترانسفراز و کاهش در سطوح کلسیم، آلبومین و NO سرم مشاهده شد. سیلیمارین با بازیابی تغییرات ایجاد شده پس از سمیت، تاثیرات آنتی اکسیدانی چشمگیری داشت و توانایی خود در از بین بردن رادیکال های آزاد و در نتیجه حمایت از نفوذپذیری غشایی را به اثبات رساند. در نتیجه سیلیمارین موجب یک تاثیر حمایتی عمومی در مقابل سمیت کبدی ناشی از سیسپلاتین شد. اثر حمایتی سیلیمارین به ویژگی های آنتی اسیدانی آن بر می گردد که باعث می شود به عنوان از بین برنده­ی رادیکال های آزاد، بازدارنده­ی پراکسیداسیون لیپیدی و نگهدارنده­ی سطح گلوتاتیون فعالیت کند[۱۶۶].
راجسوارا[۹۳] و همکاران (۲۰۰۷) به بررسی اثرات محافظتی سیلیمارین در قلب به هنگام انفارکتوس میوکارد ناشی از ایسکمی در موش های صحرایی نژاد آلبینو پرداختند. بدین منظور از موش های ۲۰۰ تا ۲۵۰ گرمی شامل هر دو جنس استفاده شد. موش ها به شش گروه، که هر گروه شامل ۵ حیوان بود تقسیم شدند. گروه های اول و دوم ۱% سدیم کربوکسیل متیل سلولز[۹۴] دریافت می کردند که به ترتیب به عنوان گروه پایه کنترل و گروه پایه ایسکمی ـ پرفیوژن مجدد (رسیدن دوباره خون به بافت) دسته بندی شدند. گروه های ۳، ۴ و ۵ سیلیمارین را به ترتیب در دوزهای mg/kg 100 ، mg/kg 250 و mg/kg 5 دریافت کردند. گروه ۶ میزان mg/kg 2 رامیپریل[۹۵] دریافت کردند و به عنوان استاندارد مرجع نامگذاری شد. در روز هشتم، یک ساعت بعد از دریافت مکمل ها، موش ها در معرض ۱ ساعت انسداد سرخرگ کرونری پایین رونده­ی چپ پس از ۴ ساعت پرفیوژن مجدد قرار گرفتند. تنها گروه کنترل در معرض این انسداد قرار نگرفت. ایسکمی ـ پرفیوژن مجدد منجر به نکروز قابل توجهی در عضله عصبی شد که با سطوح بالا رفته­ی آنزیم های نشانگان سرم از قبیل گلوتامات اگزالواستات ترانس آمیناز[۹۶] سرم، گلوتامات پیروات ترانس آمیناز[۹۷] سرم، لاکتات دهیدروژناز[۹۸] ، ایزوآنزیم کراتین کیناز[۹۹] و کراتین کیناز قابل مشاهده است. در حیواناتی که در معرض آسیب ایسکمی ـ پرفیوژن مجدد قرار داشتند، یک افزایش معنی دار در تولیدات نهایی پروکسیدهای لیپید میوکارد (مالون دی آلدئیدها[۱۰۰] )، فقدان آنزیم های آنتی اکسیدانی (گلوتاتیون اس ترانسفراز[۱۰۱] ، سوپراکساید دیسموتاز[۱۰۲] و کاتالاز[۱۰۳] ) و افزایش سطوح میلو پروکسیداز[۱۰۴] در بافت قلبی مشاهده شد. این مطالعه نشان داد که سیلیمارین موجب حمایت از آنزیم های آنتی اکسیدانی اندوژنی[۱۰۵] ، توقف اینفیلتراسیون نوتروفیلی در حین ایسکمی ـ پروفیوژن مجدد ومحدودیت اندازه انفارکت، به همراه کاهش در MDA سرم، MDA بافت و انزیم های مارکر سرم در موش هایی که در معرض ۳۰ دقیقه انسداد سرخرگ کرونری به دنبال ۴ ساعت پرفیوژن مجدد قرار گرفته بودند شد. دریافت سیملیارین همچین از قلب آزمودنی ها در مقابل کاهش بیشتر فشار خون متوسط شریانی در حین پرفیوژن مجدد حمایت کرد و ضربان قلب را در پایان دوره­ رفیوژن مجدد به سطوح اولیه بازگرداند. این مطالعه پیشنهاد می کند که سیلیمارین دارای تاثیرات حمایتی در مقابل انفارکتوس میوکارد ناشی از ایسکمی در موش های صحرایی می باشد[۱۶۷].
مانش چیتزاس[۱۰۶] و همکاران (۲۰۰۸) به بررسی تاثیر سیلیبینین بر سلول های A 549 کارسینومای ریه انسانی پرداختند. از آنجایی که فعالیت مسیرهای سیگنالی موجب تولید فاکتورهای رونویسی مختلفی می شود که با سرطان زایی ریه در ارتباطند، جلوگیری از این فاکتورها می تواند یک استراتژی موثر در پیشگیری و یا درمان سرطان ریه باشد. آنها ابتدا با بهره گرفتن از سلول های A549 کارسینومای اپی تلیال ریه انسان به کشف مکانیسم های بالقوه و بیان iNOS به وسیله­ ترکیب سیتوکین (شامل ۱۰۰ واحد بر میلی لیتر اینترفرون گاما[۱۰۷] ۵/۰+ نانوگرم بر میلی لیتر اینترلوکلین ۱ بتا +[۱۰۸] ۱۰ نانوگرم بر میلی لیتر عامل نکروز تومور آلفا[۱۰۹] ) پرداختند. آنها همچنین با بررسی آبشارهای سیگنالی فعال شده به وسیله ترکیب سیتوکین، که می توانست به طور بالقوه ای موجب تنظیم مثبت بیان iNOS شود، به بررسی تاثیر سیلیبینین (۵۰-۲۰۰µnol/L) بر این آبشارهای سیگنالی پرداختند. سیلیبینین موجب کاهش بیان فاکتور القایی هایپوکسی ۱ آلفا (HIF-1α) ناشی از ترکیب سیتوکین شد بدون اینکه هیچ تاثیر قابل توجهی بر فعالیت Akt بگذارد. بیان iNOS ناشی از ترکیب سیتوکین، به طور کامل توسط سیلیبینین مهار شد. این نتایج پیشنهاد می کنند که سیلیبینین می تواند تاثیرات چندگانه­ای بر مسیرهای سیگنالی ناشی از سیتوکین بر جای بگذارد که موجب تنظیم منفی iNOS در سلول های سرطانی ریه شده و تاثیر بازدارنده­ی خود را بر علیه ایجاد تومور در ریه اعمال کند[۱۶۸].
تیاگی[۱۱۰] و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی نقش سیلیبینین در جلوگیری از رشد و پیشرفت تومورهای ریه پرداختند. بدین منظور از موش های نر (۴ تا ۶ هفته ای استفاده شد و با توجه به مطالعات گذشته یکبار ۱ میلی گرم / گرم وزن بدن اورتان[۱۱۱] در سالین به صورت i.p به آنها تزریق شد. اورتان موجب جهش ژنی و ایجاد تومور ریه می گردد. ۳۲ هفته بعد از تزریق اورتان ۵ موش به منظور بررسی تومور ایجاد شده کشته و ۲۰ موش باقی مانده به طور تصادفی به دو گروه (۱۰ = n ) تقسیم شدند. یکی از گروه ها (پایه) سالین و دیگری سیلیبینین به میزان mg/kg 742 وزن بدن، ۵ روز در هفته، به مدت ۱۰ هفته به صورت گاواژ دریافت کردند. ۵ ریه از هر گروه به منظور بررسی توسط الایزا و ۵ ریه دیگر برای بررسی های هیستومتری مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج مشاهده شده بدین شرح است: ۱- سیلیبینین از پیشرفت تومور ریه ناشی از اورتان جلوگیری کرد. ۲- تفاوتی در فاکتورهای هیستولوژیکی ریه موش های سیلیبینین و پایه مشاهده نشد. ۳- سیلیبینین از آنژیوژنز در تومورهای ریه­ی ناشی از اورتان جلوگیری کرد. ۴- سیلیبینین موجب تعدیل سیتوکین های وابسته به آنژیوژنز و کاهش ماکروفاژهای وابسته به تومور شد. ۵- سیلیبینین از فعالیت p65NF-kB در تومورهای ریه­ی ناشی از اورتان جلوگیری کرد. ۶- سیلیبینین از فعالیت STAT3 در تومورهای ریه­ی ناشی از اورتان جلوگیری کرد. ۷ سیلیبینین موجب افزایش سطوح آنژیوئیتین[۱۱۲] ـ ۲ و تای[۱۱۳] ـ ۲ در تومورهای ریه­ی ناشی از اورتان شد. با توجه به نتایج مشاهده شده در این مطالعه سیلیبینین دارای خواص ضد سرطانی بوده و می تواند در پیشگیری یا درمان سلول های سرطانی مورد استفاده قرار گیرد[۱۶۹].
پریچهر یغمائی و همکاران (۱۳۸۹) به بررسی اثرات ضد اضطرابی سیلیمارین مشتق از گیاه خار مریم در موش صحرایی نر پرداختند. در این مطالعه از ۳۵ سر موش نر صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی (۲۵±۲۵۰) گرم استفاده شد. موش ها به ۵ گروه آزمایشی تقسیم شدند. به منظور انجام آزمایشات حیوانات به صورت تصادفی به گروه های ۷ تایی تقسیم شده و یک ساعت قبل از انجام آزمایش برای سازگاری بیشتر به آزمایشگاه منتقل می شدند. موش های صحرایی به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی (۷ تایی) زیر قرار گرفتند: ۱- گروه کنترل که آب و غذا در اختیار داشتند و فقط ۳ میلی لیتر آب را به عنوان حلال دریافت می کردند. ۲- گروه تجربی (۱) تیمار با دوز ۳۵ میلی گرم بر کیلوگرم بر رت سیلیمارین، ۳- گروه تجربی (۲) تیمار با دوز ۷۰ میلی گرم بر کیلوگرم بر رت سیلیمارین، ۴- گروه تجربی (۳) تیمار با دوز ۱۴۰ میلی گرم بر کیلوگرم بر رت سیلیمارین، ۵- گروه تجربی (۴) تیمار با دور ۲۸۰ میلی گرم بر کیلوگرم بر رت سیلیمارین، برای ارزیابی اضطراب از دستگاه ماز مرتفع به علاوه ای شکل[۱۱۴] استفاده شد. نتایج بدست آمده از این مطالعه حاکی از آن بود که مدت زمان سپری شده ودفعات ورود رت ها به بازوی باز در دوزهای ۳۵، ۷۰ و ۱۴۰ میلی گرم بر کیلوگرم بر رت معنی دار بوده ولی تغییر معنی داری در میزان فعالیت حرکتی موش های تیمار شده نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد. نتایج این تحقیق نشان داد که سیلیمارین با دوزهای مختلف اثر ضد اضطرابی اعمال می کند و این اثر به علت دارا بودن خاصیت آنتی اکسیدانی و یا اثر بر رسپتورهای سروتونین بخصوص خانواده ۵HT 1A می باشد. گیرنده ۵-HT1A نه تنها در اضطراب و افسردگی بلکه در تنظیم حالت های فیدبکی و رفتارهایی مانند ترس، حالت های تهاجمی و هیجانات آنی نقش دارد، لذا احتمال می رود که سیلیبینین و یا سیلیمارین به دلیل شباهت ساختاری با استروژن بر سیستم سروتونرژیک واسطه گری نموده، از این طریق موجب تعدیل اثرات آن بر رفتارهای اضطرابی شده است و از طریق مسیر سروتونرژیک و اتصال به گیرنده ۵-HT1A عمل نموده است. البته برای تعیین دیگر عوامل و سیستم های نورو ترنسمیتری درگیر، مطالعات بیشتری لازم است[۱۷۰].
۲-۳-۴- اثر آنتی اکسیدان ها بر دستگاه تنفسی
کیت[۱۱۵] و دریسکل[۱۱۶] (۱۹۸۲) به بررسی تاثیر اجرای ورزشی و دریافت مکمل اسید اسکوربیک بر عملکرد ریه­ی مردان سیگاری و غیر سیگاری پرداختند. بدین منظور از ۱۲ شرکت کننده­ سیگاری و ۱۰ غیر سیگاری سالم (۲۵ تا ۳۸ ساله) تمرین نکرده استفاده کردند. پروتکل تجربی به ۳ دوره تقسیم می شد. در طول دوره­ اول (۳ هفته) نیمی از آزمودنی ها درهر گروه روزانه ۳ قرض شامل ۱۰۰ میلی گرم اسید اسکوربیک و نیم دیگر اسید سیتریک به همان شکل دریافت می کردند. بعد از این ۳ هفته شرکت کنندگان بهمدت ۴ هفته هیچ قرصی دریافت نکردند. در طول این دوره­ دوم هیچ تستی انجام نشد. در طول دوره­ سوم (۳ هفته) همان قرص های دوره­ اول را دریافت کردند. سطوح ویتامین c پلاسما پس از ۳ هفته مکمل اسید اسکوربیک در هر دو گروه سیگاری و غیر سیگاری در مقایسه با سطوح اولیه به طور معنی داری افزایش یافت. هیچ تفاوتی در حجم بازدمی اجباری، ظرفیت حیاتی اجباری، درصد بازدمی اجباری در ۱ ثانیه، فشار خون سیستولی و دیاستولی در استراحت و پس از ورزش، میزان اسید لاکتیک خون پس از ورزش و اندازه های تهویه­ای بین گروه اسید اسکوربیک و دارونما سیگاری ها و غیر سیگاری ها مشاهده نشد. ارزش های فشار خون سیستولی غیر سیگاری ها پس از ورزش، پس از اسکوربیک اسید در مقایسه با دارونما پایین تر بود که البته معنی دار نبود. این نتایج نشان داد که ۳۰۰ میلی گرم اسید اسکوربیک تاثیر کمی بر روی عملکرد ریوی و اجرای جسمانی مردان سیگاری و غیر سیگاری سالم می گذارد[۱۷۱].
رومنو[۱۱۷] و همکاران (۲۰۰۲) به بررسی تاثیر مکمل آنتی اکسیدان و عملکردهای ریه در کودکان آسمی در معرض سطوح بالای آلاینده های هوا پرداختند. بدین منظور ۱۵۸ کودک آسمی در گروه های ۴۰ تائی به مدت ۱۲ هفته در این مطالعه شرکت کردند. در طول این ۱۲ هفته، کودکان در هر هفته دو تست اسپکترومتری انجام دادند مکمل آنها شامل روزانه ۲۵۰ میلی گرم ویتامین C ، ۵۰ میلی گرم ویتامین E ، یا ۵۰ واحدتوکوفرول استات[۱۱۸] بود. در کودکان با آسم متوسط تا شدید، سطوح ازون[۱۱۹] ۱ روز قبل از اسپیرومتری به طور معنی داری با جریان بازدمی اجباری (FEF25-75) ، FEV1 و جریان بازدمی اوج ارتباط معکوس داشت. هیچ ارتباطی بین اوزون و علمکردهای ریه در گروه مکمل مشاهده نشد. نتایج به دست آمده پیشنهاد می کند که مکمل آنتی اکسیدان می تواند با کم کردن تأثیر در معرض اوزون بودن بر مسیرهای هوایی کوچک کودکان موجب تعدیل آسم های شدید گردد[۱۷۲].
لیزا ودد[۱۲۰] و همکاران (۲۰۰۳) به بررسی تغییرات پلاسمایی PGF2α ، دفاع آنتی اکسیدانی، وضعیت اسیدهای چرب پلاسما و نشانگرهای بالینی ناشی از مصرف کوتاه مدت مکمل آنتی اکسیدان پرداختند. بدین منظور از ۴۶ آزمودنی (بستری در بیمارستان کودکان سیدنی) دچار فیبروز کیستیک[۱۲۱](CF) که موجب انسداد راه های هوایی ریه ها می گردد، استفاده شد. آزمودنی ها به مدت ۴ هفته دوز کمی از مکمل (۱۰ میلی گرم ویتامین E و ۵۰۰ میوگرم ویتامین A) دریافت کردند. بعد از ۴ هفته اولین نمونه­ خونی از آزمودنی ها گرفته شد و سپس آنها به گروه A که به دریافت همان میزان مکمل ادامه دادند (گروه کنترل) و گروه B دوز بالایی از مکمل دریافت می کردند (۲۰۰ میلی گرم ویتامین E ، ۳۰۰ میلی گرم ویتامین C ، ۲۵ میلی گرم بتا کاروتن[۱۲۲] ، ۹۰ میوگرم سلنومتیونین[۱۲۳] و ۵۰۰ میوگرم ویتامین A) که این دوره ۸ هفته به طور انجامید. دفاع آنتی اکسیدانی در گروه B بهبود یافت در حالی که در گروه A خیر. میانگین تغییرات ویتامین E در گروه های A و B به ترتیب ۵/۱±۶/۱۰ و ۹/۰±۹/۱- µmol/L ، سلنیوم ۱۰/۰±۵۱/۰ و ۰۴/۰±۰۹/۰ µmol/L ، بتا کاروتن ۰۴/۰±۱/۰ و ۰۲/۰±۰۱/۰ µmol/L فعالیت پراکسیداز گلوتاتیون ۳/۰±۳/۱ و ۶/۰±۳/۰- U/g hemoglobin بود. هیچ تفاوت معنی داری در PGF2α ، ویتامین C ، ترکیب اسید چرب، فعالیت سوپراکسید دیسموتاز، عملکرد ریه یا شمار سلول های سفید وجود نداشت. در گروه B بتا کاروتن با درصد ظرفیت حیاتی اجباری ( ۰۰۵/۰ = P ، ۵۸۶/۰ = r ) سلنیوم با درصد حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (۰۴۶/۰ = P ، ۴۴۰/۰ = r ) و غلظت های اسید چرب پلاسما با درصد حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (۰۰۶/۰ = P ، ۵۸۳/۰ = r) همبستگی داشت. در حالی که افزایش بتا کاروتن، سلنیوم و غلظت های اسید چرب نشان دهنده بهبود عملکرد ریه است، افزایش غلظت های اسید چرب با استرس اکسیداتیو مرتبط می باشد که شاهد غیر مستقیمی بر این مدعاست که آسیب اکسیداتیو منجر به تخریب ریه در بیماران CF می گردد. به هر حال ارتباط مشاهده شده بین تغییرات غلظت های بتا کاروتن و سلنیوم و تغییرات در عملکرد ریه پیشنهاد می کند که بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی ممکن است موجب بهبود وضعیت کلینیکی گردد[۱۷۳].
نادیم[۱۲۴] و همکاران (۲۰۰۸) به بررسی تاثیر ویتامین E و درمان استاندارد (استنشاق آگونیست های β۲ ، آنتی کولینرژیک ها[۱۲۵] و کورتیکو استروئیدها[۱۲۶] ) بر وضعیت اکسیدانی ـ آنتی اکسیدانی در بیماری مزمن انسداد ریه[۱۲۷](COPD) پرداختند. بیماران به دو گروه دارونما (۱۴ = n که فقط درمان استاندارد دریافت می کردند و گروه مکمل ویتامین E (10 = n ، که علاوه بر درمان روزی دوبار کپسول ویتامین E دریافت می کردند) تقسیم شدند. اسپیرومتری و ارزیابی های بالینی در آغاز و پس از ۸ هفته درمان با اندازه گیری چند پارامتر بیوشیمیایی وضعیت اکسیدانی ـ ضد اکسیدانی در پلاسما، لکوسیت ها و سلول های قرمز خون وریدی انجام شد. تولید سوپراکساید لکوسیت در هر دو گروه کاهش یافت. گروه مکمل ویتامین E افزایش معنی داری در سطوح پلاسمایی سوفیدریل و کاتالاز سلول قرمز نشان داد در حالی که گروه دارونما نشان دهنده کاهش سطوح پلاسمایی نیترات ها و نیتریت ها بود. هیچ تفاوت معنی داری در فعالیت سوپراکساید دیسموتاز و پراکسیداز سلول قرمز، گلوتاتیون خون و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل پلاسما، فعالیت لیپید پراکسیداز و گلوتاتیون پراکسیداز در گروه ها مشاهده نشد. این نشان دهنده درجه­ عملکرد ریوی و بهبود بالینی مشابه در هر دو گروه بود. با توجه به داده های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که این میزان از ویتامین Eهیچ فایده­ی اضافی برای بیماران در بر نداشت[۱۷۴].
ماداوی[۱۲۸] و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی تاثیر مکمل های آنتی اکسیدان ویتامین C و E بر روی سطوح پلاسمایی آن و نیمرخ لیپیدی بیمارانی که دچار سل ریوی[۱۲۹] هستند پرداختند. بدین منظور از بیماران دچار سل ریوی ۲۵-۶۰ ساله در هر دو جنس استفاده شد. گروه اول: شرکت کنندگان سالم طبیعی ۳۰ = n گروه دوم: بیماران تحت درمان ضد سل ۵ = n نفر گروه سوم: بیمارانی که در کنار دوره درمانی شان ویتامین C هم دریافت می کردند، گروه چهارم: بیمارانی که در کنار دوره درمانی شان ویتامین C دریافت می کردند. پس از دو ماه بهبود معنی داری در وزن بدن بیمارانی که مکمل دریافت می کردند مشاهده شد. افزایش معنی داری در اسید اسکوربیک پلاسما و سطوح ۱- آلفا توکوفرو[۱۳۰] پس از ۶ ماه از دریافت مکمل های ویتامین مشاهده شد. سطوح HDL-C در گروه های دریافت کننده­ ویتامین افزایش معنی داری پیدا کرد. سطوح پایین تر LDL-C در گروه های ویتامین در مقایسه با گروه های بدون مکمل مشاهده شد. غلظت های پلاسمایی اسید اسکوربیک و آلفا توکوفرول پس از رژیم مکملی افزایش معنی داری داشت. با توجه به نتایج بدست آمده می توان به فواید این مکمل ها در جلوگیری از هیپوکلسترولمی[۱۳۱] در بیماران مسلول اشاره کرد[۱۷۵].
۲-۳-۵- اثر انواع فعالیت ها و تمرینات ورزشی بر M T
کامونت[۱۳۲] و همکاران (۲۰۰۱) با فرض اینکه سازگاری دفاع های آنتی اکسیدانتی القا شده توسط تمرین می تواند اثرات ضد فشار خون بالا را هم در بر داشته باشد، پژوهشی بر روی موش های مبتلا به فشار خون بالا انجام دادند. آنها پیشنهاد کردند که MT در پستانداران نقش آنتی اکسیدانتی ایفا می کند و بررسی کردند که آیا فعالیت ورزشی مزمن شنا می تواند بر رشد سرخرگ ها در موش های مذکور و همچنین بر تعدیل سطوح MT اثر بگذارد. آزمودنی ها یک ساعت در روز برای ۸ هفته وادار به تمرین شدند و ۷۲ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین کشته شدند. نتایج نشان داد فعالیت ورزشی شنای مزمن، فشار خون سیستولیک و ضربان قلب را در موش های صحرایی کاهش داد و این کاهش با کاهش سطوح MT کبدی و قلبی در ارتباط بود. همچنین این برنامه تمرینی موجب کاهش توسعه فشار خون سرخرگی در موش های صحرایی بیمار و سازگاری سطوح MT در بافت کبد، قلب و آئورت شد[۱۷۶].
میلنروویچ[۱۳۳] و همکاران (۲۰۰۴) اثرات ترکیبی کادمیوم و فعالیت ورزشی را بر میزان تغییرات سطوح MT و تجمع کادمیوم در بدن بررسی کردند. گروهی از دوندگان با سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی مشابه در دو گروه سیگاری و غیر سیگاری در دو نوبت فعالیت ورزشی با سرعت متوسط در مسافت ۲۰۰۰ متر و فعالیت ورزشی با سرعت زیاد در مسافت ۴۰۰۰ متر شرکت کردند. در گروه سیگاری ها، غلظت بالاتر کادمیوم در خون وادرار پس از فعالیت ورزشی مشاهده شد که نشان دهنده تاثیر مثبت فعالیت ورزشی بر دفع کادمیوم می باشد. MT به عنوان تعیین کننده موثر بر تغییرات در بدن دونده ها القا شد. افزایش معنی دار آن در ادرار غیر سیگاری ها ۳۰ دقیقه پس از پایان دویدن مشاهده شد که در مسافت طولانی تر بیشتر افزایش یافت. نتایج این پژوهش پیشنهاد می کند که MT به دلیل ویژگی هایش، می تواند به عنوان یک آنتی اکسیدانت ضروری ملاحظه شود. فعالیت بدنی متوسط ممکن است یک راه حل مناسب برای دفع رسوبات کادمیوم ناشی از آلودگی محیطی با این فلز باشد[۱۷۷].
اوکولوف[۱۳۴] و همکاران (۲۰۰۶) این فرضیه را که MT از توبول های کلیوی در برابر آپوپتوزیس ناشی از فعالیت ورزشی شدید و تمرین منظم محافظت می کند آزمایش کردند. موش های نر ویستار به گروه های کنترل، فعالیت ورزشی شدید و تمرین منظم ۸ هفته ای تقسیم شدند. بافت کلیه آزمودنی ها ۶ و ۹۶ ساعت پس از فعالیت ورزشی برداشته شد. نتایج نشان داد پس از یک جلسه فعالیت ورزشی شدید، وقوع آپوپتوزیس محدود به توبول های انتهایی و مجاری جمع کننده کلیه های موش شد در حالیکه توبول های مجاور تحت تاثیر قرار نگرفتند. تمرین منظم ۸ هفته ای منجر به القای آپوپتوزیس در سلول های توبولی نشد. همچنین بیان MT منحصراً در توبول های مجاور گروه فعالیت ورزشی شدید افزایش معنی داری نشان داد. بعد از تمرین منظم ۸ هفته ای، بیان MT در مقایشه با کنترل بدون تغییر باقی ماند. یافته های پژوهش مذکور بر نقش MT در کنترل آپوپتوزیس در سلول های توبولی مجاور تاکید کردند[۱۷۸].
هاشیموتو[۱۳۵] و همکاران (۲۰۰۹) نشان دادند که ورزش منظم روی نوار گردان ایزوفرم های MT (­,MT-2 ,MT-1 MT-3 ) را در طناب نخاعی موش القا می کند. از آنجایی که MTs تنظیف گرهای قوی ROS هستند و برخی فعالیت های تغذیه عصبی دارند ورزش ممکن است اثرات مفیدی بر نرون های حرکتی نخاع در بیماران مبتلا به اسکلروز آمیوتروفیک جنبی به علت القای MTs داشته باشد. دویدن روی تردمیل به مدت ۳۰ دقیقه در روز سطوح بیان MT-1-mRNA و MT-2-mRNA و MT-3-mRAN را به ترتیب تا ۱۹۳% ، ۲۹۸% و ۱۹۶% نسبت به گروه کنترل ۱۲ ساعت بعد از شروع ورزش افزایش داد. بعد از ۲ هفته تمرین روزانه، سطوح بیان MT-1/2 و MT-3 آزمودنی های تمرین کرده در مقایسه با گروه بی تمرین، به ترتیب ۱۷۳% و ۱۴۶% بود. دویدن روی نوار گردان به مدت ۲ هفته منجر به تجمع تدریجی پروتئین های MT در طناب نخاعی مایس شد. این نتایج پیشنهاد می کند که فعالیت ورزشی منظم موجب افزایش موقتی در سطوح بیان MT-mRNA و منجر به تجمع پروتئین های MT در طناب نخاعی مایس طبیعی می شود .[۸]
جولازاده و همکاران (۲۰۰۹) هدف پژوهش خود را بررسی اثر ۸ هفته تمرین استقامتی پیش رونده و یک جلسه فعالیت وامانده ساز در قبل و پس از آن بر MT و پراکسیداسیون لیپیدی بافت قلب موش های صحرایی نر نژاد ویستار عنوان کردند. ۶۴ سر موش صحرایی نر با میانگین وزنی ۲۰۰ گرم انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تمرینی و کنترل و زیر گروه های مربوطه تقسیم شدند برای کنترل اثر سن بر شاخص های موردنظر در پژوهش، تمام گروه ها در دامنه سنی تقریباً مشابهی به دنبال اعمال متغیرهای مستقل پژوهش یعنی ۸ هفته تمرین و فعالیت های وامانده ساز کشته شدند. همه گروه ها به دنبال ۱۲ ساعت ناشتایی و گروه تمرینی ۸ هفته ای حداقل ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و گروه های وامانده ساز نیز بلافاصله بعد از فعالیت مربوطه کشته شدند. پس از تجزیه و تحلیل متغیرهای وابسته تحقیق مشخص شد که اجرای فعالیت وامانده ساز در قبل و پس از ۸ هفته تمرین استقامتی باعث افزایش معنی دار MT و MDA بافت قلب هر یک از موش های گروه های تمرینی و کنترل شد. با این وجود، بررسی تغییرات مقادیر MT و MDA به دنبال اجرای فعالیت وامانده ساز اولیه نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه تمرینی و کنترل وجود ندارد این در حالی است که تغییرات بین گروهی مقادیر MDA به دنبال اجرای فعالیت وامانده ساز ثانویه معنی دار و تغییرات بین گروهی سطوح MT نیز اگرچه معنی دار نبود، اما تغییرات آن قابل ملاحظه بود. اجرای ۸ هفته تمرین استقامتی تغییر معنی داری در سطوح استراحتی MT و MDA گروه تمرینی ایجاد نکرده است. به علاوه تفاوت معنی داری در مقادیر استراحتی MT و MDA بین دو گروه تمرینی و کنترل به دنبال ۸ هفته تمرین استقامتی نیز مشاهده نشد[۱۳]
۲-۳-۶- اثر استرس اکسایشی ناشی از مواد سمی بر M T
گئورک[۱۳۶] (۱۹۸۹) اثر تزریق زیر صفاقی دوزهای مختلف کادمیوم را بر فلزات کبدی و سیستم های سمیت زدایی ژنوبیوتیک نوعی ماهی مطالعه کرد. نتایج نشان داد تزرق کادمیوم به مقدار بیش از ۲ میکروگرم بر گرم وزن بدن باعث افزایش سطوح MT کبدی شد اما دوزهای بالا ظرفیت مصادره MT القایی را بیشتر نکرد و در بالاترین دوز (۱ میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) القا و سنتز MT و سطوح روی کبدی کاهش یافت. در دوره زمانی مربوط به این پژوهش (۶ روز) هیچ تغییر معنی داری در آنزیم فاز ۲ یعنی GST مشاهده نشد .[۱۷۹]
کنراد[۱۳۷] و همکاران (۲۰۰۰) در پژوهش خود برای مطالعه نقش MT در حفاظت از سلول ها در درون بدن موجود زنده در برابر استرس اکسایشی از موش هایی که در آنها جهش ژن MT-1 و MT-2 ایجاد شده بود استفاده کردند. به هر دو گروه آزمایشی یعنی موش هایی که هر دو ژن MT را دارا بودند و موش هایی که فاقد این دو ژن بودند محلول نمکی و روی تزریق کردند و سپس موش ها در معرض دو نوع استرس اکسایشی قرار دادند: پرتوافکنی ـ جی[۱۳۸] یا ۲- نیتروپروپان[۱۳۹] در نتایج بدست آمده هیچ تغییری در سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی در مقایسه با نقص MT در موش فاقد ژن MT دیده نشد. میزان آسیب اکسایشی به DNA کبدی، لیپیدها و پروتئین ها در هر دو گروه مشابه بود هر چند سطوح MT در کبد موش های دارای ژن MT که با محلول نمکی و روی پیش درمان شده بودند ۵ تا ۱۰۰ برابر بیشتر از میزان آن در موش های فاقد ژن MT بود[۲۰].
در پژوهش کاواگویی[۱۴۰] و همکاران (۲۰۰۵) تاثیر مصرف خوراکی سریوم و کادمیوم بر محتوای MT و GSHاندام های موش های نر را بررسی کردند. آزمودنی های گروه سریم ۲۰ و ۲۰۰ میلی گرم بر کیلوگرم سریم و آزمودنی های گروه کادمیوم نیز همین میزان کادمیوم دریافت کردند. در هر دو گروه و گروه کنترل سطوح پلاسمایی ALT ، AST ، GSHو MT اندازه گیری شد. هر دو گروه موش هایی که با کامیوم و سریوم مسموم شده بودند در مقایسه با گروه کنترل سطوح بالای MT و GSH را در سلول های کبدی نشان دادند و سطوح لیپوپروکساید کبدی کمتری داشتند. این نتایج پیشنهاد می کند که به دنبال مصرف خوراکی کادمیوم و سریوم در هر دو دوز به کار رفته، افزایش سطوح آنتی اکسیدانت هایی مثل MT و GSH در اثر تولید ROS در کبد موش اتفاق می افتد[۱۸۰].
چاتر[۱۴۱] و همکاران (۲۰۰۸) در پژوهشی، تاثیر کادمیوم را بر برخی پارامترهای شاخص استرس اکسایشی و آسیب DNA در بافت های مختلف موش های باردار بررسی کردند. آنها به ۸ موش ماده از روز ششم تا نوزدهم بارداری به صورت زیر جلدی به میزان ۳ میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن کادمیوم کلراید تزریق کردند و به موش ها اجازه دادند که به طور طبیعی و به میزان دلخواه تغذیه کنند. آنها سطوح MDA و فعالیت GSH ، GPX ، کاتالاز و SOD را به عنوان نشانه های زیستی استرس اکسایشی در کبد و کلیه تعیین کردند. نتایج نشان داد کادمیوم MDA را به میزان ۱۱۶% در کلیه افزایش داد. به علاوه، کادمیوم سطوح Cu-Zn-SOD و GSH را در این بافت کاهش داد. همچنین موش های آلوده به کادمیوم افزایش مقادیر MT کبدی را نشان دادند. آنها پیشنهاد کردند که القای MT در کبد احتمالاً دلالت بر از بین بردن اثر سمی کادمیوم دارد. سطوح بالای کادمیوم به کار رفته در این پژوهش تا حد کمی توسط MT در کبد خنثی شد در حالی که بخش غیر متصل به MT بر استرس اکسایشی و اکسیداسیون DNA مشاهده شده در کلیه دلالت داشت [۱۸۱].
۲-۴٫جمع بندی و نتیجه گیری:
تحقیقات گوناگون نشان داده که کادمیوم باعث ایجاد استرس اکسایشی ، تضعیف سیستم انتی اکسیدانی والتهاب می شود و استرس اکسایشی و برخی فعالیت استقامتی منجر به افزایش فعالیت پروتئین MTمی گردند. وهمچنین مطالعات نقش مربوط به آنتی آپوپتوزی سیلیمارین را مورد تائید قرار دادند و با توجه به پژوهش های پیشین به نظر می رسد تمرینات ورزشی شنا و سیلیمارین می تواند در طی این دوران مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد .در مجموع می توان گفت که تا کنون تحقیقی که به طور همزمان به بررسی تغییرات پروتئین MTدر حضور متغیر های کادمیوم،سیلیمارین،و تمرینات استقامتی شنا بویژه برروی ریه نوزادان پرداخته باشد، وجود ندارد.و تحقیقی که در این مورد در بافت ریه نوزادان صورت گرفته است که تحقیق حاضر را می توان از جمله اولین پژوهشی محسوب کرد که به بررسی همزمان کادمیوم سیلیمارین و ورزش در دوران بارداری و شیر دهی بر متالوتیونین ریه نوزادان پرداخته است .
فصل سوم
روش شناسی پژوهش
۳-۱٫ مقدمه
دقت در اندازه گیری و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز یک تحقیق و استفاده صحیح از ابزارهای اندازه گیری وبه کار گیری روش اجرای صحیح ومعتبر تحقیقی ،از جمله عوامل موثربرای انجام یک تحقیق علمی ، صحیح و موفق است . علاوه بر این به منظور افزایش تکرار پذیری پژوهش وآگاهی محققان دیگر از جزئیات آن در این فصل روش شناسی پژوهش شامل روش انجام تحقیق،متغیر های تحقیق،جامعه و نمونه آماری،روش نمونه برداری ،ابزار های اندازه گیری و روش تجزیه وتحلیل یافته ها ارائه شده است.
۳-۲٫ روش پژوهش
تحقیق حاضر با توجه به موضوع ،به بررسی یک دوره برنامه تمرینی استقامتی شنا و مکمل سیلیمارین برتغییرات متالوتیونین ریه نوزادان موش های مادر در معرض مسمومیت کادمیوم در دوران بارداری وشیردهی پرداخته است.از آنجایی که آزمودنی های پژوهش را موش های صحرایی آزمایشگاهی نژاد ویستار با گروه های سنی مشابه تشکیل می دادند که به گروه های مختلف تجربی تقسیم و در یک طرح ۳ هفته ای شرکت کردند، روش پژوهش از نوع تجربی بود.
۳-۳٫جامعه ونمونه آماری پژوهش
آزمودنی های پژوهش حاضر را ۷۲ سر موش ماده نژاد ویستار تشکیل می دادند که پس از یک هفته انتقال به محیط آزمایشگاه و آشنایی با محیط جدید یک موش نر با دو موش ماده در قفس برای جفت گیری قرار گرفتند . ۲۴ ساعت پس ازآن با بررسی توده واژینال اولین روز بارداری مشخص شد .سپس موش های مذکور به صورت تصادفی به صورت مساوی به تعداد هشت سر در گروه های نه گانه پژوهش شامل کنترل، کادمیوم،حلال،سیلیمارین،تمرین،تمرین- سیلیمارین،تمرین-کادمیوم،کادمیوم-سیلیمارین،تمرین-کادمیوم-سیلیمارین تقسیم شدند (جدول شماره۳-۱(
جدول ۳-۱٫مشخصات آزمودنی ها و گروه های پژوهش

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 128
  • 129
  • 130
  • ...
  • 131
  • ...
  • 132
  • 133
  • 134
  • ...
  • 135
  • ...
  • 136
  • 137
  • 138
  • ...
  • 163
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 رام کردن عروس هلندی ترسیده
 ساخت اپلیکیشن هوش مصنوعی درآمدزا
 فروش دوره‌های آنلاین آموزشی
 سئو ویدئو در گوگل
 آموزش Copilot حرفه‌ای
 ساخت ویدیو آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد از کسب‌وکارهای کوچک
 پادکست درآمدزا
 بازاریابی ایمیلی سایت
 بلوغ گربه ها
 انتخاب اسباب بازی گربه
 درآمد از تبلیغات سایت
 تبلیغات درون اپلیکیشنی
 افزایش فروش فایل آموزشی
 حقایق طوطی کاسکو
 تاثیر روابط زناشویی سالم
 نشانه های عشق مردان
 رفع سوءتفاهم رابطه
 بهینه سازی عکس فروشگاه
 تدریس مهارت دیجیتال
 جلوگیری از افسردگی رابطه
 درآمد از هنر دستی
 خصوصیات سگ ساموید
 سرلاک پرنده مناسب
 خصوصیات سگ گرگی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • دنیای دانش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان